فروید و آرزوی شاه شدن عباس برزگر

مهدی گنجی مستند ساز خارق العاده فیلم « من میخواهم شاه بشم » با جسارت تمام سعی کرد نقبی به ضمیر ناخوداگاه این شخصیت خاص و قدرتمند بزند تا نشان دهد آرزوی دستیابی به معشوقی که عباس در جوانی از آن محروم شده بود بعد از شهرت و ثروتی که صنعت توریسم برایش آورد، به صورت رویای شاه شدن و یافتن ملکه زنده شد.

شاید در ایران، فروید بیشتر معروف باشد به اصرارش از اینکه، همه چیز ناشی از انگیزه های جنسی بشر است و شاید هم در دوره ای از معرفی ذات انسان، بر مراحل تحول جنسی هر فرد تاکید نیز داشته است. اما مهمترین دستاورد او برای بشریت، بررسی ذات درونی و به قول خودش «ناخوداگاه »انسان بود.

فروید نه تنها در ایران بلکه در فرهنگ عمومی جهان، به شکل یکجانبه شهرت یافته است چون به عنوان مثال، یکی از اساسی ترین نظراتش یعنی تفسیر و تاویل رویاها در بین عموم ناشناخته مانده است

فیلم مهدی گنجی، نگاهی فرویدی به شخصیت عباس برزگر و نوعی تعبیر روانکانه ای از آرزوی او است. فیلم در یک تمثیل روانکاوانه زیبا، بعد از آنکه عباس از رویای دیرینهِ شاه شدن می گوید با یک شیرجه به عمق آبِ نه چندان شفاف، شروع می شود .

فروید معتقد بود رویاها، دریچه بروز آرزوها و امیدهای سرکوبو کنترل شده بشر است. از نظر او تمدن و مقررات ناگزیر اجتماعی، به بشر آموخته است که برای ادامه حیات و آرامش نسبی، بخشی از خواسته های اصلی اش را که متناسب با اخلاق و ارزش های عمومی نیست در درون خود و در بخش ناخوداگاه، نگه دارد.

او معتقد بود که در موقع خواب، بخشی از امیال محبوس شده در ضمیر درونی انسان ها به صورت رویا وارد بخش آگاه ذهن می شوند. اما نحوه اعلام خواسته ها و آرزوها، مخدوش شده و پر رمز و راز است.

در تمام مدت طول فیلم، دوربین کارگردان، متوجه عباس برزگر است که به شکل قدرتمندی در حال تعبیر رویایی است که به ذهنش خطور کرده است. عملی ساختن آرزویی که از آن با عنوان « من می خواهم شاه بشم» یاد می کند.

عباس برزگر به دوربینِ یک فیلمساز روانکاو اعتماد می کند و از سرخوردگی عشقی اش در دوران جوانی می گوید. ماجرایی که قبلا به هیچکس دیگر نگفته بود. عباس برزگر و پسرش و حتی دخترش در طول داستان فیلم نیز به شکل های مختلف اذعان می کنند که وی با همسرش رابطه ای عاطفی و عاشقانه و شاید حتی جنسی ندارد.

اینجاست که فیلمساز شروع به ایجاد یک تقابل هماهنگ برای تعبیر خواب و آرزوی شاه شدن عباس می کند و جستجوی طولانی عباس برای یافتن ملکه مفهوم می یابد … همه انرژی عباس، همه بلندپروازی و سخت کوشی اش با محرومیت عشقی اش در جوانی پیوند می خورد. عباس قبلا، با همه تلاش بی نظیرش نتوانست به دختری که دوست داشت برسد. او وقتی از شرایط لازم برای خواستگاری برخوردار شد به خانه معشوقشرفت ولی فهمید که دختر را در غیابش، شوهر داده اند.

رویای دستیابی به معشوقی که از آن محروم شده بود بعد از شهرت و ثروت دوره جدید، دوباره به سطح می آید. فیلمساز و دوربین، عباس را هر موقع بخواهند به درون رویایش می برند و دوباره در مسیر برآوردن آرزویش که یافتن ملکه ای برای پادشاهی اش است تصویر می کنند. عباس به بهانه داشتن ملکه ای برای سلسله شاهی اش، زن دوم می گیرد.

در پایان فیلم، عباس می بایست آرام باشد چون به ملکه اش بدون داشتن قلمرو پادشاهی، رسیده است. ولی او مردد است. در طول فیلم می بینیم که دکتر روانکاو / فیلمساز بر مریضی دیابت او بیشتر توجه می کند. عباس تن به خوردن شربتی می دهد که برایش خوب نیست درست مثل گرفتن زن دوم که عملا او را از آرزوی بزرگ یعنی شاه شدن دور می کند.

زن دوم عباس در حقیقت، برایش بیش از حد شیرین است و او را و انگیزه هایش را از رمق می اندازد. شیرینی امیال جنسی زن دوم داشتن، نه تنها او را ناتوان می سازد بلکه تا مرز از هم پاشی خانواده اولش نیز می کشد.

عباس، محرومیت عشقی که خانواده مرد مکانیک، در جوانی از او دریغ کرده بود را با یافتن ملکه ای که در رویاهاش نشان کرده بود جامه عمل پوشاند. برای همین، وی دیگر آن جادوگر سابق نیست. او دیگر انگیزه ای برای جادو و تلاش و پادشاهی ندارد. فروید و مهدی گنجی رویای عباس برزگر برای شاه شدن را تعبیر کردند.

More from ونداد زمانی

چرا مردهای خوش قلب، تنها هستند

دو نویسنده مسائل زناشویی Emma Taylor و Lorelei Sharkey ، سعی می...
بیشتر بخوان
  • اصغر

    پس با این حساب خوب شد من به عشقم نرسیدم والا معلوم نبود چه به سر خودم می آوردم!

  • پیاز

    آخ! زیر این کامنت نزاشته بودم.