دلایل منطقی و مهربان برای مجرد ماندن

23625943865_0a1bb05265_z

یک تلقی عمومی و کمابیش پنهان در جامعه وجود دارد از اینکه هر فردی که تنها زندگی می کند و در ضمن تمایلی به زندگی مشترک ندارد، وضعیتش ترحم برانگیز است و حتما از مشکلات عمیق شخصیتی نیز برخوردار است.به عبارتی دیگر، به ذهن ها خطور نمی کند که آدمهای مجرد می توانند نرمال باشند.

اینطور دیدن انسان ها به خودی خود زمینه ساز یک بدبختی عمومی است چون معنی اش برای درصد بزرگی از جامعه که نمی خواهد زندگی اش را با فرد دیگری شریک شود این است که غیرعادی هستند. شرمی که این نوع تلقی به همراه هجوم رسانه ها ایجاد می کند نتیجه اش این می شود که افراد را مجبور می سازد تا دست از زندگی مجردی بکشند.

تا وقتی که متوجه این حقیقت اساسی نشویم که دلایل بسیار خوبی برای مجرد زندگی کردن وجود دارد و تا وقتی که پرستیژ مجرد و متاهل بودن در جامعه به یک حد نرسد صادقانه خواهد بود که بگوییم تصمیم آدمها برای داشتن زندگی مشترک نیز، غیرمنطقی و غیرعادی است.

و اما دلایل منطقی برای مجرد ماندن:

بهتر است این واقعیت را بپذیریم که ایده عشق رمانتیک و زندگی عاشقانه فقط 250 سال عمر دارد. زوج ها طبیعتا با هم زیر یک سقف زندگی می کردند ولی هیچ توقعی نداشتند که زندگی فرخنده و شاد و سرشار از عشق دارند.

ازدواج یک زوج، قرارداد از پیش تعیین شده توسط خانواده ها بود. یک قرارداد عملی برای بقای یک قبیله یا فامیل و دو انسان و فرزندانی که تولید می کنند. یک ازدواج رمانتیک از نظر تئوری امکانپذیر است ولی شانس ایجاد و نگهداری اش بیشتر از 5 الی 10 درصد نیست. برای همین جدا شده ها، اصلا نباید احساس شرم یا شکست داشته باشند.

اجتماع بشری بنا بر مقتضیاتش، ازدواج را عادی تشخیص داده است در صورتی که به شکل خیلی مشخص، عملی غیرعادی است. درست مثل اینکه روی طناب راه رفتن، آن هم در ارتفاع بلند، تبدیل به یک ورزش مورد علاقه جامعه شود. طبیعی است که درصد سقوط  به طور ناخواسته همیشه بالا است.

بعضی از ما انسانها اگر انتخاب می کنیم مجرد بمانیم نباید صفت غیر رمانتیک نصیب مان شود. در حقیقت شاید مجردها خیلی بیشتر از بقیه رمانتیک باشند. پذیرش یک انسان دیگر به عنوان زوجی که با او زندگی را به سر خواهیم کرد یعنی پذیرش پایان هر نوع امکان عشقی رمانتیک … برای همین شاید در یک رابطه بودن، بیشتر به درد افرادی می خورد که سلیقه ها و نیازها و احساسات متوسط و توقع محدودی از زندگی دارند.

برای بعضی ها نشانه بلوغ و خردمندی است اگر می توانند عاشق یک نفر بشوند و با او زندگی کنند ولی در ضمن خردمندانه و عاشقانه است اگر به این واقعیت هم بعضی ها برسند که از نظر روحی و روانی توانایی عاشق شدن و زندگی مداوم با یک نفر را ندارند. جلوگیری از ایجاد تنش و بحران در زندگی دیگران و خود می تواند نشانه یک روح مهربان هم باشد.

منطقی ترین واکنش به انهایی که واقعا دوست داریم این است که با آنها زندگی نکنیم چون واقعا غیرممکن است با یک نفر، همسر و همراه شویم و دمار از روزگار هم در نیاوریم. مناسب ترین رفتار با عشق این است که ستایش کنیم، احترام بگذاریم، لطافت به خرج دهیم و بعد راه مان را بگیریم و از آن دور شویم.

تنها بودن شرایطی را فراهم می کند که مدام به یادمان می آورد چقدر آدم سخت و عجیبی هستیم. هیچکس نیست که اینه واقعیت را در برابر ما قرار دهد. اشتباهات و ضعف های مان را برشمرد و خواهان تصحیح ما باشد. ولی اگر خوش شانس باشیم خودمان را همانطور که هستیم دوست خواهیم داشت و تحمل خواهیم کرد.

شاید بهتر است احساس تنهایی کنیم و از در دسترس بودن سکس محروم باشیم تا اینکه در درون یک رابطه به یک زندگی بدون سکس برسیم یا در بیرون از رابطه به دنبالش باشیم.

همه اینها ما را به این نتیجه نمی رساند که مجرد بودن یعنی مشکل نداشتن. هر دو موقعیت مجرد یا متاهل بودن موانع مخصوص خودش را دارد. تنهایی درد مجردها است و احساس خفگی، خشم و مستاصل شدن می ماند برای متاهل بودن.

حقیقت این است که انسان رابطه خوبی با شادی ندارد. فرق نمی کند مجرد یا متاهل باشیم چون به هر حال دلایلی برای بدبختی و غم پیدا خواهیم کرد. در نهایت، شاید بهتر است با عجله شیرجه نزنیم به درون زندگی مشترک و یا برعکس، نخواهیم به سرعت خودمان را پرت کنیم به دنیای مجردی.

 

Reasons to Remain Single

More from ماهان طباطبایی

سکس یک تجربه معنوی است

اشاره به وضعیت انسانها و حالت غرق شدن و گم گشتگی ارگاسم که...
بیشتر بخوان
  • vahid

    “انسان رابطه خوبی با شادی ندارد”.کل قضیه همینه دقیقا.در روند تکاملی ما نوستالژی به اینکه باید در زمان و مکان دیگری باشیم،در سرشت ما حک شده تا هیچوقت به داشته هامون خرسند نباشیم و در آرزوی بهتر باشیم.غافل از اینکه زندگی همین لحظه ها بود که با غم کشتیم.بله مجرد یا متاهل بودن هیچکدام نه پرسش خوشبختیند و نه پاسخ.

  • محسن

    سلام
    من خواننده جدی مطالب وبسایت شما نیستم و اطلاعی از عملکرد وبسایت مرجع که مطلب فوق از آن ترجمه شده است ندارم، اما شما برای ذکر اعداد دقیق هیچ منبع عملی یا نتیجه تحقیقاتی ذکر نکرده‌اید و گفته‌اید: «یک ازدواج رمانتیک از نظر تئوری امکانپذیر است ولی شانس ایجادش بین ۵ الی ۱۰ درصد است.»
    اگر که من جمله را به این صورت تغییر دهم:
    «یک ازدواج رمانتیک از نظر تئوری امکانپذیر است ولی شانس ایجادش بین ۸۵ الی ۹۰ درصد است.»

    می‌توانم مقاله‌ای کاملا شبیه به همین مطلب و در تایید زندگی متاهلی بنویسم.
    در ادامه سوال من این است، آیا کلمه «منطقی» در عنوان مقاله با مطالب متن همخوانی دارد یا تنها تبلیغی دلچسب است برای زندگی مجردی؟

    • marderooz

      محسن عزیز حتما شما هم می توانید بنویسید. ولی بد نیست یک نکته را در نظر بگیریم که متن بهتر است در تمامی جملات با هم همخوانی داشته باشد. اول یک ادعا را مطرحکند و بعد حدود 3 دلیل برای اثبات اعا مطرح کند و بعد نتیجه گیری کند. با این شیوه، هر ادعای حق ابراز دارد. بقیه اش بر می گردد به شعور و حساسیت ها و ضرورت های خوانندگان…

      در مورد شانس شکل گیری عشق رمانتیک، خودتان قاضی باشید و ببنید از 100 درصد ازدواج های که بیشتر از 5 سال عمر داشته اند چند درصد شان همچنان عاشقانه و رمانتیک مانده اند. ما به نظر و شعور شما احترام می گذاریم. ممنون

  • G

    “بهتر است این واقعیت را بپذیریم که ایده عشق رمانتیک و زندگی عاشقانه فقط ۲۵۰ سال عمر دارد”
    با سپاس از نگارنده عزیز، همین دو جمله اول کافی بود که بقیه متن رو نخونم!

  • تنهای تنها

    مقاله ای با نکات قابل تأمل بود….به نوعی حرف دل مجردهایی مثل خود بنده رو زد که بعد از سالها مراوده با جنس مخالف ، در نهایت به این نتیجه رسیدم که هیچکس نمیتونه منو به آرامشی که بهش نیاز دارم برسونه….لذا ترجیح دادم دیگه عطای ازدواج رو به لقایش ببخشم..اما تنها چیزیکه در جوامع سنتی مثل جامعه ی ما آزاررسان هست، همین نگاه غیرمنطقی به مجرد بودنه که البته سخته ، ولی بنده باهاش تا بحال کنار اومدم و خواهم آمد

  • الناز

    لطفا منابع علمی در ارتباط با آماری که ارایه میکنید رو عنوان کنید.
    در پاسخ به سوال یکی از خوانندگان این طور بیان نمودید: ” در مورد شانس شکل گیری عشق رمانتیک، خودتان قاضی باشید و ببنید از 100 درصد ازدواج های که بیشتر از 5 سال عمر داشته اند چند درصد شان همچنان عاشقانه و رمانتیک مانده اند. ما به نظر و شعور شما احترام میگذاریم.” این نگاه و نوع پاسخ گویی به نظر خوانندگان کاملا غیر علمی و غیر اخلاقی است. نتایج آماریهیچ وقت با درنظر گرفتن محیط اجتماعی و روابط اطرافیان یک فرد (خواننده یا نویسنده) محاسبه نمیشه. بلکه به جامعه آماری نیاز داره نه نگاه کردن به اطرافیان.

    • susan

      inja nevisandeh amari nadade ast

  • Emad Eme

    مهم نیست جزو کدوم گروه هستی ، همیشه تو اون یکی گروه که نیستی بیشتر خوش میگذره (وودی آلن )
    حالا این موضوع هم این جوری شده، اونایی که مجردن میخوان یه سری تو اون گروه بزنن متاهلهام میخوان برگردن تو گروه قبلیشون اما واقعیت اینه که هر دو وضعیت مشکلات خودشو داره اما چون آدما به مرور زمان خاطرات بد رو فراموش میکنن همیشه فکر میکنن که وضعیت قبلیشون که بیشتر خاطرات خوشی دارن واسشون بهتره . . .