جشنواره تیرگان – تورونتو

روانشناسی

عشق و روابط

در یک نگاه

داستان‌های عاشقانه و زنان

romance 3

یکی از باورهای عمومی این است که داستان‌های سرگرم کننده و بویژه قصه های عاشقانه که نویسنده و خواننده آنها اغلب زنان هستند موفق گشته‌اند به سهم خود، میل به کتابخوانی را در نسل‌های متوالی جامعه غربی زنده نگه دارند.

 داستان عاشقانه از نزدیک به ۲۰۰ سال پیش تاکنون، لقبِ سطحی ترین نوع داستان را به خود اختصاص داده است. خواندن این نوع داستانها را به  مردم بی‌سواد، بی سلیقه و کم هوش نسبت می‌دهند. معروف شده است که این نوع ادبیاتِ، آثاری سانتیمانتال و احساساتی هستند که برای گریز از زندگی واقعی نوشته و خوانده می شود.

خانم « جی دیکسون» نویسنده  و ویراستار یکی از بزرگترین انتشارات داستان‌های عاشقانه « میلز  و بون» می‌گوید در داستان عاشقانه، زنان قهرمان اصلی و هدایت کننده موضوع قصه موضوع هستند و مردان در نقش دوم ظاهر می شوند»..

داستان‌های عاشقانه به مشکلات روزمره‌ای می‌پردازند که ذهن زنان معمولی جهان را به خود مشغول می‌کند. آیا مهربانی، صبوربودن و انعطاف منجر به سوء استفاده از من نخواهد شد؟ چه تخصص و شغلی را پیشه خود سازم؟ ایا دوست داشتن لباس و جواهرات زیبا جائز و اخلاقی است؟ چه نوع فردی باید باشم تا لیاقت عشق یک نفر دیگر را نصیب خود سازم؟  سئوالات تکراری که از قدیم  زنان را  به خود مشغول می‌کرد و با وجود آزادی‌های نسبی هنوز جزو دغدغه های آنهاست.

یک اصل اساسی  در داستان عاشقانه همیشه رعایت می‌شد.و آن اینکه دلیل اصلی زندگی، عشق است. عشق دوای همه مشکلات و دردها است. مهمتر از همه اینکه، باید به مردان عشق را آموخت.

خانم دیکسون  به این نکته شاره می کند که قهرمان زن در داستان‌های عاشقانه مردان را به حریم خانه جایی که به طور معمول متعلق به زنان است نزدیک می‌کنند. قهرمان این نوع داستان با این وسیله تلاش دارد بین سکس و دوست داشتن آشتی ایجاد کند و آن را به اصل زندگی مشترک تبدیل نماید.

معمولاً در داستان‌های عاشقانه، مردان بعد از درکِ عشق، به قابلیت کامل انسانی خود دست می‌ یابند. پیام اصلی داستان عاشقانه چیزی بیشتر از این نیست که زنان  و مردان به همدیگر محتاجند و برای همین باید تطبیق لازم توسط هر دو صورت بگیرد تا زندگی سرشار ازعشق و البته هیجانِ ماندگارِ جنسی شود.

 بسیاری از خوانندگان این نوع داستانها پوشیده نیست که دنیای داستان عاشقانه و نحوه چیدن ماجراهای از پیش تعیین شده در آن، سرنوشتی جز پایان خوش ندارد اما دلیل کافی ایجاد نمی‌کند تا خوانندگان این نوع داستان دست از امید و خیال ورزی بکشند.

قهرمان زن در داستان عشقی معمولا باهوش، زیبا و خوش قلب است ولی به خودش و زیبایی اش بهای لازم نمی دهد. او فقیر و تنهاست و به دلائلی ترسیده است. زنانی که معمولاًنقش اصلی را در این نوع قصه‌ها دارند یا تازه جدا شده اند و یا همسرشان فوت کرده و به همین دلیل از محل زندگی همیشگی‌اش فاصله می‌گیرد. قهرمان مونث قصه، در محیط جدید مردی را می بیند که به او بی تفاوتی می کند یا فریبش می‌دهد ولی او در پایان مرد را اسیر عشق خود می کند.

در این بین مهم این است که ماجراهای زیبا و متفاوتی برای قهرمان زن اتفاق می‌افتد.او تصمیمات جزئی زیادی می گیرد و به همین نحو، صدها میلیون خواننده داستان‌های عاشقانه، با دقت به اشتباهات  یا پیروزی‌های قهرمانان مورد علاقه خود چشم می‌دوزند. انها به دنبال راه حل های عادی و ملموس برای اتفاقات و مشکلات روزانه خود هستند.

ماریا باستیلوس نویسنده کتاب‌های زیر می‌باشد:

Maria Bustillos

Dorkismo and Act Like a Gentleman, Think Like a Woman.

۱- the Romance Writers of America website.

۲- Maria Bustillos

, Romance Novels, The Last Great Bastion Of Underground Writing

Mills & Boon Publication, Jay Dixon

.

 

 

موضوعات مرتبط