از آژانس شیشه ای تا طبقه حساس

PicMonkey Collage

در نگاه اول، فیلم « طبقه حساس» کمدی خوبی است که رضا عطاران ( آقای کمالی) بدون هیچ زحمتی برای خنده دار بودن، با خشم و طغیانش، غیرتی بودن مرد ایرانی را تبدیل به خنده بینندگان می سازد. آقای کمالی، بازاری محترم واردات کننده پارچه از چین، البته برای تسکین روحیه ماتمزده اش، درست بعد از مراسم هفت همسرش، بلیط سفر تفریحی به چین را در جیب دارد. سفر به سرزمینی که بعدها اقرار می کند زنان شان به مردان خیلی لطف دارند!

آقای کمالی وقتی از چین بر می گردد پی می برد مردی را در طبقه دوم قبر همسرش دفن کرده اند. از آن لحظه به بعد، فیلم « طبقه حساس» به واقعی ترین و خنده دارترین شکل ممکن، غیرت یک مرد ایرانی را به نمایش می گذارد. آقای کمالی غیرتی از دربان به بالا، به همه رشوه می دهد تا جسدِ ناموس خودش را از جسد مرد تازه فوت شده جدا سازد.

در نگاه دوم، یکباره فضای بسیار متفاوت فیلم « آژانس شیشه ای» به ذهن خطور می کند و خشم و طغیان کاظم، رزمنده بسیجی که روزگارش با مسافرکشی می گذرد. کاظم برای کمک به یک بسیجی ترکش خورده از دوران جنگ، جانش را به خطر می اندازد و حتی ماشینش را برای تامین قیمت بلیط می فروشد. 

خشم و طغیانِ کاظم ( پرویز پرستویی) در فیلم « آژانس شیشه ای»، دلیل واقعی و انسانی داشت. هنوز تب جنگ و کمک به مستضعفین حرف اول را می زند و ثروتمند بودن به دنیای مومنین راه نیفتاده بود.

ولی خشم آقای کمالی (رضا عطاریان) نه برای آخرت بود و نه برای عزت و احترام زن فوت شده اش … او حتی پذیرفت که بعد از مراسم چهلم همسرش، قرار ملاقات و آشنای با یک زن جدید را در برنامه اش بگنجاند.

در فیلم «طبقه حساس» آقای کمالی مرد بسیار مومن و متمول شده ای است که حتی در حین دفاع از غیرت خودش، به همسرِ مرد مرحومی که هم قبر همسرش شده است نیز نظر دارد. آقای کمالی در حقیقت اعتقاد چندانی ندارد و تنها نگرانی اش بد شدن غذاها است و گفتگوی مردم در باره هم قبر بودن همسرش با جسد یک مرد غریبه.

هنوز جامعه ما در بین راه  یافتن مرام جدید و عاقلانه قدم بر می دارد. قهرمانان اصلی هر دو فیلم « آژانس شیشه ای» و « طبقه حساس» دچار خشم و طغیان شدند ولی مسیر با صحنه آخری که هر دو فیلم به جا گذاشتند امیدوار کننده گشته است. کاظم در فیلم حاتمی کیا عملا  به کشتن هیچکس تن نداد و فقط ادای کشتن یکی از گروگان هایش را در می اورد. آقای کمالی تازه پولدار شده فیلم کمال تبریزی نیز در پایان دلش برای همسر خوبش تنگ می شود و برای اولین بار در کنار قبر او آرام می گیرد.

More from ونداد زمانی

گورکن مدرن و مرگ

بله. درست حدس زدید منظورم شرکت ها و آدم هایی هستند که...
بیشتر بخوان
  • افسانه

    شایدساختن فیلمی کمدی از این رفتار ناهنجارباعث کمرنگ شدن تاسف انگیز بودن موضوع و اغماضی که مستحق آن نیست رادرپی داشته باشد.که به نظر من ناشی از سیاست نرم سینمای دولتی ایران درطی سال هاست که ناپذیرفتنی ترین رفتارهارا به صورت بدیهی جلوه داده وحتی گاهی به صورت عرف جامعه دراورده است.تاثیر این سیاست درجای جای رفتارهای اجتماعی ماپیداست.

    • marderooz

      افسانه عزیز نظر شماهم نگاه سوم به این فیلم بود و حتما ظرفیت برداشت های متفاوت تری هم دارد. ممنون. این فیلم خیلی از مرزهای اخلاقی سینمای دولتی را در حد غر غر و اشارات کوتاه شکست. کلمات و شعارهای دولتی به صورت جوک مدام در فیلم همراه با خنده بازیگران عنوان می شد. رانت و رشوه کلید حل مسائل بود. حاجی اقا ها میل زیادی به سفر چین داشتند و حتی وعده رشوه هماهنگی سفر چین بود … طبقه جدید کراواتی حامی منافع شان نیز دوستان جدید این طبقه مرفه جدید بودند. کلا هم اگر شرایط بحرانی نباشد متمولین بدی نیستند. دارند یاد می گیرند خشونت نورزند و در پایان هم کمی شریف می شوند.
      ممنون

      • سارا

        فیلم هیچ کششی ندارد تا مخاطب را جذب فیلم کند، داستان جذاب یا طنز خوب و یا حتی بازیگرانی که به لطف انها بتوان ادامه فیلم را تحمل کرد ولی مقایسه بین دو فیلم اژانس شیشه ای و طبقه حساس یک چیز را به خوبی نشان می دهد، فرق طبقه مومنین یا مومن نماها در جامعه امروزی با بعد از جنگ. اینکه ارزش های دینی تا چه حد جای خود را به ارزش های سطحی اجتماعی داده اند. شاید فیلم میخواسته بسیاری از تفاوت ها را به خوبی نشان دهد اما همه چیز دست به دست هم ندادند تا فیلم خوب از اب در بیاید.

  • Abbas

    به نظرم این دو فیلم به هیچ روی از یک جنس و مقوله نیستند که ما انها را باهم مقایسه کنیم. شاید تنها وجه مشترکشان کمی عصبیت نقش اول انهاست. در اژانس شیشه ای با توجه به اتمسفر فضای فرهنگی و سیاسی اوایل دهه هفتاد و بروز رفتارهای اجتماعی غیر قانونی در سطح جامعه و با اهداف و اغراض سیاسی و جناحی کارگردان وقت سعی میکنه با بازسازی یک رمبوی وطنی که فارق از تغییرات فرهنگی جامعه و پر از کینه های دوران پساجنگ و با تمسک به صورت مساله انسانی نشان داده شده کمک به یک کهنه سرباز زخمی از دوران جنگ در واقع رفتارهای غیر قانونی و هدفمند گروهی را توجیه کند. در ان فیلم عصبیت حاج کاظم برای تبلور اصولگرایی و بنیادگرایی ان کاراکتر هستش. در ان زمان نسل بعد از جنگ با سن ۲۰-۲۷ سال با دیدن ان فرد خواستگاه موضع گیری وی در فیلم را که فارغ از گروه بندیهای عینی جامعه بود (همانگونه که در جایی از فیلم می گوید دود اگزوز اون موتوری ها نفس من و امثال من رو تنگ میکنه) با مکانیسمهای واکنش سازی و فرافکنی ناخوداگاه با مواضع گروههایی که بعد ها ابزار سرکوب دانشجویان شدند معادل سازی می کردند. ولی در فیلم طبقه حساس در واقع یک فیلم با تم اجتماعی و برای بیان یک نوعی هذیان ذهنی است که ریشه در نگاه جنسیتی و مردسالارانه جامعه ایرانی دارد. عصبیت نقش اول در این فیلم فقط نشانگر شاخصه بارز مردسالاری و اتمسفر تک صدایی نهاد خانواده در جامعه سنتی ایران است.

  • احسان

    ادمین چرند و دروغ نگو. رضا عطاران تو طبقه حساس هیچ نظری به زن شخص مرحوم شده نداشت که البته همه اول فکر می کنند نظر داره!!!! ولی توی سکانس بستنی فروشی عکسش ثابت میشه!!!!