اعتراف همزمان یک عروس و داماد در باره باکرگی

3ff82d3f93f834c295f0627736e82fe1 (1)

رضا و نسرین 30 و 27 ساله و هر دو اهل ساری بودند و یک هفته از اقامت شان در هتلی می گذشت که من و همسرم برای ماه عسل در آن بودیم. کمی از ما جوانتر بودند ولی خوشبختانه در ظرف مدت کوتاهی با هم راحت و خودمانی شدیم. در آخرین دیدار که با هم دور میز صبحانه نشسته بودیم شاهد گفتگو و شاید یک اعتراف همزمان این زوج بودیم که به نظر من یکی از بهترین و صمیمی ترین لحظات زندگی آنها می تواند باشد:

نسرین: ما از مدتها قبل همدیگر را می شناختیم اما وقتی زمزمه های ازدواج مان از 6 ماه قبل جدی شد به این فکر افتادم که با باکره نبودن و توقعی که در شب زفاف وجود دارد چگونه رفتار کنم؟

رضا: من تقریبا مطمئن بودم وقتی نسرین با من آشنا شده بود تجربه جدی و طولانی مدت با هیچ مردی نداشت. می دانستم که احساسی شبیه به عشق در دوره دانشجوی به سراغش آمده بود و خودش هم اینجا و آنجا از شیطنت های کوچکش گفت. منظورم این است که با اینکه توقعی نداشتم که باکره باشد ولی حدس می زدم که باید اینطوری باشد.

نسرین: همسرم 30 ساله بود و طبیعی بود که باکره نباشد. نمی دانم چطور یا چگونه ولی طبق تربیت دخترانه خودم، داشتن تجربه جنسی برای مرد ایرانی مجرد و  30 ساله را یک امر بدیهی و ناخودآگاه حتی جذاب می دانستم. من یکبار به مدت 3 روز با یک پسر در یک سفر همراه بودم و دو شب متوالی را با هم به سر بردیم و اتفاقی که سعی می کردم نیفتد  صورت پذیرفت.

رضا: من باکره نبودم. جزئیاتش بماند.

نسرین: آشنای یکساله و خیلی آرامی که با رضا داشتم و عجله ای که هیچکدام برای تماس جنسی در حین دوستی قبل از ازدواج به خرج ندادیم و شخصیتی که از خودش بروز می داد باعث شد که اصلا نگران نباشم. شکی نداشتم که باکره نبودنم در شب ازدواج مسئله ایجاد نخواهد کرد. با این وجود هر چه به شب موعود نزدیکتر می شدیم نگرانتر می شدم.

رضا: من خیلی نسرین را دوست دارم. فکر می کنم که شناخت خوبی هم از او دارم و به ذهن من هم خطور کرد که آیا باکره هست یا نه ولی برایم مهم نبود یعنی اصلا مهم نبود. ولی هر چه به روز عروسی نزدیک می شدم یک توقع ناخواسته و دلواپسی غریزی در من شدت می گرفت. احساس خوبی نداشتم وقتی که فکر کردم نسرین نازنین من با یک نفر دیگر توانسته باشد این همه صمیمی و خصوصی رفتار کند.

نسرین: من هیچ احساس خاصی به اتفاقی که برایم در آن سفر 24 سالگی افتاده بود نداشتم. فکر نمی کنم تغییری در شخصیتم ایجاد کرد که توانای عشق ورزیدنم به رضا را مخدوش کند. تجربه سفر 3 روزه ام بخشی از خاطرات خوب زندگی ام بود. نه بیتشر یا کمتر…

رضا: برای خودم هم عجیب بود که این فکر به مخیله ام وارد شده بود؟ حدس می زنم یک رابطه مستقیم داشت به علاقه بیشتری که به نسرین پیدا می کردم. هر روز بیشتر از پیش این حق را برای خودم قائل می شدم که نسرین و احساساتش و وجودش مال من است و می بایست فقط مال من می بود. احتمال اینکه نسرین عزیز من قبل از من عزیزی داشت برایم  یواش یواش دشوار می شد.

نسرین: تصمیم گرفته بودم که ماجرای تنها تجربه جنسی ام را به رضا قبل از مراسم ازدواج بگویم. بعد تصمیمم عوض شد یعنی نتوانستم خودم را متقاعد کنم. رابطه ما خیلی ساده و زیبا و محترمانه بود. به خودم و به او و عشق مان اعتماد داشتم.

رضا: اتفاق عجیب از صبح روز مراسم عروسی افتاد. وقتی که جلو آینه با لباس دامادی ایستاده بودم و به خودم و به مردی که در آینه می دیدم و حس خوشبختی که داشتم. تا همین دیشب مدام به روبرو شدن خودم با این واقعیت که نسرین باکره نیست فکر می کردم. هم خجالت می کشیدم و هم سرگردان و پریشان می شدم از اینکه نمی دانستم چه واکنشی نشان خواهم داد. ولی در آن لحظه، یکدفعه همه تشویش های قبلی از ذهنم محو شد. تنها چیزی که در صورتم می دیدم یک لبخند خاص و قدیمی بود. لبخندی که فقط در ارامش واقعی بر صورتم می نشست.

نسرین: آنقدر عصبی و نگران بودم که در روز عروسی یکی دو بار بغض کردم و هم یکی دو بار خواستم درگوشی، کوتاه و ضربتی به رضا بگویم من باکره نیستم. خوشبختانه قادر به کنترل خودم بودم. شب زفاف آمد و رفت. خیلی هم زیبا و برای همیشه به یاد ماندنی و …

رضا: از ساعات قبل از پایان جشن عروسی، تنها چیزی که ذهنم را مشغول کرده بود اینکه آیا می توانم مرد موفقی از نظر جنسی باشم یا نه؟ آیا قادرم وظیفه زناشوی ام را به خوبی ایفا کنم و همینطور که در حال یاداوری آموخته های جنسی ام بودم یکباره لبخند شیطنت آمیزی زدم از اینکه چقدر خوب است باکره نیستم.

 

image source
https://www.pinterest.com/pin/186477240791674181/

telegram

Written By
More from Marzieh.H

مردان و زنان جوان ایرانی انتظارشان از یک رابطه چیست

شاهد افسوس و حتی حیرت گسترده ایی هستم که مردان و زنان...
بیشتر بخوان
  • شهاب

    نباید با این متن ها روابط خارج از روابط زناشویی را عادی جلوه دهیم

    • پرهام

      عزیز دلم، مجله مرد روز به دنبال القا این تفکر به خوانندگان خودش است که مرد روز بودن یعنی اینکه اگه زنت رفت داد ناراحت نشو این فقط یک تنوع طلبی بوده.
      من یادم هست برای این مجله یک متن فرستادم چون در متن مرد نسبت به زن دست بالا را داشت از انتشار متن خودداری کردند.

      • الهه

        آقای محترم اکه درست مطالعه کنید این مطلب راجب رابطه ی هست که قبل از ازدواج بوده. این مجله فقط سعی میکنه به آقایون بفهمونه اگه چیزی رو برای خودتون درست میدونید ، برای طرف مقابلتون هم همین حق رو قاعل باشید.
        اگه شما رابطه ای قبل از ازدواج نداشتید ، حق دارید با کسی ازدواج کنید که مثل خودتون باشه، ولی اگه خودتون رابطه داشتین ، رو چه حسابی انتظار دارید همسر آیندتون باکره باشه؟

        • صبا

          رو حساب مرد ایرانی بودن !!!
          بنظر من لیاقت و همتای چنین مردهایی همون خانم هایی هستند که میرن ترمیم بکارت انجام میدن.
          بهرحال دیگه این نسل مثل قبلیها خودشون رو برده ی مردها نمیدونن و به ندرت دختری رو پیدا میکنید که صبر کنه تا خودشو به داماد آینده، که طبیعتا و خیلی مطابق عرف باکره نیست، تقدیم کنه. اگر هم همچین خانمی باشه 3 حالت داره، یا شدیدا کنترل و ارعاب میشده از طرف خانواده، یا ترمیم انجام داده، یا مشکل جنسی داره.

          • دیبا
          • امیر

            بر چه اساس میتونید اینقدر مطلق خانمها را دسته بندی کنید؟!! اگر منطق شما تجربی باشه به غیر از خودتان و دوستان نزدیکتان نمونه دیگری را برای این نتیجه گیری نخواهید داشت!
            من خودم پسری 23 ساله ام که تا به حال باکره بوده ام و به اعتقادم ایده آل اینه که آدم تا زمان ازدواج باکره باشه چون قطعا فرد با تعهد و دقت انتخاب بیشتری پیمان ازدواج رو برقرار میکنه البته نه در فضایی بسته بلکه در فضایی آزاد با دراختیار داشتن اطلاعات کافی پیرامون مسایل جنسی و آزادی تصمیم گیری. البته به نظرم حتما اصراری هم نیست آدم بخواد خودشو ملزم به باکرگی بدونه و به همین دلیل تعصب روی باکرگی فرد مقابل مخصوصا برای کسی که خودش باکره نبوده تعدی به حقوق طرف مقابله.
            اما وقتی بعضی پسر ها دوست دارند ( در حالت ایده آل ) تا ازدواج باکره بمانند چرا دختری نباشه که همچین علاقه ای داشته باشه!!

          • lily

            تجربه من میگه مردی که تا این سن باکره بوده به نظرم 1- یا سرده یا بیمار. چون اون فشار باکره بودن عرفی رو آقایون اونقدر نیست که رو خانمها. و یا 2- من دو دسته افرادی رو دیدم که بیمار نبودن و تا 30 باکره بودن. یکی اونها که به شدت حرف مادر جانشون رو پیرو بودن و اون ازشون خواسته بود. و دیگه اونایی که اعتماد به نفس افتضاحی در این زمینه داشتن. هر دوی این دسته ها، اونقدر خودارضایی کردن که رسما از صرافت جنس مخالف افتادن.
            این حالا تجربه من بوده تو جامعه ای که همه دانشجوی ایرانی بودن اطرافم.

          • lily

            صبا جان مرد ایرانی رو زدی به هدف! اما متاسفانه هنوزم اون تفکرهای پوسیده تو نسل جدید هست. من تو یه صفحه عضوم که اغلب جوونها هستن و در حیرتم از طرز فکرشون! حالا البته اگر راست بگن. دقیقا حرفهای مادربزرگها. البته یه چیزم هست که اغلب از شهرهای کوچک ایرانن.

      • محمد

        حالا یعنی این بد و غیرعادیه که از انتشار همچین متنی خودداری کردند؟ ؟؟

      • marderooz
  • افسانه

    آقای شهاب من ازنسلی هستم که این نوع روابط اصلا عادی نبود.درواقع هنوز هم دراین مورد مرددم گرچه تفاوت دونسل را پذیرفته و متعصابانه رفتار نمی کنم ولی در اعماق وجودم مادربزرگی سنتی و سختگیر نق می زند. اما همیشه این سوال درذهن من بود که چرا این حکم فقط برای دختران جاریست.آیا شما همانقدرکه به غیر عادی بودن این موضوع درمورد دختران معتقدید درمورد مردان هم پافشاری می کنید؟

    • امیر

      بله من یک مرد هستم و برای مرد و زنش به یک اندازه این کار رو نادرست می دونم.

    • حمیدرضا

      افسانه جان،مقایسه زن به عنوان یک موجود عفیف و یک مادر با یک مرد اساسا کار صحیحی نیست.بسیار بسیار اشتباه هست

      • صبا

        مرد هم یک موجود عفیف و نظیف و پدر هست. چه ربطی داره؟

        • سیبیل کلفت

          یکی از اشتباهات رایج این است که زنان خود را با مردان مقایسه می کنند و سعی می کنند نعل به نعل از آنان تقلید کنند. یعنی بجای اینکه ببینند که میل واقعی درونی آنها چیست رو به تقلید می اورند و نام آن را برابری جنسی می گذارند. اینان معتقدند اگر سگ پاچه ما را گرفت ما هم باید پاچه او را بدندان بگیریم تا برابر شویم! فرضا اگر دیدند که مردان مشروب می نوشند, بر خلاف نیاز خود دست به این کار می زنند تا برابری خود را ثابت کنند و یا اگر روی طبع زنانه خود میل به گلدوزی و آشپزی دارند این میل را سرکوب می کنند و آن را کار کلفت های قدیم نظیر مادر خود می دانند.اصولا قائل به این نیستند که زن و مرد دارای دو شخصیت کاملا متفاوت هستند و هر کدام نیازهایی دارند که بر اثر فشار تاریخ شکل گرفته است. جالب اینجاست که آنها فقط می خواهند عشق و حال مرد را برابر شوند ولی از رنج ها و زحمت هایی که یک مرد در زندگی می کشد خود را کنار می کشند! و در اینگونه موارد خود را زن می دانند. برای مثال سخت کاری و خرکاری را حق مسلم مرد می دانند!کار کردن صبح تا شب وظیفه مرد است ولی اگر یک روز خواست با دوستانش تنها باشد و خوش بگذراند آنوقت سر و کله آنان هم پیدا می شود! مانند شتر مرغ هستند که موقع بار بردن مرغ و موقع تخم گذاشتن شتر هستند! یک مرد بطور غریزی برای خارج از خانه طراحی شده است و چیز زیادی از بچه داری و خانه داری نمی داند. او یک شکارچی است او یک تنوع طلب هم بر حسب غریزه خود هست ولو در عمل این کار را انجام ندهد ولی این میل در او باقی است.این اصلا ربطی به عفیف بودن و نظیف بودن و پدر بودن ندارد.نمی توان از او توقع داشت که بخشی از وجود خود را که همان خرحمالی باشد را به نمایش بگذارد و بخشی را قیچی کند.این مطالب از فقر مطالعه در سابقه تاریخی موجودات زنده نر و ماده سر چشمه می گیرد و عاقبت هم به جایی نمی رسد. اینگونه زنان با این سطح معلومات ناقص و این همه مدعا بهتر است هیچوقت شوهر نکنند و به همان ابزار جنسی بودن قناعت کنند که اگر نکنند واقعیت وجودی مرد چیز دیگری را می گوید و تاب تحمل رقابت و حسادت کوته بینانه زن و تجاوز به حقوقی که او بعنوان یک مرد داراست را ندارند و در این حالت شانس طلاق بسیار بالاست.اینان ازدواج نکنند بهتر است.بقای یک خانواده لازمه این است که مرد مرد باشد و زن زن.با تقسیم وظایف لازم برای هر جنس. اینجا میدان رقابت نمی تواند باشد. میدان از خودگذشتگی هر دوجنس است در جهت رشد فرزندان.اگر نیاز جنسی دارید راه آن ازدواج نیست! ازدواج مفهوم بالاتری دارد.

          • صبا

            اتفاقا من مطالعه رو به شما پیشنهاد میکنم. چون اگر کتاب بخونيد و مستند نگاه کنید میبینید که زنان و مردان غارنشین هردو تعدد شریک جنسی داشتند و گروه گروه زندگی اشتراکی داشتند. به معنی همه جانبه اون.مردها همه با همه زنان قبیله رابطه جنسی داشتند و زنها هم هرکدام با همه مردها. اینطوری مردها و زنهایی که قدرت باروری بهتری داشتند ژنها شون رو به نسل بعد انتقال میدادند، همون قضیه انتخاب طبیعی. منتها جدیدا مد شده که آقایون اینکه مرد از اول چند شریک جنسی داشته رو از هم شنیده و مثل طوطی تکرار میکنند بدون اینکه واقعا اصل قضیه رو بدونن. در ضمن بنده اگر از برابری آزادی جنسی زن و مرد میگم، اشتغال و تحصیلات هم دارم و با گروکشی زن از مرد به نام مهریه هم مخالفم. در آخر بازهم توصیه میکنم مطالعه تون رو بالا ببرید تا فکر نکنید برابری عامل طلاقه!

          • سیبیل کلفت!

            من که می گویم مطالعه ناقص دارید بی جهت نمی گویم! یک چیزی از دوران کمون و غار نشینی انسان خوانده اید و آن را بطور ناقص به همه عصر ها تعمیم داده اید. اصولا از رفتارهای غریزی جانوری اطلاعی ندارید .در دوران کمون و غارنشینی خانواده بصورت قبیله ای بود. یعنی مادران بچه های خود را می شناختند و آنها را بزرگ می کردند طبق غریزه جانوری ولی پدر بچه ها معلوم نبود . چون هر کسی با هر کسی می خواست آمیزش می کرد که همیشه هم با رضایت زن همراه نبود و اغلب بصورت تجاوز اتفاق می افتاد. مردان دسته جمعی به شکار می رفتند و غذا را برای قبیله بصورت گروهی می آوردند ولی وقتی دوران یخبندان تمام شد و بشر به دشت برگشت و کشاورزی را شروع کرد مناسبات اقتصادی تغییر کرد و به تبع آن نظام خانواده هم دگرگون شد.لازم بود که پدر خانواده مشخص باشد و از اینجا نقش واقعی پدر و مادز آغاز گردید و البته با چند همسری مرد نیز همراه بود چون مقتضای محیطی و اجتماعی اقتضا می کرد و لازمه دوران مرد سالاری بود.ولی این غیرت ژنتیکی از کجا آمد؟ از آنجا که مرد زیر بار مسئولیت بچه دیگری نمی رفت مگر بچه خودش و از طرف دیگر قبیله ای هم در کار تبود که غذای مفت و مجانی برای بچه ها بیاورد لذا غریزه خروسی مرد مجددا تقویت شد و زن نیز بالجبار محیطی آن را پذیرفت که تحت سیطره یک مرد باشد که هم از او محافظت کند و هم برای بچه هایش غذا بیاورد ولی مرد این چنین تعهدی را نداشت چون آلتش حامله نمی شود! او می توانست چند زن را با همان شرایط تحت پوشش قرار دهد و در این حالت زنان بی سرپرست هم می توانستند شانس تولید مثل بیابند.تمام قراردادهای غریزی جنسی جانوری بر حول یک محور دور می زند و آن چیزی نیست مگر روشن بودن تکلیف بچه! اگر محیط اقتضا کند حتی مانند دوران غار نشینی بی مسئولیتی جنسی مجاز می شود.یعنی اول تکلیف صاحب بچه باید روشن شود و بعد در مورد حقوق ناشی از آن بحث شود.شما به یک فیلم مستند اکتفا نکن!

          • vahid

            بسیار زیبا عقاید نیچه در این مورد رو بیان کردی.
            “وظیفه مرد این است که ابر مرد باشد و وظیفه زن اینکه ابر مرد را پرورش دهد.”
            چنین گفت زرتشت.

      • سیبیل کلفت

        همانگونه که گفتید : فیلم the duchess که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده است بزیبایی این تفاوت را به نمایش می گذارد. یک دختر زیبا همسر دوک می شود و دوک دارای معشوقه های فراوان است ودختر از این مسئله رنج بسیاری می کشد. عاقبت خود دختر هم با کس دیگری در رابطه پنهانی می شود. ظاهرا با هم برابر شدند! ولی موضوع به این سادگی نیست! دختر از معشوقه اش حامله شده است! نتیجه اینکه دختر مجبور می شود در نهایت غم و اندوه فرزند خردسال خود را تحویل خانواده معشوقه خود بدهد چون در خانه دوک جایی برای بزرگ کردن طفل شخص دیگری نیست! میزان صدمه روحی که یک مادر از جدا شدن از فرزندش می خورد نشان می دهد که تبعات این مقایسه بین رفتار مرد و زن بهیچوجه برابر نیست!

        لینک ویکی پدیا

        https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B4%D8%B3_(%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85)

        لینک فیلم سینمایی

        http://megashare.sc/watch-the-duchess-online-TkRrMg

    • سرمد

      افسانه جان
      این مسئله در اعماق غرایز انسانی است و دلیل علمی دارد.خود دختران هم آرزو دارند که با لباس سفید عروسی به خانه شوهر بروند و دوست دارند باکره گی خود را به عشق واقعی خود یعنی همان کسی که قرار است برایشان بچه درست کند تقدیم کنند.

      • صبا

        من دختر هستم و اصلا اینطوری که شما میگید نیستم. نه خودم و نه هیچکدوم از صدها دختر دیگه که میشناسم. ما علاقه ای نداریم خودمونو تا روز ازدواج که معلوم هم نیست کی باشه زجر بدیم، اونم فقط برای اینکه یه مردی که خودش باکره نیست رو راضی نگه داریم. لطفا دیگه از طرف خانوما حرف نزنید. اون 2 نسل قبل ما بودن که شستشوی مغزی شده بودن و اینطور فکر میکردن.
        همونقدر که پسرها به رابطه ی جنسی علاقه و نیاز دارند دخترها هم دارند، اگر بیشتر نباشه.

        • سرمد

          شما هم از جانب خودت حرف بزن. خیلی از دختران را می شناسم که بطور طبیعی میخواهند شوهر کنند و به سر و سامان برسند ولی چون شوهر گیر نمی آورند و غریزه جنسی به آنها فشار می آورد پس از روی ناچاری تن روابط موقت و به طبع از دست دادن بکارت می دهند.اگر شرایط ایده الی مهیا باشد اینان تشکیل خانواده را ترجیح می دهند. از آن طرف هم هستند دخترانی که بفکر تشکیل خانواده نیستند پس مشکلی از این بابت ندارند. همه یکجور نیستند. شما نمی توانی خواهر و مادر خود را به شستشوی مغزی متهم کنی تا خود را تبرئه کنی. داشتن رابطه جنسی حق شماست و حفظ بکارت هم حق عده ای دیگر. گروهی این و گروهی آن پسندند.

          • آزاده

            اینها تفکراتی ایست که یک عمر توسط دین و عرف و جامعه مردسالار هر کدام به نحوی به زن تحمیل و یا خورانده شده ؛ زنی که فارغ از همه این قید و بندها و تحجر هایی که به زور و ترس از آبرو هزار ویک حرف دیگه بهش تحمیل شده بخواد تصمیم بگیره مطمعنا شان و شخصیت خودش رو در این نمیبینه که خودش رو برای رضای مردی که توانایی حتی ادعایی که داره و رعایت اون رو برای خودش نداشته ،تغییر بده و تحمیل کنه به خودش ، خیر جامعه مردسالار دوس داره که زن ابزار باشه و همیشه محتاج راضی نگه داشتن مردی که خودش به حرف ها و توقعاتش پایبند نیست !!! بکارت خوب یا بد بودنشو اصلن کار ندارم اما اگر بده برای هر دو و اگرم خوبه برای هر دو ، تفکیک جنسیتی تو این موضوع فقط یه تفکر بیماره نه سالم ، با خانم افسانه موافقم و لزومی نداره یه مرد تریبون زن ها بشه وقتی که خودمون حضور داریم

          • سرمد

            شما اگر کتاب های سیمون دوبوار را بخوانید می بینید که آخر سر به این نتیجه می رسد که عامل اصلی اسارت زن زنانگی و قدرت زاد ولدش است!(ایشان یک زن است!) این محدودیتی طبیعی است که در بطن خود زن ها نهفته است.صحبت از جامعه مرد سالار و دوس داره و دلش می خواد نیست! اینجا مناسبات قدرت است. اگر می توانید چرخه قدرت را به سمت زنان برگردانید می توانید مناسبات مردسالارانه را هم دگرگون کنید. مرد سالاری فقط بخاطر شرایط محیط اجتماعی بوجود آمده است.همان شرایطی که باعث می شود که ما مردان هم تحت ستم مردان دیگر قرار گیریم! پس فقط این سلطه شوندگی مختص زنان نیست.اگر همین مناسبات مردسالارانه نبود الان شما اینجا نبودی.فرض کنید 200 سال پیش می خواستید این نظریات را پیاده کنید. بخاطر ضعیف بودن جنس زن نسل بشر منقرض می شد! در عالم جانوران هم همینطور!چرا جانوران نر در اکثر گونه ها غیرتی هستند؟ چرا آنها دچار تعدد زوجات هستند؟ مطمئنا تحت آموزه های دینی نبوده اند؟(اینها تفکراتی نیست که یک عمر توسط دین و عرف و جامعه مردسالار هر کدام به نحوی به زن تحمیل و یا خورانده شده…! ) جواب روشن است طبیعت برای بقای خود بی رحمانه قوانین خودش را می سازد و وقتی شرایط عوض شد بی رحمانه آن را تغییر می دهد!

          • سرمد

            یک نکته دیگر که یادم آمد بگویم این است که اکنون در کشورهای غربی مناسبات قدرت زن و مرد در حال عوض شدن است. در تحقیقی که کرده اند مشخص شده است که تعداد خانوده های تک والدی در حال افزایش است و این بخاطر خمایتی است که دولت از زنان می کند. در واقع دولت دارد نقش پدر را بر عهده می گیرد. مرد زن را حامله می کند و می رود ولی زن در تحت پوشش دولت بچه را بزرگ می کند. چه خوب! مشکل حل شد! ولی این تمام ماجرا نیست.حال ما با بچه هایی طرف هستیم که اختلالات شدید عاطفی و احساس فقدان پدر دارند!! این زن ها که به آنها سینگل مام می گویند هم مجبورند کار کنند و هم بچه داری. یعنی وظیفه مادری خود را به نحو کامل نمی توانند انجام دهند پس بچه ها پدر که ندارند مادرشان هم که نصفه نیمه است پس می شود یگ چهارم پدر و مادر! یعنی از صد در صد پدر و مادر اینها 25 درصد دارند! این زنها بخاطر فشار شدیدی که به آنها می اید اغلب عصبی و پرخاشجو و دارای رفتار های خاص هستند.بچه ها هم که از آن ور تا یک بچه را با پدرش می بیند با نگاهی معصوم آه می کشند و غم دنیا را در قیافه آنها می توان دید(خودم تعداد زیادی از آنها را دیده ام)و نکته خنده دار اینجاست که زن های جهان کشورهای جهان سوم بخواهند ادای کشورهای غربی را در آورند در حالی که دولتی وجود ندارد که نقش پدر را برای فرزندان آنها بازی کند! یعنی همان ادا اطوارهای زنان فوق الذکر غربی را در بیاورند بدون اینکه دولتی حامی آنان باشد.نور علی نور.

            بیچاره ما که باشیم در آرزوی تو
            بیچاره تر کسی که برد آرزوی ما!

            بله این است نتیجه تغییر مناسبات قدرت. این مشکل درست نمی شود تا زمانی که پدر به این نظام خانواده اضافه شود.
            ولی چگونه می توان یک مرد را راضی کرد که به نوکر بی جیره و مواجب خانواده تبدیل شود ,از عشق و حالش دست بکشد و از آنطرف هم زن مدام برایش پشت چشم نازک کند و دستور بدهد و برابری جنسیتی اش را به رخش بکشد و از آنطرف هم آزادی هایش را محدود کند و تنوع جنسی اش را توی سرش بکوبد؟ مگر دیوانه است که خود را اسیر کند؟ این اتفاق یک نکته را بروشنی مشخص می سازد و آن اینکه آن کسی که محتاج تشکیل خانواده است و بنابه خصلت طبیعی خود زاینده است بیشتر زن است تا مرد.و آن کسی که به تشکیل خانواده بیشتر مایل است زن است.برای تشکیل خانواده وجود مرد الزامی است. ولی فشار بیش از حد مرد را از زندگی مشترک می تاراند.زنان در تغییر مناسبات قدرت اختیار دارند ولی بسیار با احتیاط باید عمل کنند. ریاست همه اش عشق و حال نیست.من بعنوان یک مرد به شما می گویم که آرزو داشتم زن بودم و مرد من زندگی ام را تامین می کرد و به کارهای رسیدگی به بچه هایم و خانه و گل و گلدوزی و آشپزی های خوشمزه می پرداختم. حتی ددر رفتنش را هم تحمل می کردم! به واقع می گویم!

          • نسیم

            آقای سرمد با بخشی از سخنان شما موافقم. ولی با توجه به آخرین بخش صحبت شما که فرمودید:”آرزو داشتم زن بودم و مرد من زندگی ام را تامین می کرد و به کارهای رسیدگی به بچه هایم و خانه و گل و گلدوزی و آشپزی های خوشمزه می پرداختم. حتی ددر رفتنش را هم تحمل می کردم! به واقع می گویم!”
            آیا حاضر بودید زنی باشید که در تمام طول عمرش به مردی وابسته بوده که زندگی اش را تامین کرده و هیچ کاری جز بچه بزرگ کردن و گلدوزی بلد نیست و روزی از خواب بیدار شوید ببینید شوهرتان ، سایه سرتان، آقایتان، به حکمی که قانون به او داده ول کرده رفته و مثل یک زباله شما را انداخته گوشه ی خیابان و حتی بچه هایتان را هم نمیتوانید ببینید؟
            به راستی بعد از سالها جان کندن چه در کف دارید؟

            این سرنوشت زنان زیادیست در این خراب شده.
            وسیع تر فکر کنید برادر من. وسیع تر فکر کنید.

          • الهه

            همین که شما برای اثبات حرفتون حیوانات رو مثال زدید کافیه تا کلا کامنتتون و حرفاتون ایگنور کرد

          • رها

            دوست عزیز
            متاسفانه یا خوشبختانه اکنون دوره ی آن تغییر بی رحمانه ای است که از آن نام بردید. انتقال قدرت از مردان به زنان و تغییر گرایش های جنسی و غیره و غیره. فقط امیدوارم روزی که تعدد زوج برای خانم ها نرم عادی جامعه شد شما تاب تحملش را داشته باشید

          • سرمد

            تشکر از نظر شما
            کامنت بعدی مرا که در مورد این تغییر بی رحمانه نوشته شده است را هم موزد نظر قرار دهید. خیلی بی رحم است!بخصوص برای خانم ها. شاید روزی برسد که خانم ها چراغ بردارند و دنبال شرایط زمان گذشته بگردند.
            از طلا گشتن پشیمان شدیم
            مرحمت فرموده ما را همان مس کنید!

          • 123

            من خودم علاقه ای به ازدواج طی شرایط فعلی نیستم و ترجیح می دهم زندگی جنسی معمول خودم داشته باشم پس همه مثل هم نیستن که حتما باید بخوان ازدواج کنند

  • امیر

    نمیدونم شاید هم من اشتباه میکنم ولی من هیچ وقت نمیتونم همچین چیزی رو در مورد همسر آیندم تحمل کنم

    • محمد

      شما خودت باکره ای؟!

      • امیر

        بله آقا محمد

    • نسیم

      تا زمانی که خودت باکره ای میتونی این حرف رو بزنی و البته حق هم داری. هرکسی از همسر آینده اش توقعی داره. این هم یه جور توقعه. اون جایی غیرقابل تحمله که شوهر من از پیشنهاد دادن به زن متاهل نمیگذشت، ولی تحمل حرف زدن من با مردهای فامیلمونو نداشت!
      منم وقتی ازدواج کردم باکره بودم و انتظار داشتم همسرم همینطور باشه. ولی متاسفانه بر خلاف اظهاراتش نه بود، و نه موند!!

  • اسمان آبی

    بله باکره بودن زن و مرد در عروسی حد ایده آل است ولی زندگی در عصر جدید امکان چنین حالتی را نمی دهد. سن ازدواج آنقدر بالا رفته است که اگر مرد و یا زنی باکره بماند بیم بروز ناتوانی جنسی و سرد مزاجی جنسی بویژه در خانم ها در او می رود. زنی و یا مردی که در سن 30 یا 35 ازدواج کرده است احتمال وجود سرد مزاجی جنسی در او زیاد است. این مطلب بخصوص برای مردان سخت است ولی باید خود را انطباق دهند. مطلب دیگر این است که زن معمولا رابطه جنسی اش همراه با عشق است. این می تواند برای آینده او خطرناک باشد.یعنی نه رابطه جنسی بلکه سابقه عشق او خطرناک است.او و شوهرش باید مراقب باشند این عشق متروکه دوباره پا به میدان نگذارد.دختر شوهر کرده و رفته است و ناگهان سر و کله محبوب سابق که می تواند از میان دوستان و نزدیکان دختر باشد پیدا شود و بخواهد با سوی استفاده از گذشته جنسی دیروز مجددا با زن شوهردار امروز تنوع جنسی داشته باشد و دمی به خمره همسایه بزند! زن هم خاطره خوشی از ایام ماضی داشته است و در یک لحظه فیلش یاد هندوستان می کند. بعد هم شوهر بگونه ای می فهمد و رفتار خارج از کنترل نشان می دهد. اینکار ظرفیت می خواهد.شاید به همین خاطر هم در قدیم اینقدر بر بکارت بدنی تاکید می شده است که در واقع تاکید بر بکارت عشقی بوده است.
    مشکل هم حساسیت بر سر یک رابطه جنسی صرف نیست رابطه جنسی مسئولیت زا است . بر سر مسئولیتی که در قبال فرزندان بوجود می اید که در این باره مسئولیت زن هزار برابر مرد است و بیشترین صدمه ها را زن خواهد خورد.بلاخره پدر و مادر یک طفل باید مشخص باشند تا بتوانند او را نگهداری کنند.
    در مثالی واقعی زنی از دوست شوهرش که به منزل آنها رفت و آمد داشته است حامله شده است و بعد هم این موضع را به شوهرش نگفته است! و هم بچه به دروغ فکر می کرده که او بابای واقعی اوست و هم مرد فکر می کرده است او فرزند حقیقی اوست بعد از سالها بر حسب اتفاقی مثلا آزمایش ژنتیک ! این موضوع بر ملا می شود. می دانید این چه ضربه روحی سنگینی هم برای فرزند و هم برای پدری که یک عمر فریب خورده است دارد؟ این زن چه کثافتی به این زندگی زده است!
    (شاید به همین خاطر است که تنوع طلبی مردان را آنقدر جدی نمی گیرند که تنوع طلبی زنان بعد از ازدواج را.عامل محدودیت زنان در خود وجود آنان است.)

  • صادقی

    بسیار زیبا و دل نشین بود امید ک سر بلند و شاد باشید عزیزان من .از اینکه طرز فکرها تغییر میکند و باکره بودن و نبودن یک خانم باعث خراب شدن یک زندگی عاشقانه نشده بسیار خرسندم .

  • m

    خاک تو سرتون که بی حیایی وبی غیرتی رو رواج میدین پس اسلام وقرآن وخدا چی گفته واقعا که…………..

    • spirit

      خاک بر سر تو که قرآن و خدایت سر در تنبان ملت پیچانده اند

      • مهدی

        تو ایران و عربستان و افغانستان و کلا جهان سوم ارزش زن به باکره بودنشه مرد ام به پولش ! بابا هم مرد هم زن هردو آزادن هردو مساوین دین یه چیز شخصیه اونم مال 1500 سال پیش کی الان مثل پارسالشه ؟ 10 سال پیش رو نمیشه با الان مقایسه کرد دیگه چه برسه به 1500 سال پیش! مردم ایران کی میخواین بیدار شین ؟؟؟؟؟؟ بابا این مجله مفت و مجانی داره مطلب میزاره هی موضع الکی نگیرین بشینین بخونین این مغزاتون رو از آکبندی در بیارین – سپاس از مرد روز که از 2 سال پیش زندگی منو متحول کردی

    • مهدی

      برو بابا بی سواد

  • سیروان

    کاریش نمیشه کرد باید قبول کرد و ناچاریم زمانه مثل قبل نیست دخترپسر مخصوصا دختر نسبت به زمانه و اطرافش اگاه تر شدن باوجود غذاهای هورمونی و رسانه سن جنسی و بلوغ جنسی خیلی پایین اومده دختر .پسر مگه چقدر میتونن خودشونو نگه دارن که رابطه نداشته باشند اما دخترا بدونن شریک جنسی با همسر متفاوته هیچ پسری حتی اونی که خودش …. حاظر نیست با یه دختر بدنام ازدواج کنه دنبال کسی هستن افتاب مهتاب ندیده

  • تسلا

    در اسلام واقعی اینکه دو نفر بخواهند به عقد هم در آیند نیازی نیست که عقدشان توسط آخوند خوانده شود منتها آخوندا این کار کردن که پول بره تو جیب خودشون.
    اینکه باکره نبوده مهم نیست ولی اینکه رو راست نبوده مهمه.

  • ستاره

    دوستان من در سن 32 سالگی در یک رابطه که قرار بود به ازدواج برسد باکرگی ام را از دست دادم وقتی با نامزدم به هم میزدم خودش به من پیشنهاد داد باکرگی ام را ترمیم کنم چون عذاب وجدان داشت از اینکه ممکن است در آینده برای من مشکلی پیش بیاد. من این پیشنهاد را رد کردم و گفتم ترجیح میدم به پارتنر آینده ام دروغ نگم.
    چهار سال بعد یا همسرم آشنا شدم که فرد بسیار با شعور و روشنفکری هست من داستان را صادقانه بهش گفتم و اون هم پذیرفت و الان هم زندگی خوبی داریم.

    • سارا جان

      برای ستاره خانم عزیز آرزوی خوشبختی و سعادت رو دارم. زندگی برپایه دروغ همیشه محکوم به شکست خواهد بود. و خوشحالم از اینکه من هم صادقانه به همسرم رابطه قبلی رو شرح دادم و گفتم که برای ازدواج کردن با فردی دیگری، باکرگی ام رو از دست دادم و به خاطر تفاوتهای فکری و رفتاری که داشتیم، ازدواج نکردیم و ایشان هم پذیرفته اند و هیچگاه در این مدت 12 سال زندگی مشترک، مشکلی از این بابت نداشته ایم.

      • مهین تهرانی

        ستاره و ساراجان، میزان تحصیلات شما و همسرانتان رو میشه بفرمایید؟

        • ستاره

          مهین گرامی ، من فوق لیسانس و همسرم لیسانس مهندسی

        • ساراجان

          مهین جان من فوق لیسانس دارم و همسرم پزشک هستند.

      • ستاره

        ممنون سارا جان من هم برای شما آرزوی سعادت دارم. شما درست میگید زندگی برپایه دروغ بی فایده هست. ای کاش نرم جامعه، دختران را مجبور نمیکرد در این مورد پنهانکاری کنند وعمل ترمیم بکارت که واقعا مسخره هست انجام بدن. متاسفانه بعضی از آقایان ترجیح میدن در مورد روابط قبلی همسرشان دروغ بشنوند. آیا وقت ان نرسیده که این فرهنگ دروغ و پنهانکاری عوض شود؟

  • زندگی

    سالها پیش اتفاقی دختری رو دیدم و در یک نگاه بهش دل بستم. به عشق در نگاه اول اعتقادی نداشتم, اما حسابی بهش فکر می کردم. نه سنم به ازدواج می خورد نه موقعیتم. .چند سال گذشت و اون دختر همچنان در خانه ی اول ذهنم بود با وجود اینکه خودش خبر نداشت اما به اون دخترکاملا پایبند بودم .ایمان داشتم یه روز می رسه که در موقعیت ازدواج باهاش آشنا میشم و می خام بهش میگم چند ساله میشناسمت و بهت متعهد بودم بخاطر وجو تو اجازه ورود شخص دیگه ای رو ندادم. چند سال گذشت دانشگاه و سربازی تموم شده بود. شرکت خودم رو داشتم و موقعیت ذهنی, عقلی و اجتماعیم رو در جایگاهی می دیم که کاملا امادم ازدواج بودم.
    چند سال قبل تراز موقعیت ازدواج, طی سفر کاری به اروپا یکی از دوستان اروپا نشینم من رو با کسی بنام دکتر هولاکویی آشنا کرد. طبق تعریفی که دکتر از آزادی و عشق میداد خودم رو در دسته بندی افرادی میدیم که می تونن در زندگی مشترکشون عشق رو تجربه کنن. و فهمیدم که نباید انتظار داشته باشم اون دختر حتما من رو بخاد.ولی بکاری که کردم ایمان داشتم.
    خلاصه وقتی تصمیم گرفتم ازدواج کنم, ادرس اون دختر خانم رو پیدا کردم باهاش تماس گرفتم, دیدمش درخواستم رو گفتم و گفتم من بخاطر تو 10 سال صبر کردم و کاملا بهت متعهد بودم . و آیا حاضری برای اشنایی و بعدش ازدواج وقت بزاری ؟ بعد از بیست روز فکر کردن بهم گفت نه .
    و اینجوری پرونده عشق و علاقه ی من بعد از ده سال تموم شد.
    بعد از اون با وجود اینکه بنا نداشتم به گذشته برگردم اما فکر کردم و از خودم پرسیدم اگر یه بار دیگه برگردی عقب آیا حاضری دوباره بخاطر این دختر تنها بمونی؟ تمام موقعیت های لذت بخش جنسیت رو از دست بدی ؟ رابطه با دختران مختلف رو کنار بزاری ؟زیر ابی نری ؟ چون تو ذهنت به یکی فکر می کنی؟؟!!
    به خودم جواب بلی رو دادم.
    چون اون دخترم خانم ارزشش رو داشت و خوشحالم که وقتی دیدمش با تمام وجود همه چیز رو با صداقت تونستم بهش بگم.
    هنوزم اعتقاد دارم مردانگی به تعهد نه به زیر ابی رفتن.
    وقتی ازدواج کردم سی سالم بود و همچنان باکره بودم هیچوقتم در ذهنم نبود که همسرم باید باکره باشه.
    برام صداقت حرف اول و اخر رو میزد . بنظرم سنت و مذهب تنها کارایی که داره جلوی فکر کردن رو می گیره.

  • دختر معمولی

    آفرین به همه مرد ها و زن هایی که هر روز باید و نباید هایی که نسل قبل باهاشون زندگی میکرده رو مرور میکنن و هر جاش که به نظرشون غیر منطقی میاد رو به روش خودشون عوض میکنن. هم جرات میخواد هم فکر بلند. کسایی هم که هنوز با این تحول فرهنگی مشکل دارین: این طرز فکر نه غربی ه نه شرقی. روش زندگی همیشه عوض میشده و هنوز هم داره عوض میشه فقط سرعتش بیشتر از قبل شده. اگر هنوز امادگیش رو ندارین اشکالی نداره, فقط لطفا باقی رو بی بند و بار , فریب خورده, یا بی فکر خطاب نکنین.

  • امیر

    فکر اینکه شریک زندگیت قبل از تو بغل یکی دیگه خوابیده مشمئز کننده است . اینجور روابط نباید عادی بشه چون بعد از ازدواج هم روی زندگی مشترک اون آدم تاثیر میزاره شاید اون آقا بعد ازدواج این خانم هم بخواد باهاش رابطه داشته باشه چون رابطه ی تا این حد نزدیک رو نمیشه به این راحتی فراموش کرد اون موقع چند درصد از این خانما میتونن به شوهرشون وفادار بمونن؟خواهش من اینه که ما از هر چیز به ظاهر مترقی نباید کورکورانه پیروی کنیم همه ی سنت ها لزوما بد نیستن

    • یکی

      برو بابا مال کدوم دوره ای؟

    • ahmagh

      پس داستان مردان بیشمار با روابط فراوان چی؟
      اون زنی که مردش قبلا توبغل یه میلیون نفرخوابیده مشمئزکننده نیست حضرت اقا؟؟
      بعدش هم توی این داستان سه سال از اون واقعه میگذره پس فراموش شده چون ایشون رابطه ی جدیدی پیداکرده
      شما جدا مال کدوم دوره ای؟

      • عرفان

        دوست عزیز کم نیستن مردایی که قبل ازدواج رابطه داشتن بعد ازدواج هم انجامش بدن

      • نسیم

        من هم موقع ازدواج نه تنها باکره بودم بلکه دست شوهرم دست اولین مردی بود که در زندگیم گرفتم!
        چی شد؟ اون با تجربه ی همخوابگی با زن های دیگه وارد زندگی من شد. بعد از اینکه به قول خودش خوب از من و شرایط خانوادگیم “استفاده” کرد، منو مجبور به طلاق کرد تا با بخشیدن مهریه م آقا راحت بره و به هرزه گیش برسه و من برای همیشه این حس رو دارم که یه عوضی از من سو استفاده کرده.
        خواهشاً وقتی دارید راجع به این مسائل نظر میدین، یادتون باشه مشکلات رفتاری آقایان به مراتب بیشتر از خانمهاست و تازه دلیل و حتی راهی هم برای اثبات باکره بودنشون ندارن.

  • آرش

    من که الان تقریبا سی ساله هستم و مجرد و در مورد همسر آیندم البته اگه وجود داشته باشه واقعا ترجیح میدم باکره نباشه. به نظر من دختری که توانایی رابطه جنسی رو تا سن و سال نزدیک خودم نداشته باشه و این موضوع رو نتونه تا این زمان با خودش حل کنه توی رابطه زناشویی هم مشکل خواهد داشت چون اولا توقعش از شوهرش خیلی عجیب غریب میشه واسه 1 تکه پرده که نگه داشته ثانیا رابطه جنسی رو بلد نیست مدتها طول میکشه که انواع مشکلات فیزیکی و روحیش حل شه ثالثا اینکه احتمالا رابطه احساسی خوبی نمیتونه با جنس مخالفش برقرار کنه و در آینده مشکل دار میشه در ضمن احتمال داشتن مشکل جنسی هم در موردش ممکنه باشه که میلی به رفتار جنسی تا اون سن نداشته. در کل میل جنسی 1 میل طبیعی هست که سرکوبش به بهانه های واهی درست نیست.

    • حسین

      درود برتو آرش . نشون دادی که زن ستیز نیستی و به زن به چشم یک صاحب و کالا نگاه نمیکنی. بسیار ستودنی ه . من هم مثل شما فکر میکنم .برقرار باشی

  • mania

    هر آدمی حق داره هر طور که دوست داره زندگی کنه اما حق نداره با راه و روش زندگی اش به دیگران آسیب بزنه و دروغ گفتن به دیگران آسیب می زنه ، مهم نیست که باکره ای یا نه ! مهم اینه که شجاع باشی و پشت کاری که فکر میکردی درسته و انجامش دادی بایستی ارزش صداقت رو با باکره گی نمی شه سنجید راه های زیادی هست که می ش سکس کرد و باکره موند کم نیستن دخترایی که سکس اورال یا آنال می کنن که بکارت شون حفظ بشه بعد هم یه برگه ی کاملاً قانونی برای اثبات باکره گی اش ارائه می ده و هیچ کسم شک نمی کنه که چه خبره ! به نظر من پرده ای که می شه با چند صد تومن دوخت و بعدم لیزر کرد که جای بخیه اش نمونه اینقدر ارزش بحث کردن نداره ، دنبال صفات خوب انسانی در طرف مقابل تون باشین نه بکارت!

  • کامران راز دار

    چند مورد:
    1)ریشه یابی:بالا بودن سن ازدواج که ناشی از فشارهای اجتماعی از جمله مشکلات پولی و مالی تحمیلی دولت مردان از اساسی ترین مسائل درباره از دست دادن باکرگی می باشد
    2 )راهکار: انسان را بخواهیم انسان کامل بدانیم میتواند از تمایلات فردی خود چشم پوشی کند تا آینده روشنی برای خود بسازد منظور اگر هر دختر و پسری بخواهد آینده بهتری داشته باشد میتواند جلوی هوس خود را نگه دارد تا در آینده هیچ دلهره ای نداشته باشد یعنی گذشتن از تمایل فعلی بخاطر رسیدن به لذات آینده
    که این موضوع را خداوند متعال نیز در قانونش هست اینکه اگر انسان بتواند از لذات این دنیا بگذرد بهشت نصیبش میشود خلاصه خویشتن داری
    3 )آینده:دوستان عزیز اگر به متن بطور عمیق توجه کنید در میابید که ناخواسته جوانها را به سمت فرهنگ ناهنجار مقبولیت عدم وجود باکرگی میکشاند یعنی جوانان برای خود بقبولانند که نداشتن باکرگی عیبی ندارد به نظر بنده برای فرهنگ عظیم آریایی و ایرانی منطقی به نظر نمیرسه
    شاید این فرهنگ غربی و متمدنانه باشد
    موفق باشید

    • کامران راز دار

      حیدر بابا، قره چیمن جاداسی
      چووشلارین گله‌ر سسی صداسی
      کربلایا گئدنلرین قاداسی
      دؤشسون بو آج یولسوزلارین گؤزوٌنه
      تمدنون اویدوخ یالان سؤزوٌنه

  • احمد

    اون که شب زفاف نشد
    شب زفاف یعنی باکرگی رو بزنه و وقتی باکره نباشه شب زفاف نیست و مثل یکی از شب های معمولیه
    وقتی میشه به راحتی رابطه برقرار کرد چرا اثن عروسی کرد
    مشکل جوامع به اصطلاح مسلمان امروزی هم همین است

  • امیر

    سلام دوستان من ….من نه خیلی مذهبی هستم نه خیلی افکار ازاد دارم اما میدونم این غریزه جنسی جزوه قوی ترین قوه هاست جنگ ها براش شده ووووو دراین مورد که بگیم اره ازادانه ادم سکس کنه موافق نیستم ….اگه قبل ازداج سکس داشته باشه چه زن چه مرد اولا ازدواج براش محدودیت میشه دوما چون تجربه قبلی داره راحت میتونه دراثر یه بحث یه برخورد مخالف یه خواست بپذیرفته نشده فرد بره وخارج ازمحدوده همسریش بره سکس کنه که این اصلا معنای زندگی مشترک وزناشویی رو از بین میبره ……حالا کسی قبلا سکس داشت باید ترد بشه؟ بمیره؟نه بابا این چه حرفیه کافیه پشیمون باشه از نوع رفتارش یا اگه پشیمون هم نیست به نظر خودش نیازش بوده باید بیاد بگه چون این تبعات داره در اینده ….بعد ازدواج صورت بگیره اما اینکه کلا باکرگی قبل ازدواج بگیم بده یا مهم نیست اشتباه محظه حالا هی بگین روشن فکری …یا این حرفمو بگین مذهبی دینی نمیدونم دموده ولی عقلانیه نه من واین فرهنگ الان کشورم که همه تاریخ میدونن اما خودشونو به اون راه زدن

  • نازلی

    دختر ها یک جور دیگه به قضیه نگاه کنید،، چرا باید بکارت خودتون رو به کسی بدهید که حاضر نیست با شما ازدواج کنه؟؟ چون دوستش دارید یا نیاز جنسی دارید؟؟ چرا برای اون نباید این جوری باشه چرا اون نباید به خاطر این ها تلاشی یا کاری بکند؟؟ اشکالی ندارد اگر می خواهید کاری رو که دوست دارید تو زندگی انجام بدهید اما نه به هر قیمتی،، قدر خودتون رو بدانید و برای خودتون ارزش و احترام قائل باشید تا جامعه مون نجات پیدا کند. پسر ها بی کار و بی هنر شدند به خاطر همین چیز ها،، حتی اگر شما اهل ازدواج نیستید این جوری پسر ها رو پررو می کنید،، بالاخره باید باشد کسی که شما هم ازش خوشتون بیاد و بخواهید باهاش زندگی کنید..نمی دانم شاید من اشتباه می کنم((