وفاداری از من ساخته نیست

این نامه را به مجله تان می نویسم تا شاید بفهمم چرا با وجود آنکه زندگی خوب و همسر و فرزندان دوست داشتنی دارم ظرف ۱۰ سال گذشته که از ازدواج من می گذرد بارها با زنان دیگر رابطه داشتم. من هیچ وقت از کارهایی که کرده ام خشنود نبودم ولی دوباره همان رفتار را در پیش گرفتم.

1369381316_92113

بارها به خودم قول دادم که دیگر این اشتباه را تکرار نکنم ولی به محض آشنایی با زنی که احساس جذابیت بین ما ایجاد می شود، همه چیز فرو می ریزد. احساس قوی همه وجودم را در بر می گیرد. از خودم خوشم می اید و حس بیباکی و سرزنده ایی نصیبم می شود که از هر ماده مخدری قوی تر است.

جوانتر که بودم خیلی خجول بودم. الان هم خجول هستم ولی وقتی شیطنت هایم را مرور می کنم باورم نمی شود که خودم هستم. زن هایی که با آنها رابطه پیدا می کنم نمی دانند متاهل هستم ولی هرگز به دروغ قول عشق یا ازدواج  به آنها نداده ام. یاد گرفته ام به کسانی نزدیک شوم که مثل من فقط محتاج فیزیک همدیگر باشیم. بعضی های شان مثل خودم متاهل هم هستند.

می دانم که کار بدی می کنم ولی نمی دانم آیا آدم بدی هستم یا نه؟ مرد زحمتکشی هستم و رفتارم در مقایسه با پدرم، نسبت به سه فرزند خودم ملایمتر است. نمی توانم تصمیم بگیرم که از همسرم جدا شوم و کاشانه فرزندانم را به هم بریزم و از طرف دیگر این زندگی مخلوط با گناه اگر نبود نمی دانم چه غلطی می کردم.

با کنجکاوی زیاد در باره کارهایم  مطالعه کردم و یا غیر مستقیم از آدم هایی که به نظر منطقی و با هوش بودند پرسیدم. جواب های قانع کننده زیادی شنیدم ولی باز دوباره کارم را از سر گرفتم.

لطفا فحش ها و توصیه های اخلاقی و مذهبی تان را برای خودتان نگه دارید. همه آنها را می شناسم و برای خیلی هایی شان جواب ندارم ولی در هر فرصتی خودم را به همین دلایلی که همه می شناسیم مدام شرمسار و گناهکار حس می کنم.

شاید نادانسته ولی عمدا می خواهم زندگی ام را ویران کنم. شاید اصلا این رفتارها ربطی به دوران بچگی و خانواده ام نداشته باشد و بهانه سازی می کنم. از دروغ و انکار و قول هم کاری ساخته نیست. همه اینها فقط قسمت های تلخ ماجراست و قسمت های هیجان و لذت وقتی که به سراغم می آید دوباره همه چیز فراموش می شود.

واقعا نمی دانم

مرد بی نام

More from مرد روز

هفت عکس هفته

[caption id="attachment_56174" align="aligncenter" width="1200"] هنگ کنگ، تابستان 2016 - افراد در یک پارک...
بیشتر بخوان
  • بابک

    من هم دقیقا روحیه ایشان را دارم ولی با این تفاوت که تاکنون منجر به رابطه فیزیکی با کسی نشده ! ولی حرف زدن و معاشقه با خانمها را دوست دارم در شبکه های اجتماعی فقط خانمها و دخترهای جوان جزو ادلیستم هستند و با بعضی رابطه عاطفی و با بعضی شوخی های رکیک می کنم ولی با هیچکدام منجر به اشنایی و دیدار از نزدیک نشده .

    • آسمان آبی

      وقتی یک مسئله فراگیر شد دیگر نام آن را بیماری نمی توان گذاشت. نزدیک 70 درصد مردان آمریکایی دارای تجربه های خارج از خانه هستند. این به غریزه مرد بر می گردد.مرد دارای سکس کم محتوا از نظر معنا و در عوض گسترده است. بر خلاف آنها زن دارای سکس پر محتوا از نظر کیفیت و لذت و در عوض متمرکز است. این ترفند طبیعت برای حداکثر آمیزش بوده است.تمرکز زن نیز برای ایجاد محیط برای رسیدگی به بچه اش بوده است.

  • مرتضی

    دقیقا حسه این اقا رو دارم و با یک نفر در ارتباطم و کلی هم مشکل برام پیش اومده ولی اگه بازم موردی
    پیدا بشه فکر نکنم بتونم جلو خودمو بگیرم!

  • morteza

    من هم دقیقا همین مشکل رو دارم. یه جور اعتیاده که خلاصی نداره. میگن معتاد به مواد مخدر شاید یه روزی ترک کنه ولی خانم و آقای که دنبال این کارا هستن هرگز نمیتونن اینکارو ترک کنن. خیلی بده که متاهل پدر خانواده باشی و نقشه تکیه گاه و داشته باشی و نتونی جلوی خودتت و بگیری و به این اسونی بهشون خیانت کنی …

    • آزاده

      چرت ـآقا میتوانید ترک کنید اگر بخواهید. پاسخ مرا به این آقا بخوانید

  • جعفر

    جدای از داوری های اخلاقی، اگر به قضیه به عنوان یک مسئله یا یک مشکل نگاه کنید شاید بهتر بتوانید بصورت روشمند دنبال راه حل آن باشید. رفتار آدمها تابع قانونمندی هایی است که کشف آن قانونمندیها به کنترل یا تغییر رفتار کمک میکند. دنبال راه حل یک شبه نباشید. هیچ نصیحت و توصیه ای موثر واقع نخواهد شد. این رفتار محصول فرایندهایی در گذشته و نحوه برخورد شما با تهدیدها و اضطرابهایی که با آنها مواجه بودید و راه حل هایی که در بلند مدت برای مواجهه با آن اضطراب ها برگزیدید است. شما الان به صورت خودآگاه ، آن اضطرابها و راه حل ها را نمی دانید اما راه حل هایی که برگزیدید بصورت فرایندهای تکرار شونده وجود دارند. به خاطر همین است که ناخواسته دائم همان رفتار ها را تکرار میکنید. اگر مایل به حل این مسئله هستید پیشنهاد می کنم با این مرکز تماس بگیرید و کمک حرفه ای بخواهید

    http://doctorabedin.org

  • آزاده

    دوست عزیز شما لایق سرزنش نیستید. من روانشناس هستم و شما مبتلا به sex addiction هستید که از خانواده اختلالات اضطرابی است. چیزی مثل ناخن جویدن، شب ادراری، تیک عصبی، اعتیاد به قمار و … وقتی کسی به شما میگوید اینکار را نکن (حتی خودتان) انگار که به کسی که مسموم شده بگوییم سعی کن استفراغ نکنی. حتما به روانشناس بالینی و اگر ایشان توصیه کرد به روانپزشک متخصص مراجعه کنید و مشکل خود را حل کنید. نمیدانم در ایران کلاسهای دوازده گام برای اعتیاد جنسی هست یا نه. اگر باشد کمک بزرگی است.

    • آسمان آبی

      دوست عزیز من هم بنوعی روانشناس هستم ولی مشکل ایشان سکس عادتی نیست. ایشان وقتی یک زن خوشگل را می بیند غریزه اش بیدار می شود و یک میل عظیم در او ایجاد می شود . او دو راه دارد یکی اینکه این میل عظیم را سرکوب کند و پسر خوبی باشد که این در نهایت منجر به بروز عقده های فروخورده و عصبیت و در نهایت تاثیر منفی بر خانوده و اجتماعش خواهد گشت و حتی می تواند دچار انحرافات دیگری همچون دیگر آزاری و مال جمع کنی و … شود . این مطلب را شما که روان شناس هستید باید بهتر از هر کس دیگری بدانید.
      راه دیگر هم دشوار است . به خانمش بگوید یکجور نگوید یکجور . اگر نگوید و او نفهمد برخی خوانندگان او را به کلاه گذاشتن سر همسر متهم خواهند کرد و اگر بگوید آنوقت با توجه به حساسیت خانم ها طوفانی در زندگی اش ایجاد خواهد شد.سری را که درد نمی کند دستمال نمی بندند.
      بنظر من اگر این موضوع زندگی خانواده گی اش را بی تاثیر است سعی کند آن را کم کند و فقط بر حسب ضرورت انجام دهد تا عصبی نشود.
      اگر هم شرایط جدا شدن دارد صادقانه با همسرش در میان بگذارد و به او فرصت انتخاب بدهد. یا جدا شود و یا بماند.
      نصیحت من این است که این دوست ما دچار عشق خارج از خانهنشود و به همان سکس خالی و بدون وابستگی و در حد ضرورت بپردازد.

      • سارا

        راه حل های پیشنهادیتون انسانی و منطقی نیست… هر مشکلی پیامدهایی داره… پیامد رفتار این آقا هم هرچی باشه بنظرم بایستی صادقانه باشه… حتی اگه منجر به گسستن روابط زناشوییش بشه…
        وقتی دو نفر ازدواج می کنند بهم قول میدن که صادق باشند و این آقا هم همسرش رو خیلی دوست داره، پس توصیه شما به مخفی کاری و دروغگویی و ادامه این روابط راه حل نیست… ببخشید، ولی واقعا یه مشت حرف چرته…

        • marderooz

          سارای عزیز هیچ بشری نمی تواند ادعا کند صادق و صریح است. فریب خود و دیگران، بخشی از دفاع حیاتی است. اینکه چگونه در یک مسیر با کمترین هزینه رفتار کنیم شاید منطقی تر باشد. واقعیت های زندگی از اید ال ترین تصمیم ها خیلی فاصله دارند. ممنون

          • سیبیل کلفت

            باید دید که آیا خانم ها ظرفیت تحمل صداقت را دارند؟ برخی مواقع ندانستن یک موضوعی بهتر از دانستن آن است. هستند خانم هایی که می دانند شوهرشان گاهی سری به بازار آزاد می زند ولی اولا به رو نمی آورند و دوما کنکاشی برای یافتن آن نمی کنند چون می بینند اگر بخواهند عکس العمل نشان بدهند زندگی خانوادگی اشان بهم خواهد ریخت و از طرفی برخی می دانند که ظرفیت دانستن حقیقت در مورد رفتار های شوهرشان را ندارند پس اگر کنکاش کنند نخواهند توانست جلوی عکس العمل طبیعی خود را بگیرند پس بهتر است وارد حیطه ندانستگی شوند. شوهرشان خوب است و آنها را دوست دارد و بچه ها را دوست دارد و روی هم رفته زندگی خوبی دارند پس برای چه آن را بر هم بزنند. بله اگر این رفتارها منجر به ایجاد نقصانی در زندگی خانوادگی مرد شود. حتما زن می تواند عکس العمل نشان دهد و من بعنوان یک مرد به حق می دهم که پوست مردش را بکند ولی باید دانست که ما در جهان ایده آل ها زندگی نمی کنیم. همه چیز نمی تواند بر وفق مراد ما باشد یک مرد خوبی های زیادی دارد ولی گل بی خار کجاست؟

      • رویا

        عجب پیشنهاد جالبی! شما به چه نوعی روانشناس هستید؟ همسر و فرزندان این آقا باید قربانی بشن؟ یعنی مشکل این آقا به هیچ وجه حل نمی شه که ایشون باید در حد نیاز بره خیانت کنه؟!!! واقعا برای من عجیبه

        • marderooz

          رویای عزیز ایشان تقریبا همه سناریوها را بر شمردند. ولی شما نتیجه گیری خودتان را عمده کردید. ممنون

        • آسمان آبی

          با تشکر از نظر شما
          روانشناس آکادمیک نیستم وای محقق و نویسنده هستم.نه اصلا بحث قربانی شدن نیست بلکه انتخاب است! هر انسانی دارای حق انتخاب است. خانم ایشان هم دارای حق انتخاب است . نمی توان با این بهانه مرد را به زنجیر زن کشید. از یک طرف مطیع اوامر زن باشد و از یک طرف هم خود را سرکوب کند . این مصداق برده داری خواهد شد. راه حل منطقی در این مورد یا بگونه ای کم کردن ابعاد مخرب ماجرا و یا رفتاری دموکراتیک است. دوست روانکاوی دارم با 25 سال سابقه روانکاوی که متاهل است .سالها طبق قواعد اخلاقی خودش مونوگامی داشت. ولی بعد نظرش برگشت و گفت که اشتباه کردم! گفت من یک عمر در حال سرکوب خودم بودم و نامش را هم اخلاق و وفاداری گذاشته بودم.اکنون دنیای جدیدی برایم باز شده است و احساس سبک شدن می کنم. اصلا خود سکس آنقدر وزنی ندارد که عواقب سرکوب دارد. داستانی نقل می کنم:
          دو راهب ذن با پای پیاده در حال مسافرت بودند. ناگهان به رودخانه ای رسیدند که پل آن خراب شده بود و ناچار باید تن به آب می زدند. از قضا یک دختر خوشگل ژاپنی هم می خواست از رودخانه عبور کند و نمی توانست پس از آنها خواهش کرد تا به او کمک کنند. یکی از راهب ها قبول نکرد و بخاطر عقاید مذهبی خود عذرخواهی کرد ولی آن دیگری موافقت کرد و دختر را بغل کرد و از رودخانه عبور کرد. بعد از ساعتی راهب دید که دوستش با او حرف نمی زند و سر سنگین است از او پرسید چه شده است؟ دوستش گفت بگذار حقیقت را برای تو بگویم . تو می دانی که ما بخاطر آیینی که داریم از تماس با جنس مخالف معذوریم ,تو آن دختر را بغل کردی و از رودخانه گذشتی! راهب گفت من آن دختر را دوساعت پیش همانجا رها کردم تو هنوز داری او را حمل می کنی؟!
          برخی مواقع بار ناشی از سرکوب خواسته ها و امیال اصلا با واقعیت آنها قابل مقایسه نیست.

      • آزاده

        آقا یا خانم آسمان آبی. منظورتان را از به نوعی روانشناس بودن نمیدانم. روانشناس بودن تعریف عملیاتی دارد. یعنی شما باید حداقل مدرک فوق لیسانس در یکی از شاخه های روانشناسی را داشته باشید، به علاوه از بورد تخصصی محل زندگی خود هم لایسنس یا پروانه تخصصی کار داشته باشید. اینها که شما گفتید هیچکدام مبنای علمی ندارد و نظر شخصی خود شماست. الان کامنت بعدی شما را هم خواندم. دوست عزیز محقق بودن و نویسنده بودن شما را روانشناس یا هر متخصص دیگری نمیکند. به هر نوعی!

        • سرمد

          خانم عزیز اگر منظورتان آن یک تکه کاغذ پاره است که بچه ها بخاطر بیکاری و یا نرفتن سربازی و یا بی شوهری و یا زن گرفتن و یا شوهر کردن با ضرب و زور می گیرند باید گفت اشتباه می کنید. شما باید جوهر یک کاری را داشته باشید. این مقوله تنها مقوله روانشناسی صرف نیست و از طریق جامعه شناسی و مردم شناسی و زمین شناسی و حتی ادبیات هم قابل بررسی است . شما با یک تکه کاغذ که معلوم نیست چگونه آن را گرفته اید می خواهید طرف خود را تخطئه کنید.اگر بحثی دارید آن را از طریق علمی بیان کنید و از برخ کشیدن یک تکه کاغذ خود داری کنید از نظر من بسیاری از مطالب آسمان آبی قابل فهم و بحث است چه آن تکه کاغذ را داشته باشد چه نداشته باشد. منظور از قورمه سبزی گوشت هایش است چه با قاف بنویسند و چه با غین. موضوع سرکوب و عقده های روانی بسیار روشن تر از آن است که یک غیر روانشناس بخواهد آن را به شمای روانشناس گوشزد کند!

          • آزاده

            🙂

        • آسمان آبی

          کتاب های دزموند موریس “باغ وحش انسانی ” و “میمون برهنه” برای درک بهتر رفتار شناسی بشر توصیه می شود.
          برای شناخت دقیق مرد و زن راهی بجز شناخت هدف و منظور طبیعت نیست. طبیعت
          مانند یک مهندس نابغه دقیقا رفتارهایی را طراحی کرده است تا حدکثر ماندگاری در
          جهان واقعی ایجاد شود . این اشتباه است که مرد و زن را دو رقیب در یک عرصه واحد
          فرض کنیم و هر کاری که دیگری کرد آن را برای دیگری نیز مطلوب بشمار بیاوریم. کتاب
          مردان مریخی و زنان ونوسی اصولا این دو را متعلق به دو سیاره جدا می داند با دو
          دنیای متفاوت که نیاز های مشترک آنها را به هم پیوند داده است.وجوه اختلاف زیاد
          است. زنان حرف زدن را دوست دارند و مردان نه زنان به جزئیات توجه می کنند مردان به
          کلیات. چرا رفتار جنسی را استثنا قلمداد کنیم؟ مردان کثرت طلب هستند و زنان وحدت
          طلب. به عبارت دیگر این نیاز است که باعث ایجاد پیوند بین دو موجود کاملا متفاوت می شود. زن نیاز دارد تا زاد و لد کند و برای اینکار نیاز به کسی دارد تا از او حمایت کند تا بچه اش را بزرگ کند از طرف دیگر تستوسترون به مرد فشار می آورد تا با زن آمیزش کند و غریزه صیانت ذات نیز نقشی اساسی را بازی می کند.حال اگر بخواهیم در این طریقه دخالت کنیم و مرد را به اجبار موناگام و یا بر
          عکس زنان را به کثرت طلبی تشویق کنیم اینکار هزینه هایی را خواهد داشت.ولی تا کنون
          هزینه های مردان در تغییر غرایز خود بسیار بیشتر از زنان بوده است.فروید می گوید
          بار اصلی تغییر و تحول بشر بر روی مرد بوده است و مردان بیشترین تغییر و دوری را
          از ماهیت تاریخی خویش تجربه کرده اند.فرضا اگر به زن دو هزار سال پیش نگاه کنیم تفاوت
          زیادی با زن امروز ندارد. ولی به مردان که می نگریم می بینیم زمین تا آسمان عوض شده
          اند

        • سیبیل کلفت!

          شما باید کارل گوستاو یونگ را بهتر از من بشناسید! نفر دوم روانشناسی دنیا بعد از فروید! ایشان با وجودی زن داشت با بسیاری از بیماران زن خود رابطه جنسی داشت! و علنا هم به آن اعتراف می کرد. حتی یکی از همکارانش پیش او آمد و گفت من به یکی از بیمارانم علاقه مند شده ام و می خواهم با او سکس داشته باشم ولی زنم مخالفت شدید می کند و من نیز نمی خواهم بدون رضایت او اینکار را بکنم چکار کنم؟
          یونگ گفت زنت را پیش من بیاور تا با او صحبت کنم. او می گوید او زنم را به کنار دریاچه برد و چند ساعت با صحبت کرد و موقعیت را برای او توضیح داد و من نمی دانم چه معجزه ای در کلام یونگ بود که زنم راضی شد!
          ما نباید پشت مدرک خود قایم شویم!

          • آزاده

            آقای محترم انسانها مطلق نیستند. حالا چون آن اقا گوستاو یونگ بوده دلیل نمیشود همه کارش درست بوده باشد. ایشان اگر الان حیات داشتند، به سرعت دستگیر میشدند و باید باقی عمرشان را در زندان میگذراندند. فروید هم آدم سالمی نبود. نتیجه گیری پایانی تان را هم نه فهمیدم یعنی چی و نه فهمیدم چه ربطی داشت!

    • marderooz

      آزاده خانم این را هم در نظر بگیرید که این روزها صحبت از این است که اعتیاد جنسی اصلا وجود خارجی ندارد. در ضمن نویسنده نامه رفتار بسیار غیرعادی جنسی ندارد و مثلا شما نمی دانید تعداد دفعات سکس روزانه اش چقدراست. اینکه به تنوع شریک جنسی گاهی میدان می دهد از او معتاد جنسی شاید نسازد. ممنون

      • آزاده

        دوست عزیز مرجع اختلالات روانشناختی کتاب DSM است که بتازگی ورژن 5 آن منتشر شده. در ورژن سه اعتیاد جنسی کد تشخیصی داشت. در ورژن 4 این کد حذف شد و در آخرین ورژن یعنی همین 5 اعتیاد جنسی یا فعالیت جنسی فوق العاده زیاد (که مختص مردان هم نیست) ذیل اختلال OCD طبقه بندی شده است. یعنی خودش به تنهایی کد تشخیصی ندارد و زیر مجموعه یک اختلال دیگر است. به هرحال شکی در اینکه اختلال روانی است در میان متخصصین وجود ندارد. دعوا بر سر کد تشخیصی است! در مورد تذکر دومتان، در متن نوشته “به محض اینکه در معرض آشنایی با زنی که…” نگفته اند هرچند وقت یکبار. به هرحال مراجعه به یک روانشناس بالینی در این رابطه ضرری متوجه ایشان نمیکند. ولی ممکن است مشکلشان را حل کند.

        • سیبیل کلفت

          یکی از اقوام ما رشته روانشناسی می خواند می گفت هر مریضی را که می خوانیم می بینیم که خودمان هم بدان مبتلا هستیم! این سخن طنز حکایت از واقعیت گزیر ناپذیر دارد. نمی توان به صرف اتکا به دائره المعارف های روانشناسی مردم را به بیماری متهم کرد.
          اگر فرمان دهند که مست گیرند
          در شهر هر آن چه هست گیرند!
          خود شما می گویید در ورژن فلان آن را تغییر داده اند یعنی خودشان هم به حقیقت مطمئن نیستند که اگر بودند آن را تغییر نمی دادند . البته علم بشر نسبی است ولی بخصوص در حیطه روانشناسی قطعی نیست.منظور این است که نباید تصور کرد که به اتکا این کتب می توان به قطعیت رسید.

  • محمد

    راستش من هم دقیقا عین شمام. من مجرد هستم و 26 سال. اما فکر کنم با بیشتر از 60 نفر رابطه جنسی برقرار کردم. قیافه و تیپ ام را ببینید حتما خواهید گفت پسر بسیار مودب و با شخصیت و علمی و … هستم. اما این خصیصه و مودب بودن ام،دقیقا کلید اعتماد کردن بقیه خانم ها به من است. من هم به کسی هیچ وقت ابراز علاقه نکردم، اما در کمال تعجب برای خودم، باورم نمیشود که با خانم هایی که میدانم خیلی بهتر از من دنبال آنها هستن، و آن خانم به آنها نه گفته است، خوابیده ام. شاید یکی از دلایلش همان طور که یکی از بازدید کنندگان گفته است، کاهش استرس است. یعنی من در طول سکس مقدار استرس ام کم میشود. شاید یکی از دلایل اش، ممنوع بودن سکس در ایران و در دوران جوانی بوده . یعنی من و شما میخواستیم با کسی رابطه جنسی برقرار کنیم، اما همیشه آن شخص را در پشت پارچه و چادر برای خودمان تصور کرده ایم و این میل را سرکوب کرده ایم. بگذارید یه مقدار راحت تر بگویم، برای من دیدن بدن های برهنه خانم ها یکی از فیتیش هایم بود. شاید برای شما هم همین گونه باشد. به نظرم میشه این مشکل رو با عشق خیلی زیاد به همسرتون جبران کنید. ازون عشق های رویایی و هر وقت که احساس کردید باید پیش کسی بخوابید، سریع به آغوش همسرتون برگردید.

    • solmaz

      واقعا نظرتون در خور تامل و کاربردیه برای این مورد… مرسی

  • بهروز

    مرد بی نام عزیز و همزبانانی که پیام گذاشتید یا خواهید گذاشت . انصافا” چرا هیچکس در هر زمان و مکان و با هر سطح فکر و میزان سواد و … شجاعت این را نداشته و ندارد که با خودش و دیگران صادق باشد.موضوع بسیار ساده است انسان جانداری است که به دنبال لذت بیشتر است (جمع آوری ثروت و …) ؛ اما در این میان هیچ لذتی برای انسان و به خصوص مرد حتی لذتی بیش از پر کردن شکم گرسنه و تن بی لباسش بالاتر از سکس نیست . من به جرات خدارا که تنها معبودی است که ستایشش می کنم یاد می کنم و می گویم که همه مردها عاشق سکس با زن های متفاوت و به کثرت بی نهایت هستند اما چنین چیزی با توجه به عرف اجتماعی و قوانین ادیانشان جور نمی آید و لذا در این موارد دست به عصا راه می روند و بیشترینشان به این دلیل که خودرا پیرو اخلاقیات جا بزنند و یا پیروی از ادیانشان از اینکار تا اندازه ای خودداری می کنند ولی به همان خدایی که یاد کردم قسم می خورم که مذهبی ترین و اخلاقی ترین فرد هم اگر پایش بیفتد نمی تواند در برابر وسوسه جنس مخالف پایداری کند.

    • شاهین

      فکر کنم در اشتباه باشی.. شاید دورو برت چند نفر اینجوری باشن (البته اینم بخاطر خودته) شاید هر کسی نوع خاصی از تنوع طلبی رو داشته باشه ولی همش سکسی نیس..

    • رها . ح

      دوست عزیز
      اینکه همه ی مردها دلشان بخواهد با زنان زیادی سکس کنند اصلا عجیب نیست و اصلا هم بد نیست. مثل اینکه بگوییم همه ی انسان ها دوست دارند بدون اینکه زحمت بکشند به پول و آسایش برسند پس همه بد هستند! نه دوست من، داشتن میل به کارهای نامناسب، غیراخلاقی، غیر انسانی یا هرچیزی که اسمش را بگذارید هیچ اشکالی ندارد. میدان دادن به خود برای انجام آنهاست که اشکال دارد. بنده که یک زن هستم و متاهل هستم نیز گاهی در درونم تمایل به رابطه با مردهای دیگر را حس می کنم اما آن چیزی که باعث می شود من به همسرم وفادار بمانم و دست از پا خطا نکنم، نبود این احساس در وجود من نیست، بلکه پایبندی من به اخلاق و شرط وفاداری است که در ابتدای زندگی برای هم گذاشته ایم و صد البته عشقی که به همسرم دارم.
      به قول ناپلئون بناپارت آنکه نمی ترسد که هنر نمی کند در موقعیت ترسناک می ماند، شجاع آن کسی است که می ترسد و می ماند

  • یک دوست

    حالا اگه کسانی مشکل دارند این ترفند طبیعته؟خودتون میگید فراگیر شد ، یعنی از اول نبود.انسان ها از اول تک همسری نداشتند چه زن چه مرد.قوانین اجتماعی و انحصار طلبی باعث شد انسان ها اینطوری بشن . ولی قرار نیست آقایون بگن مردها ذاتن اینطوری ان و خودشون رو توجیه کنن.در واقع این قوانین دست و پا گیر رو هم آقایون واسه اینکه جفتشون رو با کسی قسمت نکنن وضع کردن، حالا هر وقت ازش تخطی می کنن میگن ما مرد هستیم. زن ها هم مطمِءنن گاهی تنوع طلب میشن .اما کسی که نمیتونه خودشو کنترل کنه حتما یه مشکلب داره.(به نظر من )

  • مجید

    سلام
    آدمهایی از جنس شما خجول برای قایم کردت این حس یه جاهایی لجام گسیخته حرکت می کنن
    مثلا موردی بود که بدترین فحشها رو نثار مادرش کرده بود
    یا شمایی که اوج صمیمیت و ارتباطات رو تو آغوش جنس مخالف یعنی اوج صمیمیت جستجو می کردی و به دست اوردنش که در ضمن نماد قدرتمندی آقایون هم بود برات یه الگو تو طول سالها شده

  • Elham Ardebili

    Marde biname aziz ,
    wondering how I can get your contact information, but I can help you definitely with your problem. Please PM me. I am going to open your eyes to reality and you are going to be free from guilt and sadness, confusion and fear of being judged by others. Please reach out 🙂

    • a m i r

      ببخشید.شما مشاور هستید؟

    • شاهین

      چرا انگلیسی نوشتی؟؟

  • متین

    تنوع طلبی جنسی پایه تکامل در طبیعت است. طبیعت به سمت افزایش ژن های تناسب افزا است و از این طریق ژن های بیماری و انچه که در مسیر تکامل نا مطلوب به حساب می اید را مغلوب می کند. فقط قابل توجه این که اگر اقایون در سکس با خانم ها تنوع طلب هستند این میزان در خانم ها چندین برابر است و دلیلی کاملا علمی دارد. انگار یادمون میره این اقای تنوع طلب با یک خانم ارتباط داره. میل جنسی شکل بیرونی نیازی طبیعی در تمام موجودات بنام تولید مثل و تکثیر ژن ها است که به بقا می انجامد. در تولید مثل و تولد فرزندان سرمایه گذاری والدینی در اقایون بسیار پایین است اگر چارچوب ازدواج و محدود ساختن انسان ها وجود نداشته باشد در واقع سرمایه گذاری والدینی در اقایون تقریبا هیچ است چرا که مردان با توجه به تعداد بالای اسپرم می توانند هر تعداد فرزندی داشته باشند که 50% ژن های ان ها را دارا باشند اما در خانم ها کلا در طول دوران کمتر از 50 تخمک با قابلیت باروری وجود دارد جدای 9 ماه بارداری و 2 سال شیردهی یک زن از کودکش حداقل تا قبل از بلوغ باید نگهداری کند تا مطمئن شود سرمایه گذاری عظیم او به نتیجه رسیده است که تعداد فرزندان را همین به شدت محدود میکند.همه اینا رو گفتم که بگم بنابراین زن ها در رابطه های ازاد به شدت شریک جنسی را با دقت انتخاب می کنند علاوه بر چهره مردانه نما سطح تستسترون بالاا را که به معنای سلامت بیشتر ژن های اینده فرزندس است را نیز مدنظر قرار می دهد. بنابراین در زمانی از سیکل که قدرت باروری دارد مردان را به شدت محدود می کند و تعداد مردانی که توسط زن ها انتخاب می شوند بسیار به نسب مردان در جامعه محدود می شند در نهایت مردان با چهره و اندام کمتر مردانه و سطح تستسترون بالا در دوران باروری زنان در سیکل انتخاب نمی شوند و ژن هایشان به نسل بعد منتقل نمی شود. مردان بیش از زنان از ازدواج سود می برند علاوه بر این که مردان با سطح تستسترون بالا به یک زن محدود می شود دیگر مردان هم شانس تولید مثل دارند و با تعهد به ازدواج توسط زن ها مردان می توانند مطمئن باشند بچه ها حتما 50 % ژن ها را دارند و فرزند شخص دیگری را بزرگ نمی کنند. (خیلی طولانی شد ببخشید)

    • متین

      خط 14 چهره کمتر مردانه و سطح تستسترون پایین بود اشتباه تایپ کردم

    • رها . ح

      دوست عزیز ممنون ناز مطلبتون، کاش رفرنسی هم ارائه می کردید
      درسته من خودم همیشه به دوستانم می گم مردی که با زنی دیگه سکس می کنه و به همسرش خیانت می کنه این خیانت رو به کمک یک زن انجام داده! در این شکی نیست که اون خانم ها هم گناه بزرگی می کنند البته ایشون گفتند که اون خانم ها نمی دونن ایشون متاهل هستند ولی به هرحال اگر زنی بدونه یک مرد متاهل هست و باهاش رابطه برقرار کنه در گناه مرد سهیم هست.
      اما الان اینجاموضوع پشیمونی این آقاست که هیچ تلاش علمی به کمک مشاور برای حلش نمی کنن و ظاهرا قصد دارن با این حرفها خودشون رو راضی کنن که من که پشیمون هستم دیگه همین کافیه!

      • متین

        رها عزیز ما موجودات هوشمندی هستیم و مختار به تصمیم گیری و پذیرش نتایج و گاه تاوان تصمیماتمان. منظورم از نوشتن این متن طولانی این بود که بگویم در تعهد به ازدواج و تک هسمری سود مردان اگر بیشتر نباشد کمتر نیست. زنان کودک را با زایمان از رحم خود به دنیا می اورند مطمئن هستند فرزند خودشان است و درنتیجه این کودک حامل 50% ژن های ان هاست تصور کنید زنی در ارتباط بلند مدت با مردی قرار دارد مثل ازدواج ولی در وسط سیکل که قابلیت باروری دارد با مردان دیگر در ارتباط کوتاه مدت قرار گیرد و بچه های ان ها رابه دنیا اورد سرمایه گذاری مرد اول کلا نابود شده و بچه های دیگر مردان را بزرگ خواهد کرد بدون این که خود بداند. هرچند فلسفه ازدواج در قبایل بدوی متفاوت است و بر اساس دلایل فوق نیست.

    • سرمد

      با نظر شما موافق نیستم. تنوع طلبی در خانم ها از آقایان کم تر است . خانم ها از نظر جنسی همگرا و آقایان واگرا هستند. از طرف دیگر کیفیت سکس در خانم ها چند برابر مردان است.یعنی بنوعی جبران می شود.این حالت را هم طبیعت ایجاد کرده است . زن بدنبال یک مرد واحد است که بتواند از فرزندش حراست کند بدین خاطز نیز تمرکزش را روی یک نفر می گذارد.

      • متین

        سرمد عزیز نظر شما درسته زن ها در ارتباطات بلند مدت ترجیح می دهند با مردی با چهره کمتر مردانه نما و سطح تستسترون پایین قرار گیرند که از خودشان و فرزندشان مراقبت کند از طرفی ریسک این که همسرشان توسط دیگر زنان انتخاب شوند کمتر می شود علاوه بر این که بله هوشمندی بر این فرایند اثر گذاشته و توانایی مرد برای امکاناتی که در اختیار زن و فرزندانش قرار می هد نیز بر تصمیم ازدواجی زن اثر می گذارد با این حال زنان در وسط چرخه باروری که بیشترین امکان باروری را دارند ترجیح به بودن با مردان با سطح تستسترون بالا می دارند. از طرفی فرض بر ازاد بودن ارتباطات بود.

        • سرمد

          بسیار درست گفتید برای شناخت دقیق مرد و زن راهی بجز شناخت هدف و منظور طبیعت نیست. طبیعت مانند یک مهندس نابغه دقیقا رفتارهایی را طراحی کرده است تا حدکثر ماندگاری در جهان واقعی ایجاد شود . این اشتباه است که مرد و زن را دو رقیب در یک عرصه واحد فرض کنیم و هر کاری که دیگری کرد آن را برای دیگری نیز مطلوب بشمار بیاوریم. کتاب مردان مریخی و زنان ونوسی اصولا این دو را متعلق به دو سیاره جدا می داند با دو دنیای متفاوت که نیاز های مشترک آنها را به هم پیوند داده است.وجوه اختلاف زیاد است. زنان حرف زدن را دوست دارند و مردان نه زنان به جزئیات توجه می کنند مردان به کلیات. چرا رفتار جنسی را استثنا قلمداد کنیم؟ مردان کثرت طلب هستند و زنان وحدت طلب. حال اگر بخواهیم در این طریقه دخالت کنیم و مرد را به اجبار موناگام و یا بر عکس زنان را به کثرت طلبی تشویق کنیم اینکار هزینه هایی را خواهد داشت.ولی تا کنون هزینه های مردان در تغییر غرایز خود بسیار بیشتر از زنان بوده است.فروید می گوید بار اصلی تغییر و تحول بشر بر روی مرد بوده است و مردان بیشترین تغییر و دوری را از ماهیت تاریخی خویش تجربه کرده اند.فرضا اگر به زن دو هزار سال پیش نگاه کنیم تفاوت زیادی با زن امروز ندارد. ولی به مردان که می نگریم می بینیم زمین تا آسمان عوض شده اند.

          • متین

            سرمد عزیز هر چند درست درک نکردم که چرا فکر میکنید زن امروز تفاوتی با زن 2000 سال پیش ندارد ولی تنها توجه شما را که به نظر می رسد اگاه و بدون تعصب باشید به این نکته جلب می کنم که زندگی متمدن امروز نتیجه تنوع طلبی در زنان است از طرفی زن پایه و اساس خلقت است و با توجه به مقالات بیشماری که به راحتی می توانید بیابید نوزاد دختر در بد تولد در هوش، تخیل، ارتباط و احساس از نوزاد پسر بسیار توانمند تر است و این توانایی تا سال ها ادامه دارد ولی تحت تاثیر جامعه مردسالار به پشتوانه قرن ها مرد سالاری باور می کند که از مردان ناتوان تر است. از طرفی گفتم مردان با توجه به تعداد بالای اسپرم به موتورهای جنسی همیشه اماده به کار تشبیه می شوند در حالی که زنان در کل زندگی تعداد محدودی تخمک فعال دارند و بازده باروری در انسان بسیار پایین تر از حیوانات است (چیزی در حدود 15%) بنابراین در روابط ازاد که قرار باشد مردان و زنان هر تعداد که بخواهند سکس داشته باشند زنان در وسط سیکل مرد مورد نظر را به دقت انتخاب می کنند تا فرصت اندکشان (تخمک تنها 18 ساعت فعال است) به هدر نرود.
            سرمد عزیز ما موجودات مختار و هوشمندی هستیم خود فروید معتقد است شخصیت ما همانند کوه یخی است که تنها 10% از ان نمایان است و 90% پنهان است. تولید مثل 90% پنهان و میل جنسی شکل بیرونی کوه یخ است که می توان ان را منحرف ساخت و این مزیتی در ما موجودات هوشمند و مختار است. در قبال امنیت و اطمینانی که در تک همسری و تعهد به دست می اوریم چیز زیادی از دست نمی دهیم

          • سرمد

            منظور فروید تغییر رفتار غریزی است که مردان بخاطر آن بیشترین فشار را متحمل شده اند.

        • آزاده-@

          ایشون به اضطراب پنهان ناشی از احساس بی کفایتی دچارند، روابط جنسی متعدد اغلب دفاعی ست در برابر احساس بی کفایتی، فرد با احساس اجبار و عدم کنترل بر میلش، این کار رو انجام میده و غالبا بعد انجام از،کرده خودش پشیمان، یک معنا درمانگر میتونه به ایشون کمک کنه

  • a m i r

    دوست عزیز!چون تا حدی مشکلاتی شبیه شما دارم!یه مشاور میگفت وقتی غریزه انسان ارضا نشه و فقط جسمش ارضا شه این حس تکرار و تکرار میشه.علیرغم اینکه ماها فکر میکنیم در مسئل زناشویی مشکلی نداریم…ولی شاید پر از مشکل باشیم

  • رها

    من متاهل نیستم بیست و هفت سالمه اما تجربه ی بارها و بارها سکس رو داشتم . اولین رابطه م حتی اولین بوسیدنم توی بیست و دوسالگی با کسی بود که رابطه ی عاشقانه ای بینمون برقرار بود اما اون نمیتونست برای من وقت بذاره و همیشه کنارم باشه چون متاهل بود و با اینکه متارکه کرده بود چون هنوز جدا نشده بود درگیر زندگی خودش بود . بهرحال با اینکه رابطه ی عاشقانه ای باهاش داشتم بارها بهش خیانت کردم از سر لجبازی و گاهی برای اینکه بتونم ازش دل بکنم و کسی رو جایگزین کنم گاهی بعد از دعوایی که با هم داشتیم . بعد از اینکه رابطه م باهاش بطرز بدی تموم شد تا دوسال با هرکس که از راه رسید بودم تا اینکه خسته شدم و قید همه ی مردها رو زدم . پنج شیش ماه پیش کاملا اتفاقی با پسری آشنا شدم که هنوز باهاش ارتباط دارم وقتی نگاه میکنم می بینم با اینکه عاشقش نیستم و فقط یه دوست داشتن ساده ست اما طوری بهم محبت میکنه طوری همه ی لحظه هامو پر میکنه که با اینکه کلی پیشنهاد دوستی دارم حتی از طرف آدمهای قبلی زندگیم اما نمیتونم به سمتشون قدم بردارم . اصلا نمیتونم به کس دیگه ای جز اون فکر کنم . با اینکه توی ارتباط قبلیم با هر مشکلی وسوسه میشدم . گاهی فکر میکردم معتاد سکسم . همیشه میترسیدم ازدواج کنم و با هر مشکل کوچیکی به همسرم خیانت کنم اما حالا وقتی می بینم یه آدم میتونه حتی وقتی حضور نداره همه جای زندگی آدمو پر کنه پس میشه باهاش ازدواج کرد. تمام اینها رو نوشتم که یه چیزو بگم . آدمی که توی زندگی ماست نقش مهم و تعیین کننده ای داره . اونه که میتونه حتی وقتی تا شب ازش خبر نداری یا حتی وقتی باهاش بحث کردی و چند روز ازش بیخبری اونقدر برات نقش پررنگی داشته باشه که نتونی به کسی فکر کنی ! به عشق و دوست داشتن ربطی نداره به جایگاهی ربط داره که یه آدم توی زندگی ما برای خودش میسازه .این نظر منه طبق گذشته ای که داشتم و ازش پشیمونم .

    • اردشير

      رها جون اگر با دوست پسرت دعوات شد بيا پيش خودم قول ميدم راضي برگري

      • رها

        ههههههههه …. شوخی جالبی بود . خندیدم کلی روحم شاد شد . درسته گفتم تعدد سکس داشتم اما نه با هر کس و ناکسی ! آدمایی که من باهاشون دوستی کردم تو توی خواب هم نمی بینی پسر جون ! برو خدا روزیتو جای دیگه بده !

    • سامان

      من دارم از همسرم جدا میشوم دقیقا به همین دلیل که بودنش در زندگیم نتونسته من رو از توجه به زنهای دیگر باز دارد. دقیقا نمیتونم بگم که آدم بدیه یا مشکل بخصوصی رو اشاره کنم و بگویم که به این دلیل میخواهم ترکت کنم.

    • امیرآراز

      خسته نباشی قهرمان

  • رها . ح

    دوست عزیز شما شاید آدم بدی نباشید ولی کاری که می کنید مختص آدم بدها هست.
    با مقایسه ی رفتارتان با فرزندانتان و رفتار پدرتان با شما، خود را تبرئه نکنید. شما اگر پدر خوبی هستید وظیفه تان است، همانطور که وظیفه تان است همسر خوبی باشید و وفاداری یکی از شاخصه های همسر خوب است. اگر ایمان دارید که همسر شما به شما وفادار است باید و صد باید که شما نیز به و وفادار باشید. البته منظورم این نیست که اگر به وفاداری همسرتان شک دارید مقابل به مثل کنید، نه اصلا و ابدا. فقط خواستم کمی همسرتان را ببینید و به او و زحماتی که برای زندگی مشترکتان می کشد فکر کنید.
    دوست عزیز شما سراغ هرکسی رفته اید اما حرفی از اینکه سراغ مشاور رفته باشید نزدید. هیچ فکر کردید که ممکن است از این خانم هایی که با آنها سکس می کنید بیماری به شما منتقل شود و شما آن را به همسرتان انتقال دهید؟ همسر شما چرا باید قربانی روحی و جسمی شما باشد؟
    شما نگران کاشانه ی فرزندانتان هستید اما نگران روزی که این خیانت ها لو برود و همسرتان اگر با شما بماند هم با دلی شکسته و روحی زخمی برای فرزندانتان مادری کند، نیستید؟
    تنها و تنها مشاور است که می تواند به شما کمک کند، اگر واقعا و از صمیم قلب می خواهد آدم خوبی باشد، به مشاور مراجعه کنید و پیگیر باشید تا مشکلتان حل شود.

  • marderooz

    تشکر از همه دوستانی که کامنت گذاشتند. شاید از موارد نایاب بحث و گفتگو بود که اشتیاق بررسی، بیش از کلی گویی و قضاوت های یکجانبه در ان مشاهده شد. سپاسگزار ذهن انتقادی شما هستیم. ممنون

  • الف _ر

    حتما روانشناس خانواده برو! اما قبل از اون تصمیمی نگیر و سعی کن عملگرا رفتار کنی و نتیجرو ببین و بسنج!و چارچوبابای سرزنشگری که توو ذهنت هستنو نادیده بگیر!

  • آزاد

    برو بمیر

  • اردشير

    آقا هر چه ميتوني بكن خيلي هم خوبه، آدم از دو چيز اصلا سير نميشه يكي توت خوردن روي درخت هست يكي هم تنوع در سكس
    فقط مواظب باش زنت نفهمه كه اگر بفهمه دهنت سرويسه

    • guest

      عجب آدم بی‌ اخلاقیاتی هستی‌ مردک.

  • امین

    من به شدت تنوع سکس رو دوست دارم،ولی به همسرم هم نميتونم خیانت کنم، فانتزی زیادی تو ذهنم میاد بعضی هاش که مربوط به یک مرد دیگر باشه ميگم و تو سکس خیلی اوج میگیریم و ارگاسم خوبی رو تجربه میکنیم .
    باور کنید اگه بتونید با همسرتون صادقانه و شجاعانه وبا صمیمیت در مورد سکس صحبت کنید وبه خواسته های سکسی اونم توجه کنید وسعی در ارضا ش بکنید تجربه بی نظیری رو بدست میآید که خیلی لذت بخشه.

  • Sareh

    بيچاره زني كه زنانگيش و مادريش را به پاي اين زندگي گذاشته
    و چه بسيارند …

  • پدرام

    پدرام

  • پدرام

    من وقتی که کمی جوانتر بودم رفتار تنوع طلبانه ای داشتم که بیشتر رنگ و لعاب عشق در اون به چشم میخورد ولی حالا که دهه چهل رو شروع کرده ام فقط به سکس فکر میکنم . من تو اروپا زندگی میکنم هرزگاهی سر به ویترین میزینم و با دیدن اندام نیمه برهنه خانم های پشت ویترین عنان از کف میدم گاهی شده پول اجاره خونه ام رو صرف اینکار کرده ام و لنگ موندم . قطعا هر بار به خودم گفته ام که مرد این چه کاری بود که کردی ولی متاسفانه هر بار خودم رو به نوعی توجیه میکنم. اما زندگیم رو خیلی دوست دارم و با محبت کامل با همسرم رفتار میکنم و ایشون هم بسیار راضیه.
    توی یک موسسه تحقیقاتی کار میکنم طوری که هیچ کدوم از همکارام حتی فکرش رو نمیتونن بکنن که من یک همچین جاهایی میرم . هرزگاهی موسیقی کلاسیک به کمکم میاد و میتونم خودم رو مهار کنم اما متاسفانه گاهی اون وجه یاغی گری به سراغم میاد به طور خلاصه من حس این نویسنده ناشناس رو کاملا درک مکینم پارادوکس عجیبیه نه میتونی جدا بشی و نه میتونی اینطوری پنهان کاری کنی خلاصه حس عجیبیه .

  • Bahram Hosseinzadeh

    حضرت آقاى بيوفا، تنها شما نيستيد كه بيوفاييد و بيوفايى در مردان بسيار نادر است. بنظر بسيارى از كارشناسان امر نود در صد مردان متاهل در طول عمرشان بيوفايى و هرز پريدن را تجربه ميكنند و ايراد از شخص شما و آن مردان نيست بلكه موجود مرد انسانى براى تك همسرى يا منوگامى ساخته نشده است:
    http://www.zeit.de/2012/13/CH-Monogamie

  • بهنام

    این آقا بنا به دلایلی سکس دارن با خانوم هایی که نمیشناسن و فقط اون ها هم میان تا ارضاء جنسی بشن . خوب این خاصیت تنوع طلبی فرد هست و این امرد در سلیقه های مختلف افراد متفاوته یکی تو سکس تنوع طلبه یکی تو خرید لباس ……… ولی به نظر من مشکل ما از اونجایی شروع میشه که وقتی ازدواج میکنیم یا دوست دختر میگیریم با همسرمون و یا دوست دخترمون در مورد سلیقه های سکسی خودمون صادق نیستیم … و طرف مقابل نمیتونه ما رو اونجور که هست راضی کنه …. پس ما میریم دنبال روش های جدید یا افراد جدید …. که در دراز مدت میشه یک مریضی یا بهتر بگم عادت … فقط از این آقا میخوام خانوم خودش و هم در این آزادی شریک بدونه چون اونم یه انسانه شاید خودشو پایبند این ازدواج بدونه …. و این نامردی در حق اون خانوم میشه ..

  • شراره

    بعضی از مطالب اقایون میخونیم که مگن این طبیعت مرده و میتونه با هر کسی باشه…. اینجوری بهتره ما نسبت بدنیا اوردن دخترا را نسبت به پسرها 8 به 2 افزایش بدهیم اینجوری منطقی تره ….

  • Lili

    من یه زنم ۳۵ ساله هر چقدر سنم زیاد میشه عطش پیاده کردن فانتزی های جنسیم هم زیاد میشه متاسفانه همسر من دنبال هیجانات سکسی نیست و تخیلات جنسی منو هر چند که خیلی خبر نداره شماتت میکنه.من زن و شوهر ۶۰ ساله ای رو میشناسم که بشدت در سکس موفق هستند چون فانتزی های ذهنیشون در مورد سکسو مطرح میکنن و به مرحله عمل میرسونن.بستگی به همسر شما داره شاید بتونید با مطرح کردن باهاش هر روز تجربه جدیدی داشته باشید و شاید هم با شناخت جدیدی که از خودتون بهش میدید اونو آشفته کنید.

    • changiz

      صبحونه برای همسرتون خاگینه با شیره انگور سرو کنید به همراه چای زنجبیل ، تا سر شب نشده خودش یه مجله پر فانتزی براتون تدوین میکنه