یک موسیقی کلاسیک خوب و ساده

Olafur-Arnalds-Alice-Sara-Ott-Reminiscence-620x319

ویدئوی که برای تان انتخاب کردم موسیقی لطیفی را به تصویر می کشد که می خواهد بگوید آهنگ کلاسیک غربی قرار نیست پیچیده و عجیب و یا در باره افکار بزرگ باشد.

یک برداشت پر افاده در باره موسیقی کلاسیک غربی در خیلی جاها و بخصوص ایران جا افتاده است که اصرار دارد آن را نخبه گرایانه جلوه دهد و فهم آن را فقط و فقط لایق افراد فرهیخته و همه چیز دان بداند. اما حقیقت امر این است که موسیقی که برای ارکستر مرکب از پیانوها و سازهای زهی و بادی ساخته می شود در اصل خود، چیزی جز ترنم یک ملودی نیست که همیشه و همه جا برای ابراز عواطف معمولی بشر نواخته می شود.

از موسیقی تنظیم شده برای ارکستر بزرگ واهمه نداشته باشید و به دنبال معماهایی نباشید که برایش بال و پر داده شده است. هر انسانی بر اساس نیاز روحی اش و حس و عاطفه اش می تواند با بعضی از این موسیقی ها تماس برقرار کند. موسیقی غربی که از ابتدا در دربار اشراف و شاهان نوشته و نواخته می شد در نیت عمومی اش تکرار همان حس و حال های افراد عادی کوچه و بازار نظیر وصف یار و زیبایی طبیعت، توصیفِ شادی و عشق و شکست آدم ها است.

موسیقی تنظیم شده برای ارکستر در دوره کلاسیک قرن 16 تا 18 میلادی، اجرای یک ملودی مشخص و ثابت است که شبیه صدای یک خواننده، قابل تشخیص و تقلید است. معمولا هر ملودی نوشته شده توسط آهنگ سازان دوره کلاسیک نظیر موتزارت، 3 بار با ضربِ تند، کند و تند تکرار می شود

موسیقی رمانتیک که از قرن 19 مد شده است همان کار را می کند ولی سازها هر کدام احساس و عواطف یک شخصیت را به نمایش می گذارند و بر اساس موضوعی مشخص نوشته و نواخته می شوند. در درون موسیقی این دوره و آثار افرادی نظیر بتهوون و شوپن، رنگ و طعم ملودی اصلی در حین اجرا کمی عوض می شود. ملودی یک آهنگ می تواند آرام شروع شود بعد خشمگین گردد و بعد حتی زیرکانه یا مایوسانه تمام شود

موسیقی مدرن که دوره جدید موسیقی غربی است ممکن است اصلا با ضرباهنگ مشخصی اجرا نشود. شاید کمابیش مثل شعر سپید نیما یوشیج عمل می کند که می خواهد مثلا بدون قافیه حرفش را بزند. این نوع موسیقی حتی می خواهد قصه نداشته باشد یا شخصیت های اصلی ترانه، آدم های خوب و اشرافی و متعالی نباشند. از درون کاخ ها و سالن های بزرگ بیرون می آید و با گسترش رادیو به درون  جامعه می رود و رنگ و عطر محلی می گیرد.همین لحن بی قانون و گستاخ بود که به انواع موسیقی قرن بیستم نظیر راک اند رول و جاز هم پر و بال داد.

.خلاصه اینکه اصلا قرار نیست جدی و متفکر بنشینید و به یک موسیقی پیچیده و عملا نامفهوم گوش بسپارید. انگار که وظیف دارید ادای منورالفکرها را بازی کنید چون فرصت انتخاب خیلی زیاد است و طبیعتا خیلی های شان می توانند باب طبع شما نباشد پس به خودتان فرصت بیشتر بدهید و اگر شانس بیاورید و صبور باشید گاهی با یکی از آنها تماس عاطفی خیلی زیبایی ایجاد خواهید کرد و کم کم بر تعدادشان و بر علاقه تان افزوده می شود.

وبلاگ جاوید کیایی

More from جاويد كيايی

یک موسیقی کلاسیک خوب و ساده

ویدئوی که برای تان انتخاب کردم موسیقی لطیفی را به تصویر می...
بیشتر بخوان
  • pedram

    موسیقی کلاسیک خصوصا دوره باروک و رمانتیسیم مانند اشعار حافظ است که هر کس به میزان درکش از آن لذت میبرد . قطعا آگاهی از تاریخ ، فرهنگ و شخصیت آهنگساز نیز در دریافت آن کمک شایانی میکند اگر به این موارد دانش موسیقی شنوده نیز اضافه گردد آنگاه فرم ، و محتوای اثر بیشتر درک خواهد شد.
    البته در این بین موسیقی آنتونیو ویوالدی و به ویژه استاد بزرگ و مسلم تمامی ادوار تاریخ یوهان سباستیان باخ داری ویزگیهای منحصر بفردی است که در کمتر آهنگسازان موسیقی کلاسیک دیده میشود.