چرا زنان نروژی تمایل جنسی شان را بیشتر بروز می دهند

Jacquie Boyd Getty Images Ikon Images
Jacquie Boyd Getty Images Ikon Images

 روانشناس دانشگاه علم و صنعت نروژ Mons Bendixen  که تحقیقش را در فصلنامه Evolutionary Psychology منتشر کرده است می گوید زنان دوران باستان از نظر رفتار جنسی محتاط تر بودند چون رابطه جنسی برای شان مسئولیت زیادی همراه داشت. حاملگی و نگهداری از یک نوزاد شیرخواره در دوران غارنشینی بشر، بدون داشتن یک پدر مسئول و متعهد تقریبا غیرممکن بود.

برای همین زنان دوران قبیله های اولیه، سعی داشتند که با دقت بیشتر و به دور از احساسات، تصمیم به رابطه جنسی بگیرند. زنان باید از ماندگاری شریک جنسی شان، کمابیش مطمئن می شدند. به همین خاطر بود که زنان با اولین نشانه های خواستنی بودن شان توسط مردان، سریع «بله» نمی گفتند

به نظر او هر چه  موقعیت و استاندارد حقوق فردی بین زنان و مردان، مساوی تر باشد رفتار و توقع جنسی زنان و مردان نیز همسانی بیشتری می یابند.  زنان نروژی به همین خاطر از نظر جنسی زیاد محتاط نیستند.

تئوری دومی که تحقیقات روانشناس نروژی بر آن تاکید می کند مربوط می شود به احساس خوشبینانه مردان از اینکه در مواجهه با زنان، بیشتر از حد معقول احساس می کنند که زنان برای شان کرشمه و عشوه می آیند.

مردان به خاطر همین «اشتباه غریزی» به هر زنی که امکانش هست اظهارعلاقه جنسی می کنند. اتفاقی که بر اثر این اشتباه مردان خواهد افتاد زیاد گرانبار نیست چون در بدترین حالت، متوجه عدم علاقه زنان خواهند شد و مسیر تلاش شان را به یک زن دیگر سوق می دهند. نکته مهم این است که «اشتباه غریزی» فوق، عملا می تواند در درازمدت، شانس ایجاد رابطه جنسی مردان را بیشتر نماید.

تحقیق فوق به این حقیقت اشاره می کند که زنان نروژی به خاطر وضعیت مستقل و بهتری که در اجتماع دارند به نوعی مرتکب « اشتباه غریزی» مردان می شوند و هر حرکتی از مردان جامعه شان را خوشبینانه تصور می کنند و به همین خاطر شانس ایجاد رابطه جنسی شان بیشتر می شود.

دکتر Bendixen بعد از معرفی تئوری خود به بحث قدیمی طبیعت یا تربیت وارد می شود و نشان داد که با وجود اینکه تعادل بیشتری بین زن و مرد در نروژ وجود دارد ولی همچنان اکثریت مردان کشور، مثل خیلی از کشورهای دیگر، رفتارهای دوستانه، خنده و شوخی و صمیمیت زنان را به حساب عشوه و کرشمه آنها نسبت به خودشان می گذارند.

 

Why Men Always Think Women Are Flirting With Them By

http://nymag.com/scienceofus/2015/02/why-men-always-think-women-are-flirting.html#Iv2lo3:7Yo

Evolutionary Psychology

Error-Management Theory

http://time.com/59786/how-to-flirt-backed-by-scientific-research/

More from ترجمه‌ی محمد رادفر

آرتور شوپنهاور: تولد نسل بشر اشتباه بوده است

آرتور شوپنهاور فیلسوف قرن 19، انسان بسیار دوست داشتنی است ولی به همان...
بیشتر بخوان
  • یاور

    از روی دست یکی از دوستان عزیزم:

    طبیعت همه را به بازی می گیرد ؛ یک بازی خنده دار .

    زیبایی ، عشق ، محبت و جنگ و … همه کلک ها و حقه های طبیعت هستند برای اینکه خودش را حفظ کند ، تکامل پیش برود و تولید مثل ادامه پیدا کند .
    طبیعت یک مرد و زن غار نشین را طوری بار می آورد که مرد زیبایی زن را بپرستد و زن قدرت بدنی مرد و تامین کنندگیش را بخواهد .
    و همین ژن ها در درون نسل ها باقی میمانند و در عصر ما هم کاملا طبیعی است که دخترها به پول و خانه و ماشین یک پسر بیشتر اهمیت بدهند و پسرها به زیبایی یک دختر .
    زیبایی نشانه سالم بودن و قدرت تولید مثل است و پول و خانه و ماشین نشانه امنیت . (و اینجا تنازع بقا رخ خواهد داد و مردهای فقیری مثل ما و زن های زشتی مثل بعضیا :دی منقرض میشن و طبیعت مدام زیباتر و قویتر میشه )

    از طرف دیگر طبیعت برای موجود ماده ارزش بیشتری قائل است .
    موجود نر وسیله است . یک وسیله نه چندان با ارزش که تنها کاربردش باردار کردن و تامین کردن امنیت برای موجود ماده است .
    از نظر طبیعت جنس نر یک نوکر است نه یک ارباب .
    این موجود نر بیچاره در بیشتر مواقع وجودش اصلا نیاز نیست و در خیلی از موجودات هم بعد از باردار کردن ماده ، حقش مرگ است .( البته در تمام موجودات به نوعی اینگونه است :دی )
    همین که عنکبوت بیوه ماده در حین جفتگیری موجود نر را میخورد خودش نشانه خوبی است که طبیعت چقدر به زن ها ارزش میدهد .
    و اینکه میزان لذتی که موجود ماده از رابطه جنسی میبرد هم بیشتر از جنس نر است ، نشانه دیگر اهمیت دادن طبیعت به جنس ماده است و چقدر خنده دار است که طبیعت اینجا هم همه نرها را سر کار میگذارد و آن ها را دنبال ماده ها میفرستد و این نرها برای اینکه ماده ها تاییدشان کنند با یکدیگر به رقابت می پردازند و بعد هم که عنکبوتی پیروز شد ، فکر می کند صاحب و مالک موجود ماده است .
    در حالیکه طبیعت میزند زیر خنده و میگذارد تا نر در خیالات خودش خوش باشد!

    • marderooz

      یاور عزیز یک میکس اغراق شده از بخشی از حقیقت های موجود را در یک ایده معرفی کردید تا به نتیجه گیری نامهربانی که خواستید برسید. نوعی سیاه و سفید دیدن نقش زنان و مردان که بر پیچدگی واقعیتِ به خودی خود پیچیده می افزاید. مرسی

      • یاور

        بنده سال هاست در زمینه طبیعت تحقیق می کنم و آن چه برایتان نوشتم بخشی از حقیقتی است که در طبیعت میلیون ها سال جاری بوده است. واقعیت این است که حقیقت همواره نامهربان است دوست عزیز.
        با تشکر از شما

        • marderooz

          تصویر زبون و مفلوکی که از مردان در طبیعت داده اید که البته بار اصلی اش بر نفرت متداول به زنان می افزاید در طبیعت بشری غیرواقعی است. اگر اینقدر زبون و تحقیر شده ساخته شده ایم پس این همه انسان نابغه و فرهیخته و جستجوگر از کجای این معادله مطلق بین شما حاصل شده است. سخت می گیرید و در پشت نگاه متکی به علم تان، یک فضای مسموم از رابطه بین جنسیت ها را تبلیغ می کنید. متاسفیم که اینطوری می اندیشید چون به نظر می رسد از ذهنیت انتقادی خوبی برخوردارید.

          • یاور

            دوست عزیزم

            اولا تشکر می کنم که وقت می گذارید و کامنت ها را میخوانید و پاسخ می دهید. از نظر من این یک نکته مثبت در مدیریت سایت توسط شماست. ابتدا باید عرض کنم که همه آنچه در این موضوع یا موضوعات دیگر می نویسم، نظرات صرفا شخصی من است و ممکن است «کاملا نادرست» باشند.

            مایلم در این مورد بحث را اینگونه ادامه دهم:

            – بگذارید تفاوتی که دیدگاه من با شما دارد، دقیقا در این نکته نفهته است که شما انسان های عقل مند و عقل گرایی هستید که دوست دارید برای همه بازی های طبیعت، آن قانون هایی را وضع کنید که به مذاق عقل مندتان سازگار باشد و صد البته بیشتر قوانین شما نیاز به توجیه و تفسیر دارد، می دانید چرا؟ چون بیشتر آن ها را «دیوانگان» کشف کرده اند. انسان هایی که حداقل از نظر معاصرانشان دیوانه و ناسازگار بوده اند. (در این مورد مثال نمی آورم، چرا که به خوبی میتوانید نمونه های آن را با کمی جستجو بیابید.)

            از سوی دیگر، انسان هایی همچون من که خود را دیوانه می پنداریم، و یا شاید «ادای دیوانگی و جنون» را در می آوریم، و البته از سوی انسان های عقل مند اجتماع به ناسزا و خلجان زبان و ضعف حافظه و در یک کلام باری بر دوش جامعه هستیم، به خوبی می دانیم که این «جنون خود خواسته» یک ارزش بسیار بزرگ را برای ما به ارمغان آورده است و آن «دیدن و درک کردن» واقعیت یک حقیقت، بدون تحمیل نظر شخصی مان بر آن است. بدین صورت که شما انسان های عقلمند، هر حقیقتی را با رنگ و لعاب و حاشیه و مقدمه و هزار زیور دیگر می آرایید تا برایتان قابل قبول و قابل هضم باشد. برای مثال شما برای درک موسیقی نیازمند سال های سال تحقیق و مطالعه روی بحث امواج مکانیکی، قوانین ریاضی حاکم بر حرکت صوت، زیبایی شناختی اصوات و ترتیب آوایی آن ها هستید، در حالی که من دیوانه به سادگی و به راحتی و بدون تکلف می توانم از آواز «کلاغ» هم همان قدر لذت ببرم که شاید شما از اجرای سمفونی فلان کنسرواتوار وین.

            بدین سان من واقعیت حقیقت عریان و جاری که در طبیعت میلیون ها سال است دست اندرکار تنازع و انقراض است را میبینم و شما آن را با لغاتی همچون «عشق» ، «لزوم تشکیل خانواده»، «جنگ» و هزاران معنی و مفهوم مثبت و منفی می آرایید تا احساس پوچی در زندگیتان نکنید. اما من به خوبی میدانم که هدف نهایی آفرینش، همواره از بین بردن و جایگزین کردن یک نمونه بهتر بوده است. (انقراض های بزرگ تاریخ زمین نظیر انقراض 99 درصد تمام گونه های زنده در 350 میلیون سال پیش گواه روشنی است از این که زمین سیاره ای «ضد زندگی» است و نه «زندگی بخش».)

            از سوی دیگر من هرگز نه مدعی روابط با جنس مخالف بوده ام و نه خودم از آن گریزانم. بلکه شاید بیشتر از بسیاری از خوانندگان این مجله، هم برای جنس مخالف «شعر» سروده ام و هم تمایل به هم نشینی و گذراندن وقت با وی بوده ام.

            اما تأکید می کنم که هنوز هم جنس نر، در طبیعت نقشی فراتر از محافظ نمی تواند داشته باشد. اگر شما به هر دلیلی علیه نوشته من هستید، به طبیعت مراجعه کنید و تک تک گونه های زنده و حتی گونه های فسیل شده را بیازمایید. از ابتدایی ترین انواع حیات تا عالی ترین و پیچیده ترین آن ها، همگی تحت یک واقعیت(البته به نظر اینجانب) در زمین زندگی میکنند و آن به بازی گرفتن جنس نر است. نه تنها در انسان، بلکه در همه موجودات زنده.

            با تشکر از شما

            در صورت تمایل شما حاضرم این بحث را به صورت ارسال ایمیل برای ادمین محترم و یا سایرین ادامه دهم و یا آن را از طریق صفحه ام در فیس بوک پیگیری نمایم:

            Moshirfar@gmail.com

            https://www.facebook.com/Y.Moshirfar?ref=hl

          • یاور

            و البته در پایان باید تأکید نمایم که ترجیح میدهم از «تلخی یک حقیقت» لذت ببرم تا «شیرینی یک دروغ»

          • فرشید

            از ادبیاتت خوشم میاد
            منطقی واقع گرایانه سرراست و غیر مغرضانست

          • یاور

            شما لطف دارید.

            و متشکرم که می خوانید

          • Iranian

            قلمت خوبه یاور جان اما هیچ قانونی مطلق نیس
            خب در مورد شیرها این درست نیست
            هر ۷−۸ تا شیر ماده جمهع میشن دور یه شیر نر و میرن شکار و شیر نر از شکاری که ماده ها کردن تناول میکنه
            هرچند تو ما آدمها ما میریم دنبال درآمد و ماده ها دنبال خیانت

          • من

            چرا کــس میگی یارو قانون تکامل فقط یک ماده دارد آن هم این است که هرچی فعلا صلاحه همون باید بشه و دیگر هیچ خواه این قانون به نفع جنس ماده باشد خواه نر خواه یک کره خر

          • یاور

            چقدر واقعا ادب و شخصیت از متن نوشته تان می بارد. آفرین بر شما و رحمت بر شیری که تو را پروراند.

            در ضمن این قانون تکاملتان را به صورت یک کتاب بنویسید و نام آن را بگذارید: «من درآوردی های تکاملی ماده کره خر»

          • marderooz

            مرسی از ابراز نظراتی که ارائه دادید.

          • نیلو

            نیازی به جبهه گرفتن نیست جناب مرد روز.

    • من

      به یاد بیاورید زمانی را که ماده ها را زنده به گور میکردند و دیه ای که هم اکنون برای زنان جامعه من پرداخت میشود به اندازه تخم چپ یک مرد شپشوست

      • یاور

        شما فعلا بهتر است موازین ادب و شخصیت و اخلاق فضای مجازی را بیاد بیاورید تا بعدها بتوانیم در این مورد بیشتر با هم بحث کنیم جناب «من مجهول»

        • مصطفی

          براوو .

    • فرشید

      جالب بود

    • بانو

      خیلی خیلی جالب بود.

    • رهگذر

      درست بود….ولی یه جاهایی باهاش اختلاف عقیده دارم.
      زن و مرد هر دو برای طبیعت ابزارند. یکی ابزاریست برای تولید مثل و دیگری ابزاریست برای انتخاب ژن بهتر.
      در طبیعت حیوانی، تقریبا تمام ماده ها موفق به تولیدمثل میشن، در حالی که تنها قویترین نرها ( یا در برخی موارد مورد پسندترین نرها از نظر ماده ها) قادر به تولید مثل هستن.
      به طور خلاصه میشه گفت
      ماده : دستگاه تولید نسل بعدی
      نر: شتاب دهنده تکامل

      • یاور

        رهگذر گرامی

        اندیشه های بشری به تدریج بهتر می شوند و اصلاح می شوند.

        آن اندیشه متعلق به ماه ها پیش است. من از آن زمان، شروع به دوباره خوانی و ویرایش نظریاتم در این مورد کرده ام که هنوز تکمیل نشده است. شاید بعد از سال ها بتوانم در این مورد مطلبی تألیف کرده و حقیقت مسئله را با تقریب بسیار بیشتری برایتان بنویسم.

        با تشکر

  • مهدی

    صرفنظر از اینکه دیدگاه یاور رو قبول بکنیم یا نه، ای کاش موافقان و مخالفان هر بحثی، ظرفیتی مثل ظرفیت روانی و علمی یاور رو داشته باشند که بتونن نظراتشون رو انتقال بدن. تفاوت بین ادبیات و دیدگاه ((یاور)) و (( من )) بیانگر این نکته هست که هنوز میشه امیدوار بود که انسان هایی از جنس خرد، در این جامعه زندگی میکنند. موفق باشید یاور.

    • یاور

      شما لطف دارید و متشکرم.

  • امين

    اين رو به فمنيست ها بگيد كه ميخوان مهم جوره مثل مردها باشن

  • می

    دانشگاه علم و صنعت نروژ دپارتمان روانشناسی داره!؟

  • Bahram Hosseinzadeh

    نوشته ايد:”حاملگی و نگهداری از یک نوزاد شیرخواره در دوران غارنشینی بشر، بدون داشتن یک پدر مسئول و متعهد تقریبا غیرممکن بود.”
    تا ده هژار سال پيش ازدواجى در كار نبود و در نتيجه ” پدر” نيز وجود نداشت اما زاد و ولد انسان هميشه براه بوده است
    يعنى از پنج ميليون سال تاريخ بشر، فقط ده هزار سال است كه پدر متعهد و مسئول بوجود آمده است و پيش از آن ازين موجود هيچ اثرى در ميان نبود…
    ر. ك انسان در عصر توحش نوشته ائولين ريد