شکایت قاتلِ ۷۷ نروژی به زندان

Anders Behring Breivik
Anders Behring Breivik

Anders Behring Breivik نژاد پرست نروژی که در تابستان ۲۰۱۱ با حمله به یک کمپ تابستانی نوجوانان در کشورش، ۷۷ نفرشان را به قتل رسانده است نامه ۲۳ صفحه ایی به مسئولین زندان نوشته است. بخشی از نامه توسط مجله هارپر به انگلیسی ترجمه و منتشر شده است. او در حال حاضر مشغول گذراندن دوران حبس ۲۱ ساله خودش است.

خیلی زود پی بردم که قلمِ خودنویس به درد نوشتن های طولانی نمی خورد و تقاضایم برای داشتن یک خودکار یا مداد مورد موافقت قرار نگرفت. با خودنویس، هر دقیقه فقط می شود بین ۵ الی ۱۰کلمه نوشت و به درد تصحیح و دوباره نویسی هم نمی خورد. با خودکار و مداد ۱۵ کلمه در دقیقه می شود نوشت و به خاطر داشتن پاک کن، شانس تصحیح هم خواهم داشت.

با ماشین تحریر می شود ۴۵ کلمه در دقیقه نوشت. با وجود اینکه من یک نویسنده حرفه ایی هستم مرا از داشتن وسیله نوشتن بهتر محروم کرده اید. خودنویس اصلا از نظر طرح ساخت مشکل دارد و باعث ایجاد درد در دستم می شود. اگر از نظر تئوری امکانش باشد خودنویس ها می توانند باعث رماتیسم مفصل دست شوند. از خودنویس بدتر وسیله ایی برای نوشتن وجود ندارد و واقعا روحم را جریحه دار می کند.

چون داشتن اسپری مرطوب کننده هوا در داخل سلول ممنوع است باید هر بار درخواست کنم تا مامورین بیایند و مقداری از آن را در یک لیوان پلاستیکی به من بدهند. بدی اش این است که من فقط یک مقدار محدود لازم دارم ولی آنها هر بار ۵ یا ۱۰ برابر مورد نیاز من می آورند و متاسفانه هر بار بخش زیادی از آنها هدر می روند. این ماجرا، حسابی باعث اذیتم می شود.

در وقت غذا، چون اجازه داشتن ساندویج از قبل بسته بندی شده ندارم باید شفاهاً درخواست کنم چه چیزهایی و چه مقدار روی ساندویچم بگذارند. وضعیت اذیت کننده ایی ایجاد می شود چون گاهی پیش می آید مقدار کره ایی که می دهند شاید کافی نباشد. این شیوه غذا خوردن هم ناراحت کننده است و به خاطر اینکه  نمی خواهم با تکرار درخواست هایم احساس گناه در من ایجاد شود گاهی ناگزیر به خوردن نان خالی می شوم.

من اجازه داشتن لباس در سلول خودم را ندارم برای همین از نگهبانها باید درخواست کنم تا از انبار برایم لباسی که مشخصاتش را می دهم بیاورند. چون سلولم همیشه سرد است من  بلوزهایی که به کلفتی ژاکت هستند می پوشم. به همین خاطر، سه دست لباس که همین خصوصیات را دارند مرتب سفارش می دهم. لباس های ساده ایی هستند برای همی پوشیدن زیاد و  از رنگ و رو افتادن شان ناراحتم نمی کند. گاهی با وجود تاکید من برای داشتن همین سه دست لباسِ رنگ و رو رفته معمولی، برایم بلوزهای مارک دارِ گرانقیمت می آورند. چون جنس ظریفی دارند تاب تحمل استفاده مکرر را ندارند. من مثل اغلب نروژی ها، به این قضیه حساس هستم و لازم نمی بینم که از این لباس های شیک و ظریف، بی جهت استفاده کنم.

ویدئویی از داخل زندان

بازنشر از آرشیو مجله

More from مرد روز

مردان آلمانی با شکم های باردار – تبلیغ آبجو

اگر عاشق نوشیدن آبجو باشید حتی در حد روزی یک لیوان، دیر...
بیشتر بخوان
  • الی

    77 نفرو کشته!!!!!! 21 سال زندان :///

  • سیاوش

    یعنی واقعا میخوان ۱۷ سال دیگه أزادش کنن؟! یا از اون ور میره تیمارستان ایشالا؟! :دی

  • علی

    کاشکی منم اینجا زندانی بودم.

  • امید

    نوشته روحم جریحه دار میشه .نمیدونم وقتی اون 77 نفر انسان رو سلاخی می کرد این روح صاحاب مردش کدوم گوری بود .پیشنهاد می کنم یکدوره محض تنوع کهریزک رو امتحان کنه براش بد نیست.ترو بجان ارواح رفتگانتون منبر نزاریدکه دمکراسی اِله هست وبِله.

    • صادق ج.

      کاملاً درسته و البته که باید مقایسه کرد. شاید ازین طریق دوزاریمان افتاد! همین امروز خبر این بود که دختر جوان نقاش و با استعدادی که دستگیر شده (آتنا)؛ اعتصاب غذا کرده… در کشور خودمان!

  • رضا

    به خدا این کار ظلم … این کار تشویق دیگران به کشتن مردم هست چون کشتن یک آدم خیلی ارزان و قیمتی نداره … این کار مهر ننگ زدن بر پیشانی حقوق بشر … آیا 77 انسان حقوقی نداشتن که بی گناه حق زندکی ازشون گرفته شد ؟

  • حسام

    دانشجو دکترا سراسری تهران هستم آرزو داشتم به جاش 77 نفر رو توی نروژ میکشتم تا مجبور نباشم اینجا توی 1 خوابگاه با اتاق 12 متری با 3 نفر دیگه بدون هیچ امکاناتی که نفس هم به زور میشه کشید باشم. متنفرم ازت ایران.

    • صادق ج.

      حسام عزیز این چه آرزویی هست که شما دارید؟ میدانم که تنها یک «درد دل» هست، برای اینکه کشتن انسانها کار هر کس نیست. اگر هم در کشورهایی مثل نروژ چنین رفاهی (حتی برای زندانیان) وجود دارد از طریق انساندوستی و به انسان فکر کردن ساخته شده (نه مثلاً تبلیغهای الکی و بی پایه برای مالکیت در آن دنیا و بهشت و غیره…). واقعاً برای «شرایط» متاسفم که یک دانشجوی دکترای هموطن را وادار میکند که از کشورش متنفر باشد و احتمالاً در اولین فرصت هم کشور را ترک خواهد کرد (مثل اکثر آدمهای تحصیلکرده که اینکار را کرده اند). دردآور هست و تقریباً ناامید کننده… ساختن هر کشوری در حد مثلاً نروژ، از دوست داشتن آن شروع میشود.

  • سارا

    حتما انقدر سطح رفاهشون بالاست که زندانشون مثل هتل می‌مونه.