این آخرین عکسی بود که از پدرم گرفتم

میرعلی اصغر ناظمی قره باغ
میرعلی اصغر ناظمی قره باغ

امشب واقعا ۵ سال شد. آخرین عکسش را خودم گرفتم. خاطرۀ یک لحظه تلاقی نگاهمون موقع عکس گرفتن و اینکه هر دو بی اینکه چیزی بگیم میدونستیم این عکس برای چیه، گفت: خیلی از قیافه افتادم بابا٬ نمیخواد بگیری… و دست کشید به صورتش که ببینه مرتبه یا نه. گرفتم.
ادبیات و برق مخابرات خونده بود. تمام سالهای جنگ عراق و ایران رو جنگیده بود.

توی جنگ و زمان سلسله حملات شیمیایی، وقتی که ماسک تنفسش رو داده بود به رفیقش، جانباز شیمیایی هم شد ولی به هیچ وجه اجازه نداد این مسئله رو که بارها پزشکش تأیید کرده بود پی گیری خاصی بکنیم. هفت سال آخر عمرش بیشترین اوقاتش بالاجبار روی تختش گذشت.

مادرم میگه اصلا موقع به دنیا اومدن من، پیشمون نبوده … وبعدش بی اینکه منتظرش باشیم با زیرپیراهن و پوتین و شلوار ارتشی از جبهه رسیده دم بیمارستان سینای اصفهان و سوار ماشین مون کرده و توی راه برگشت بوق بوقِ عروسی زده بود.

فکر کنم در چند تا خصلت من و پدرم شبیه هم هستیم:

1- انگار از هیچی به هیچ وجه نمیترسید (اعم از زلزله، جنگ، ارتفاع، بیماری، تاریکی، تنهایی، حادثه، خبر ناگوار، و مرگ…)
۲ –   از تنهایی، سکوت و فکر کردن لذت می برد ولی پای ارتباط با بقیه که می رسید حسابی با همه شوخی میکرد.
۳ – در واقع هیچ وقت اعصاب نداشت

تازگی ها هم چندماهه که نوه دار شده…
مبارکت باشه و روحت شاد
میرعلی اصغر ناظمی قره باغ – 1388-1325

More from دیبا ناظمی

این آخرین عکسی بود که از پدرم گرفتم

[caption id="attachment_38850" align="aligncenter" width="536"] میرعلی اصغر ناظمی قره باغ[/caption] امشب واقعا ۵...
بیشتر بخوان
  • Ali Os

    همه چیز خوب بود تا اینکه “فکر کنم در چند تا خصلت و پدرم شبیه هم هستیم:”

    موضوع درمورد پدر هست اونوقت خودت میایی وسط!
    جدا از اون من همه چیز عالی بود، از اون مطالبی نبود که معمولا درمورد جبهه می شنوه و می گه: می خواستم صد ساله سیاه نرن یا مردن به جهنم و الان مارو نابود کردن و ….
    بلکه ادم با خودش می گه دست مریزاد عجب جوون مردایی بودن!!!

    • marderooz

      علی عزیز اشاره به جایی است ولی این همذات پنداری حق طبیعی یک فرزند به پدر است. ما همیشه در حال مقایسه با والدین خود هستیم. بی شک نجابت و نیکو بودن پدر از طریق تاثیری که فرزندان می گیرند ادامه می یابد. ممنون.

  • hasan

    به نظرم توی ایران آدمایی که “هیچ وقت اعصاب ندارن” خیلی آدمای خوب و به قول خارجیا نایس هستن، من که خیلی باهاشون حال می کنم.

  • فرهود

    ” هر دو بی اینکه چیزی بگیم میدونستیم این عکس برای چیه”
    این جمله خیلی حس غمگینی داشت.

  • hamid

    یاد تمام شیرمردانی که ازهزاران سال پیش تا به امروز برای دفاع از ایران و ایرانی جنگیده اند گرامی باد.

    حتما افتخار میکنید به داشتن همچین پدری.