بعد از 30 سالگی، تغییر نمی کنیم

دکتر Brian Little  کتابش « علم شخصیت شناسی و هنر سالم زندگی کردن» به صورت نیمه شوخی می گوید: « از 30 سالگی به بعد زیاد امیدوار نباش. هر چه که هستی همان هم تا آخر خواهی بود».

Classic_Black_Wool_Vest_New_Style_Fashion_Tailor_Made

ماجرای تحقیقات و دقت در باره خصلت های اصلی انسانها در عرصه روانشناسی، قدمتی ۱۰۰ ساله دارد و آغازگر آن نیز روانشناس دانشگاه هاروارد دکتر William James بود که با چاپ مقاله تحقیقاتی اش «اصول روانشناسی» برای اولین بار این نظریه را مطرح کرد.

روانشناس امریکایی  William James این جمله را صریحا در مقاله علمی اش اذعان کرده است که : « برای خیلی از ما انسانها، در حوالی 30 سالگی، گچ شخصیت مان، حالت ثابت به خود می گیرد. بهتر است منتظر تغییر و تحول قابل ملاحظه نباشیم»

یک قرن از این ادعای علمی گذشت و بدنه وسیعی از تحقیقات به شکلی مشخص تر نشان دادند که حرف  روانشناس هاروارد در مجموع می تواند درست باشد. دکتر Brian Little در ادامه گفتگو با نویسنده می افزاید که بی شک وقتی وارد چهارمین دهه زندگی مان می شویم گچ شخصیت ما نیمه خشک شده است.

او می افزاید به هر حال بخش وسیعی از رفتارها و واکنش های ما تاثیر گرفته از ریشه های ژنتیکی است و در طول زندگی، ثابت و ماندگار خواهد بود. اما تحقیقات و درک عمومی نشان داده است که بیشترین تغییرات در دوره نوجوانی و جوانی در شخصیت ما شکل می گیرد و بعد از آن، تحولات به سرعت کند خواهد شد. البته شکی نیست که همیشه می خواهیم و می توانیم با طبیعت درونی و عادت های رفتاری مان بجنگیم و تغییر کنیم.

نویسنده تازه 30 ساله شده مقاله، به این نکته مهم اشاره می کند که وقتی روانشناسان در باره شخصیت افراد حرف می زنند البته منظورشان همان ۵ خصلت اساسی است که از نیم قرن پیش تقریبا بین اکثر رفتارشناسان مورد موافقت قرار گرفته است.

پنج خصلت و شخصیت عمومی انسانها به ترتیب دلباز بودن، با وجدان بودن، برونگرا بودن، اهل مماشات بودن و عصبی بودن است. دکتر Brian Little در بخشی از کتابش مثالی را مطرح می کند که به نویسنده مقاله امکان می دهد به توضیح جامع تری از این ۵ خصلت اساسی انسانها بپردازد.  می گوید بخشی از این شخصیت پنجگانه عمومی از همان روزهای اول تولد خود را بروز می دهند.:

«اگر به بخش نوزادان بیمارستان ها بروید و آنها را در معرض یک صدای بلند قرار دهید بعضی از نوزادان سرشان را به سمت صدا می کشانند و بعضی ها نیز روی بر می گردانند. همین واکنش اولیه در نوزادان نشانه ایی از ادامه تحول هر کدام از آنها به سمت انسان های درونگرا یا برونگرا می تواند باشد.

.
How Much Can You Really Change After You Turn 30?

http://nymag.com/scienceofus/2014/11/how-much-can-you-really-change-after-30.html

http://www.amazon.com/gp/product/1491551801/ref=as_li_tl?ie=UTF8&camp=1789&creative=390957&creativeASIN=1491551801&linkCode=as2&tag=sciofus-20&linkId=SAZVS7M2FG2GJ5WS

http://onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1002/neu.10160/abstract

More from ترجمه‌ی محمد رادفر

چرا مردان تجاوز می کنند؟

گزارش علمی تهیه شده در کتاب تاریخ طبیعی تجاوز  نشان می‌دهد مردان...
بیشتر بخوان
  • رسول

    جالب بود ، به نظرم علم در نهایت به جایی میرسه که بپزیره نیمی از سرنوشت انسان از قبل تعیین شده .

  • Ch Amirreza

    رسول be nazare lan etefaghan elm be jaei mirese ke neshon khahad dad ke sarnevesht va taghdir aslan dar zendegie ensan hich goneh asari nadare,kama in ke ta be emrooz ham elm ino sabet karde.

    • رسول

      آدم علم دوستي هستم ، اگر منظور از علم پيشرفتهاي تكنولوژي و پزشكي و ارتباطات و مقوله هاي اينچنيني باشه ، بله علم و دستاوردهاش بسيار قابل تقديره اما اينكه علم بخواد پا از گليم خودش بيرون بذاره و مثلا درباره مذهب و خدا و سرنوشت و روح زندگي حرف بزنه بسيار ناشيانه و متكبرانه و صد البته بي نتيجه تلاش كرده
      علم ابزار لازم و كافي براي موشكافي اين موضوعات در اختيار نداره ، اشتباهي كه نه تنها دانشمندان قديمي مرتكبش شدند بلكه مذهبيون هم با رد كامل دنياي علمي باعثش شدند

      شما زنداني رو فرض كنيد كه در يك كشتي بزرگ زنداني شده ، اين زنداني مي تونه بگه من آزادم كه بتونم نقشه فرار رو بكشم يا صبر كنم مدت زنداني بودنم تمام بشه ، همونطور كه ناخداي كشتي آزاده كه بگه من آزادم كشتي رو هر جا كه دلم خواست هدايت كنم
      اما هم زنداني و هم ناخدا هر دو اسير كشتي هستند

      شايد فلسفه و روانشناسي اجازه داشته باشند در دل مذاهب نقبي بزنند و درباره انسان و سرنوشت حرفهاي روشنگرايانه تري بزنند اما علم با تعريفي كه ازش وجود داره ؟ شك دارم .

      • amir

        آقای رسول، تنها چیزی که توی این دنیا اجازه داره که پاشو از گلیم خودش درازتر کنه علم هست. اساسا تعریف علم اینگونه بنا شده. چه ابزاری در این دنیا به غیر از علم تا امروز وجود داشته که از این به بعد وجود داشته باشه؟
        آیا مذاهب و خدا و روح هستند که جان بیماران سرطانی را نجات می دهند یا داروی ایدز کشف می کنند که طول عمر بیماران را زیادتر کنند؟ آیا خداست که ابزار شناسایی ژنتیک را فراهم می کند که به بیماری های ژنتیکی بهتر علم پیدا کنیم و برای درمانشان بکوشیم؟ آیا مذهب ابزاری ارایه میده؟
        مذهب اگر واقعی بود چرا امروز مذهبی ایجاد نمی شود؟ چرا به گذشته برمیگردد؟ چرا حافظه تاریخی قرون ما را شامل نمی شود؟
        برای نقب زدن در دل هیچ چیزی نیازی به اجازه نیست! چه کسی این اجازه را تعیین می کند؟ تفکر شما؟
        علم خیلی وقت است که نقب به دنیای مذهب را زده است. برای آنانکه بیدارند. البته بیدار بودن لزوما بهترین انتخاب نیست اما تا امروز، واقعی ترین انتخاب است.
        موفق باشید.

        آقای امیررضا، بسته به تعریف شما از سرنوشت دارد! چونکه ما از روزی که به دنیا می آییم بخش بزرگی از زندگی ما را ژنتیک ما و کودکی ما شکل خواهد داد. بنابراین این هم می تواند تعریفی از سرنوشت باشد.

        • رسول

          آقا أمير من فكر مي كنم بايد شناختتون رو نسبت به علم و تعريفي كه ازش وجود داره تغيير بديد و حتي مذهب
          علم از تعريف چيستي انسان عاجزه
          فقط فلسفه و ادبيات و عرفانه كه مياد و اين چيستي رو تعريف مي كنه
          بحث كشف داروي ايدز نيست
          به اعتقادم علم در مقابل مذهب كودكي بيش نيست
          مذهب هيولاتر از اين حرفهاست

        • Amir L

          امیر جان،

          واقعا لذت بردم از طرز فکرت. دقیقا مواردی رو که توی ذهنم بود مطرح کردی و به صورت بسیار با مفهوم.

          این قسمت از صحبتت دقیقا موردی که من همیشه بهش فکر می‌کنم: البته بیدار بودن لزوما بهترین انتخاب نیست اما تا امروز، واقعی ترین انتخاب است.

          حتما دانش داشتن (مذهبی‌ نبودن) به معنی‌ شاد بودن نیست، ولی‌ این دلیل بر این نیست که خود را به حماقت بزنیم برای اینکه احساس بهتری داشته باشیم. بلاخص اگر نشانه‌های موجود در مذهب قابل دفاع و اثبات نیستند.

          به هر حال بسیار خوشحالم از آشنایی با شما.