توقعات نابجا از مردان

لیست بلند بالایی ترتیب داده‌اند از انواعِ توقعات ساخته شده برای مردان که از همان نخستین لحظه‌ی حیات و رنگ لباسی که برای‌شان درنظر گرفته می‌شود، شروع می‌شود و در ادامه انتظاراتی را از آنها طلب می‌کند که فرسنگ‌ها با موقعیت جدید جوامع و نقش مردان و زنان تفاوت دارد.

Men

القابی چون جنگجو بودن، بی‌احساس بودن، طمع و حرص بی‌نهایت برای دستیابی به سکس، احساس برتری نسبت به زنان و جاه‌طلب و قوی بودن حکایت از آن دارد که متأسفانه نه تنها مردان باید وظیفه‌ی اجرای نقش سنتی، قومی و مذهبی را بر دوش بگیرند، بلکه باید وظایف و توقعات ایجاد شده در دنیای معاصر را نیز به جان بخرند.

این واقعیت را نمی‌توان کتمان کرد که بی‌تردید توقعات تدارک دیده‌ شده برای مردان در طول تاریخ زندگی اجتماعی، باعث برتری و تسلط آنها بر جنس مؤنث شده است و به تمرکز قدرت و سازمان‌یابی اجتماعی که به نفع مردان بوده، منجر شده است. دنیای مردانه‌ای که تاکنون بر جهان حکمروایی می‌کرده است با وجود تحولات قرن اخیر و برابری نسبی زنان و مردان، همچنان از طریق بازوهای قدرت خود نظیر مذهب، سیاستمداران و هنر، با سماجت تمام بر طبل توقعات منسوخِ می‌کوبد و توانسته‌ است مردان معاصر که با ارزش‌های کمابیش برابر و در دامن زنان مستقل و توانا رشد کرده‌اند را در موقعیتی ناگوار و متناقض قرار بدهد.

بی‌تردید در بحبوحه‌ی سرسام‌‌آورِ کلیشه‌ها و تصاویری که از مردان وجود دارد، می‌توان شاهد گم‌گشتگی و درجا زدن بسیاری از مردان نازنین بود که در تلاشی مأیوس کننده به دنبال عملی ساختن توقعات غیرواقع‌بینانه‌، تن به گذاشتن ماسکی می‌دهند که ارزش‌های عمومی و کلیشه های رایج برای آنها ساخته‌اند.

در این جمله‌ی به ظاهر معمولی « مردان موجودات جنگجویی هستند» که بدون هیچ مقاومتی در ضمیر جمعیِ بشر شکل گرفته است، می‌توان یکی از بزرگ‌ترین توقعاتی که از مردان وجود دارد را یافت. خسارات جانی، مالی و حیثیتی که همین ادعای ساده برای مردان در طول تاریخ به بار آورده است هنوز بر زندگی مردان سایه شوم و خطرناکش وجود دارد.

در همسایگی ما خانواده‌ای زندگی می‌کند. آنها پسری دارند به نام «آسکر» ( اصغر خودمان) که همسنِ دختر هشت ساله‌ی ما است. این دو دوست از دوران مهد کودک با هم همکلاس بوده‌اند و هر چند در دوران مدرسه‌ی ابتدایی هر کدام‌شان به مدرسه‌ی متفاوتی رفته‌اند ولی به دلیل همسایگی، خللی در دوستی و بازی‌های مداوم آنها ایجاد نشده است. مشخصه‌ی اصلی آسکر در این است که با علاقه‌ی زائدالوصفی از بازی کردن با عروسک‌های دخترانه لذت می‌برد.

ذکر این نکته لازم است که «آسکر» یک پسر بسیار پرانرژی است که از دیوار صاف هم بالا می‌رود و در اوقاتی که عروسک‌بازی نمی‌کند، یا در حال بالا رفتن از درخت و دیوار حیاط خودشان است، یا در حیاط خانه‌ی ما بازی می‌کند. صد البته از توپ و شمشیر و ماشین بازی و قهرمانان افسانه‌ای چون «مرد خفاش» نیز لذت می‌برد.نکته‌ی جالب توجه، برخورد پدر و مادر « آسکر» است (مادر آلمانی‌الاصل که دکتر محققِ بهداشت عمومی است و پدرانگلیسی‌الاصلِ نجاری که البته دکترای تاریخ دارد) که بدون هیچ ترس و نگرانی برای کادو جشن تولد پسرشان و به درخواست او بدون هیج مقاومتی عروسک‌های مورد علاقه‌اش را می‌خرند.

تراژدی از سال دومِ مدرسه برای آسکر شروع شد، چون مادر آسکر بعد از غیبت کمابیش طولانی پسرش برای بازی با دخترمان با ما تماس گرفت و گفت: «آسکر از طرف بعضی از پسران همکلاسی‌اش مداوم مورد نکوهش قرار می‌گیرد که چرا با دخترهای کلاس عروسک‌بازی می‌کند و برای همین تصمیم گرفته است از این به بعد فقط با پسرها رفت و آمد کند».

پدر و مادر آسکر در ملاقات بعدی در گفت‌و‌گویی که با هم داشتیم توضیح دادند که خودشان نیز از رفتار پسران هشت ساله‌ی مدرسه در شگفت هستند و متأسف بودند از اینکه هجوم پرقدرتِ توقعات فرهنگِ غالب از سنین بسیار پایین بر پسران و دختران تحمیل ‌می‌شود.

والدین آسکر در ضمن به صراحت اعلام کرده‌اند که تاکنون مداخله‌ای در سلیقه‌های رفتاری پسرشان نداشته‌اند و همیشه خواسته‌اند فضایی برای او ایجاد کنند که روابط دوستانه و اوقات بازی‌اش باب طبع و به میل او باشد. آنها هر چند می‌دانند و حس می‌کنند که آسکر از محدودیت اجتماعی که دوستانش به او تحمیل کرده‌اند خرسند نیست، اما با این حال از تصمیم جدید پسر‌شان مثل همیشه حمایت و استقبال می‌کنند.

در ضمن آنها به طور کلی این نوید را داده‌اند که دیر یا زود آسکر دوستی با دختر ما را تجدید خواهد کرد. در نیمه‌های سال بود که آسکر به خانه ما زنگ زد و از دخترمان خواست تا برای بازی به منزل‌شان برود و همه چیز به حالت اول برگشت. بی‌شک شخصیت پسرانه‌ی «آسکر» در این ماجرا کمابیش با توقعاتی که همسن و سال‌های او به عنوان پسر ابراز کردند، صیقل خورده است.

بی‌تردید «آسکر» همچون همه‌ی پسرانِ اجتماع معاصر در هر مرحله از زندگی‌اش تأثیرات ناخواسته‌ای را بر روی شخصیت خود خواهد پذیرفت. بی‌تردید پسرانی چون آسکر به کمک والدین تحصیلکرده و روشن‌بین خود در آینده این امکان را پیدا می‌کنند که از ذهن انتقادی که بتواند مدافعِ حریم شخصی و ذاتی آنها باشد برخوردار گردند و با کمک این ذهن انتقادی بتوانند در برابر طبل پر سر و صدای کلیشه‌ها و توقعات ناگواری که از مردان در جامعه وجود دارد مقاومت کنند.

More from مرد روز

مردان عکاس و اندام لخت زنان

در بخش اول آثاری از عکاسان زن در باره اندام لخت زنان...
بیشتر بخوان
  • Help_saba

    با سلام به شما دوست عزیز :تنها فرزند خانواده ای شیرازی بنام صبا8 ساله در مورخ 6/11/86 بنا به ابراز ناراحتی از سر درد نزد پزشک برده میشودو پس از انجام آزمایشات مختلف تا ساعت 3 بامداد مشخص می گردد دارای تومور مخچه میباشد و بصورت اورژانسی باید تحت عمل جراحی قرار گیرد در ت 9/11/86 اولین عمل برای کار گذاشتن شانت بر روی او انجام و در ت 13/11/86 عمل برداشتن تومور از روی مخچه انجام شد که پس از آن متاسفانه مشخص گردید …. لطفا به http://www.sabayepedar.net
    http://www.sabayepedar.com
     مراجعه نمائید ودرصورت امکان به خاطر شرف و انسانیتتان اطلاع رسانی نموده و صدای مظلومیت این خانواده را جهت احقاق حقشان به گوش دیگران برسانید زیرا تا به حال این کودک مظلوم21بار عمل گردیده و در حال حاظر زندگی نباتی دارد و جالب اينكه پدرش بعد از فروش يكي از كليه هايش براي تامين زندگي به همه چيز متهم گرديده. ممنون از عواطف پاک و انسانیتان لطفا در صورت امکان جهت اطلاع رسانی به دوستان مطلبی را در سايتتان به این موضوع اختصاص دهید

  • مهران

    حقیقت این است که مردان در طول زندگی خود مدام با انواع تبعیضهای جنسی و استانداردهای دوگانه روبرو می شوند. از طرف دیگر به طرز بی سابقه ای مورد هجوم رسانه هایی هستند که تحت تاثیر جو فمینیستی موجود در تحقیر مردان و تعرض به هویت جنسی آنان هیچ کوتاهی نمی کنند. متاسفانه صدای مردان در فریادهای بلند فمینیستی که از رسانه های مختلف به گوش می رسد گم شده است. آنها به خاطر جنسیتشان از همان بدو تولد محکوم هستند.

  • منصف

    با مهران موافقم. بدبختانه اين روزها خيليها كه حرفي براي گفتن دارند اول با چند توسري و سرزنش براي مردان شروع ميكنند. دنياي مردان خصوصا ايراني دنياي خشن و بي گذشتي است. تا حالا كسي از مشقت و سختي سربازي اجباري چيزي نوشته? يا در مورد خون و هراس و وحشت ميدان جنگ يا در مورد هزاران سرباز فراري كه از حقوق اجتماعي شان محرومند? مردان ايراني هم در بهشت برين زندگي نميكنند.