مهوش، مریلین مونروی ایران

راحتی مهوش برای ابراز وجود جنسی و اصرار شاید آگاهانه اش برای تبدیل شدن به سمبل سکسی اتفاق تازه ایی برای مرد ایرانی بود. اکثریت مردان ایرانی ۷۰ سال پیش و قبل تر از آن در تخیلات شان، تصویر مشخصی از زن و هیکل جنسی اش نداشتند. نه مجله ایی بود و نه محیطی که شانس دیدن بدن زن با همه اغواگری های ممکن میسر باشد.

غزل های عاشقانه ایرانی و مینیاتورها از اصلی ترین وسایل تخیلی و رسمی بودند که شاعران و نقاشان ایرانی در وصف معشوق خلق کرده بودند. در کنار آنِ  شاید در ترانه های محلی که به دور از چشم خان و ملا در روستاها  به صورت دو بیتی های بازیگوشانه و به صورت شفاهی سینه به سینه متقل می شد بخشی از تمناها و تخیلات ممنوع جنسی مردان را میدان می داد.

توصیفات محدودی نیز در باره اعضای تناسلی زنان یا ادا و رفتارهای اغواگرانه شان در محاوره های روزانه٬ داستان ها و ترانه هایی که درحین کار و یا در مراسم و جشن ها خوانده می شد در ذهن مردان ایرانی تصویر کمابیش جنسی از زن حک می کرد. خوانندگان و مطربان دوره گرد و کولی ها نیز بخش های بی پرواتری از این نوع ماجراها را در شهرها و دهات کشور می پراکندند.

در غرب نیز پدیده زن و اغواگری جنسی و شهرت ناشی از آن کمابیش جدید بود ولی نقاشی و مجسمه سازی از بدن لخت زنان در دوران یونان باستان و بویژه در دوره رنسانس به بعد آرشیو تصویری کاملی برای تخیل و سلیقه جنسی مردانِ دنیای مسیحیت فراهم کرده بودند. بودای ها و هندو ها در این زمینه کمی دقیق تر و مشخص تر بودند و شرم و اِبا و سانسور کمتری برای به تصویر و تخیلِ بدن لخت زنان و حتی به تصویر در آوردن شیوه های معاشقه داشتند.

از همان حوالی۷۰ سال پیش همزمان با اوج گیری قدرت و جذابیت ستاره های زن هالیوود نظیر مریلین مونرو و زنانی که در تاریخ سینما از آنها به عنوان  زنان اغواگر خطرناک یا Femme Fatale یاد می کنند ایران نیز با اعجوبه ایی روبرو شد که دقیقا همان مسیر تغییری که برای اسمش اتفاق افتاد یعنی از معمصومه عزیزی بروجردی تا مهوش را طی کرد

مهوش همه جنبه های ویژه زنان فم فتال که با اغواگری و هر ترفند زنانه ممکن به اهداف شان می رسند را به طور غریزی به کار برد تا از یک آوازه خوان دوره گرد فقیر به ستاره رسانه ها و سمبل سکس ایران تبدیل شود.

او سه سال زودتر از مریلین مونرو در یک تصادف رانندگی  جانش را از دست داد و به اندازه همتای هالیوودی اش تشیع جنازه پرشکوهی نیز برایش سامان یافت.  تصور اینکه در روز اعلام مرگش بیش از ۱۲۰ هزار نسخه روزنامه سراسری به فروش رفت و بیش از ۵۰ هزار نفر در مراسم خاکسپری اش شرکت کردند حکایت از دسترسی او به قلب مردم از طریق تاثیر حضورش در جامعه بود..

بی شک واکنش های  معترضانه و حتی توهین آمیز نیز در پیرامون شخصیت جسوری چون او ایجاد شده بود. شواهد و شایعاتی مبنی بر اینکه قبل از ورودش به صحنه عمومی در روسپی خانه ها کار می کرد هم وجود دارد. او ولی نبض زمان خودش را حس کرد و به نیاز و سلیقه جدید زندگی شهری به خوبی پاسخ داد. از دیگر شایعات و شواهد بعد از مرگ او این است که وی در طول زندگی هنری اش بخش زیادی از دارایی هایش را وقف خیریه و کودکان یتیم و بی سرپرست می کرد.

متاسفانه تحقیق همه جانبه ایی در باره فرهنگ ترانه سرایی او که از کوچه و بازار زندگی شهری ایران ۶۰ سال پیش نشات می گرفت در دست نیست ولی در اشعار ترانه هایش بخشی از فرهنگ عامه قرن گذشته را می توان دید. ترانه های او سرشار از تلاش برای دستیابی به شادی ها و لذت های زمینی و زندگی کوتاه و گذرایی بود که می بایست با تمام وجود از آن بهره برد.

 

مهوش و شروع بازیگری

More from ونداد زمانی

گورکن مدرن و مرگ

بله. درست حدس زدید منظورم شرکت ها و آدم هایی هستند که...
بیشتر بخوان
  • ترانه

    مقایسه جالبی بود. ممنون

    • پری

      واقعا ترانه جون مقایسه جالبی بود .مهوش و مریلین مونرو .

      • ترانه

        به فکر من جور در امد. هر دو سمبل سکس بودند. در یک دوره بودند که اوایل سینما و ستاره سازی بود. خوشگلی شون و زنانگی شون معلومه فرق داره. اونا مونرو می پسندیدند . مردهای ایرونی مهوش

  • Sam

    Femme Fatale هم سریال خوبی بود