اون منو دوست داره من یکی دیگه رو

article-0-0D7B142600000578-603_468x375

والدینم جدا شده اند و از کودکی با بی مهری پدر و نامادری بزرگ شدم. خوشبختانه بعد از لیسانس شاغل شدم و درآمدی دارم. از دوران دانشجویی به اصرار و پیله کردن مرد جوانی که 2 سال از من کوچکتر است تن به دوستی دادم. متاسفانه پدرش فوت کرده و این دلیلی بود بر ماندن من با او … حالا 4 سال از دوستی ما میگذره. کار مناسب نداره و کلاً شرایط ایده آلی برای ازدواج نداره. دل کندن ازش برای من سخت نیست اما اون مجنون است و شیفته منه …

من ولی چند وقتیه متوجه شدم به یه مرد دیگه علاقه واقعی دارم ولی شخصی هست که نتونستم نظرشو جلب کنم. داره 3 ماه میشه ولی ازم شماره نخواسته … میگه کسی توی زندگیش نیست. خیلی بهش علاقه مند شدم. حتی این آدم باعث شد تصمیم به ادامه تحصیل بگیرم. اما متوجه شدم اخیراً این منم که حالشو میپرسم و آغازگر گفتگو هستم و اون کشش اول رو بهم نداره … نمی خوام غرورمو فدای واکنش کمرنگ این آقای جذاب کنم. نمیخوام دوس پسرمو برنجونم. نمیتونم با مادرم زندگی کنم …

من در این گرداب چه کنم؟ چه کاری درست تره؟ نمیدونم این موضوع ربطی داره یا نه ولی من رابطه ی جنسی با کسی نداشتم … به جز اینکه چند بار محدود با دوس پسرم بوس و بغل …توی اون لحظه ها فقط ادا در می اوردم تا ناراحت نشه …اصلاً حسی نداشتم بهش …با وجود اینکه تا اندازه ای دوسش دارم.
میترا

میترای عزیز

موقعیت به نظر پیچیده ایی به دور خودت تنیدی ولی بلا و نگرانی حادی احاطه ات نمی کند. شرط اول این است که مسئولیت موقعیتی که در آن قرار گرفتی را بپذیری و به قول یک ادیب انگلیسی به نام جولیان بارنز: « از 25 سالگی به بعد نمی تونی مشکلات رو به گردن خانواده بندازی». خانواده ات و موقعیتت، هر چه که بود مربوط به گذشته است و حتماً مثل همه افراد دیگر، خط و نشان هایی از آن بر روح و روان همه ما ایجاد کرده است. در حال حاضر دختری که روبرویت در آیینه می بینی انسان جوان، تحصیلکرده، مستقل، شاغل و جذابی است که از قضا مهربان و خونگرم و دلرحم هم هست.

ولی بخش بزرگی از به قول خودت بلایی که گرفتارش شدی بر می گردد به اینکه حرفت را نمی توانی بزنی. نداشتن قدرت گفتگو و قدرت ابراز خواسته ها و احساسات و حتی تصمیم های زندگی  بسیاری از افراد را می رنجاند و آنها را در مخمصه هایی قرار می دهد که می توانست اصلا بوجود نیاید. تو باید و حتما با دو مردی که که در دو سوی ترازوی کشش و دفع خودت چیده ایی به هر شکل ممکن حرف بزنی.

اگر امکانش به صورت سالم و منطقی و از موضع یک زن تحصیلکرده و موفق وجود دارد احساست را به نوبت، اول برای مردی که بخشی از زندگی ات را به هر دلیل با ا و شریک بودی توضیح دهی  و صریح و با شهامت و در صلح و آرامش کامل بگویی که از این رابطه راضی نیستی و بهتر است تمام شود. هر چه زودتر مرد جوانی که تاکنون باید فهمیده باشد که نیاز و علاقه اش یکطرفه است به پایان این رابطه برسد برای او خودت بهتر است. نگران او نباش. حتما او هم از این مرحله عبور خواهد کرد. ودر نهایت به سودش خواهد بود.

در نوبت بعدی به رابطه و حس خودت به مرد جدیدی که به نظر می رسد علاقه یکطرفه ایی محور آن است دقت کنی. میترای عزیز تو باید به هر شکل ممکن حس عاطفی ات و کششی که داری را به او توضیح دهی. اگر این رابطه و نامشخص بودنش اذیتت می کند و اگر واقعاً فکر می کنی که ارزشش را دارد خودت قدم پیش بگذار و او را در موقعیتی بگذار که نظرش و حس خودش و امکان توسعه رابطه با تو را به طور جدی در نظر بگیرد. مهم این نیست که چه جوابی می دهد چون او هم حق سلیقه و احساس مستقل دارد ولی جوابش برای تو و عبور از این مرحله برزخی ضروری است.

راه دیگر این است که اگر هم می توانی و می خواهی آرام و متین صبر کن و به راه هایی که فرصتش ایجاد می شود به او نشان بده که آماده رشد و توسعه آشنایی تان هستی. این راه از این نظر خوب است که فرصت جدایی کامل با دوست پسرت را هم خواهی داشت و مسیر تغییرات مشخصی که در پیش داری با شتاب نخواهد بود.

قوی باش و به خودت و احساست عمیقا و با انضباط تمام،  احترام بگذار.

Written By
More from بهمن

وقتی که حق ندارم عاشق باشم

سنگ صور عزیز من یک دانشجوی روانپزشک ساکن ... هستم و در...
بیشتر بخوان
  • مهدی

    این میتونه مشکل خیلی از افراد جامعه ما باشه. چه مرد و چه زن. گزینه های در دسترس معمولا نادیده گرفته میشن و یا در بهترین حالت ممکن، ارزیابی و قضاوت واقع گرایانه ای در موردشون اتفاق نمیوفته. در مقابل گزینه های دور از دسترس که تصور و قضاوت واقع گرایانه ای هم در موردشون وجود نداره، به لحاظ دور از دسترس بودنشون، رویایی و جذاب تلقی میشوند.
    جالبه که حالت عکس هم کم اتفاق نمیوفته. گزینه های در دسترس به لحاظ سهل الوصول بودنشون و بدون توجه به شرایط طرفین مورد پذیرش قرار میگیرن و تلاشی هم برای دستیابی به گزینه های به نظر دور از دسترس به کار بسته نمیشه.
    همه این حالت ها در یک مشکل اجتماعی همه گیر، ریشه داره. زمینه برقراری روابط چندجانبه ( لطفا با مباحث مربوط به خیانت و بی وفایی اشتباه گرفته نشه. اون مباحث مربوط به دوران بعد از انتخاب شریک زندگی هست و ما در حال بحث در مورد مرحله انتخاب هستیم ) در کشور ما وجود نداره. بالطبع امکان مقایسه افراد و آشنایی با خصوصیات جنس مقابل برای اکثریت قریب به اتفاق افراد جامعه وجود نداره. نتیجه همون افراط وتفریط در انتخاب میشود.
    البته بحثی که من بهش ورود کردم، تنها به یکی از زوایای شرح حال بالا مربوط میشه. من حیث المجموع راهکار های ارائه شده کاملا درست و منطقی هستند. چیزی که افراد در گیر در درون رابطه، به لحاظ احساسی بودن موضوع، نمیتونن به این شکل از منطق و عقلانیت استفاده کنند.

    • amir

      همیشه این قانون وجود داره که اگه یکی بدی یکی میگیری به همون شکلی که دادی یا ازشون گرفتی شاید درجه ش فرق کنه اما بالاخره چیزی رو که دادی چه خوب چه بد بهت بر میگرده.وقتی شما به طرف حقیقت نمی گی و احساسات اون یه طرفس چرا این دوست جدیدیتون باید راست بگه و احساسات شما یه طرفه نباشه؟؟؟!!!

  • B

    تا وقتی کسی رو با تمام وجود نخواستی با هیچکس نباش..
    چون این رابطه ها فقط حس دوس داشتن و توی وجودت میکشه و وقتی که باید و لازمه بهش دسترسی داشته باشی دیگه نیستش.
    همیشه باید اولویت اول خودت باشی..
    هیچ وقت هم نگران کسی نباش ، همه به فکر خودشونن.

  • سخت پوست نرم تن

    شاید خیلی مربوط به مورد بالا نباشه ولی اصولا دل کندن از مردی که کار مناسب و شرایط ایده ال برای ازدواج نداره کار سختی نیست.
    همین آدم اگه کار و وضع مناسب داشت, دل کندن ازش اونقدر سخت بود که خدا میدونه! همین خانم میشد معلم عشق و عاشقی و همیشه به پای هم موندن و پیر شدن و …
    زن ایرانی با دلش نیست که عاشق میشه, با عقلشه.
    عقلش اگه تائیدت کنه (که اولین و مهترین موردشم وضع مالی وحرفه ای و موقعیته), ناسازگار ترینشونم به هر چیزت خودشو وفق میده و منطبق میکنه. اگرم اوضاعت خیلی ایده ال نباشه, بساز ترینشونم بلاخره ساز ناسازگاری میزنه.

    • عابر

      کاملا درست …….

    • هیرش

      به نظر من دخترای اینجوری کار درستی میکنن…!!!!باید با عقلت عاشق بشی نه با احساست…که پشیمون نشی؟؟!!!!چه لزومی داره طرف بیاد خودشو بدبخت کنه…
      من دخترای تنوع طلب آهن پرست رو نمیگم….من آدم های اهل زندگی رو میگم نه خوش گذرونی….اونایی که علاو بر پول درک و فهم و شعور طرفشم براش مهمه…نه صرفا مدرک تحصیلی!!!ولی تو ایران اکثرا دنبال پول طرف هستن یعنی فقط میخوان ماشین شاسی بلند باشه دیگه فرقی نمیکنه کی پشتش نشسته….!!!!

    • فريبا پ

      من کاری به بقیه زنا ندارم
      خودم رو میگم من با دلم عاشق شدم اما با عقلم تصمیم گرفتم که دست از پسری بکشم که عاشقش بودم پسری که دخترای دیگه حتی اگه عاشقش نبودن هم ازش دست نمی کشیدن اونم شاید بخاطر پول
      و اگه مهم ترین ملاک وضع مالی وموقعیت بود من تاحالا باید3-4 دفعه ای ازدواج کرده بودم
      دل دله و هیچ اصولی براش نیست

  • Nima DJ

    خانم میترا
    یه HINT کاملا واصح بهتونم می دم
    اون دو نفر هیچ کدوم به درد شما نمی خورن
    از طرفی هم به نظرم خیلی زمان مناسبی برای ازدواجتون نیست
    تلاش کنید استقلال تون رو افزایش بدین
    اولین هدفی که تو زندگیتون باید بهش برسید تجربه زندگی مستقل هست.

  • sepid

    تو داری توانایی هاتو تازه کشف میکنی پس زمان مناسبی برای ازدواج نیست ،
    دوست پسرت شرایطش خوب نیست اونم به دردت نمیخوره، اونی هم که بهش علاقمند
    شدی آقای جذاب بهش بگو غرور مال شیطان هست کسی با غرور به جایی نرسیده که
    تو برسی، بهش بگو محکم باش دیگه بالاتر از نه که نداریم !!!! اینجوری حداقل
    تکلیفت با خودت روشنه، در ضمن آقای جذاب که دانشگاه شریف درس خونده و فکر
    میکنی همه چیو میدونه( آدمای درسخون همیشه مورد خوبی برای ازدواج نیستن
    معمولا تک بعدی هستند و از زندگی و عشق چیزی نمیدونن فقط درس خوندن همین )
    البته نه همه ، تجربه ثابت کرده اگه حرف دلتو بزنی و نه بشنوی بهتر اینه که
    که یه عمر بگی نگفتم و هی حسرت بخوری خودتو بخوری تا پوک بشی زندگیت
    بپاشه. موفق باشی

    • fafa

      من سالها ست به این اعتقاد رسیدم که افراد نخبه فقط حکم ابزار برای جامعه رو دارند- شما اولین کسی هستین که دیدم ظاهرا این تجربه رو تجربه کردین.
      ضمن اینکه من به شخصه در بین دوستان یک آقایی بود که به لحاظ شخصیتی در یک برهه فکر می کردم بسیار محکم و منحصر به فرده- یه برهه ای هم تمرکز کردم اما وقتی حسابی برانداز کردم دیدم به دلیل ویژگی هایی که من کمتر در بین جنس مخالفم دیده بودم شیفته ایشون شدم و ایشون توی رابطه ساده متقابل چه نقص فاحشی داره- محترمانه بهشون هم احساسم رو گفتم و در نهایت نتیجه ای که گرفتم . باور کنید خیلی هم لذت بخش بود و هم جالب

  • میترا – صاحب متن فوق

    ممنون از سایت و راهنمایی مفید نویسنده .

    من با دوست پسرم صحبت کردم و بهش تا عید فرصت دادم شرایط دانشگاه و درسیش رو جدی تر بگیره ، کار هم که نداره … باید اضافه کنم ما به فاصله ی 2 ساعت و یک شهر از هم دوریم .ولی اون ماهی یکبار هم بهم سر نمیزنه…سالی 3 دفه . تلفن هاش هر 3 یا چار روزه …اونم اکثرا” من بهش زنگ میزنم .
    اونوقت چه توقعی ازم دارید دوستایی که متهم میکنن که دخترا دنبال پسرای متمول هستن …
    کاش اینها رو توی متن میاوردم که قضاوتها منصفانه باشه … چون بیش از هر کسی وفادار بودم و در هر شرایطی کنار این پسر …ولی فقط درجا زد … و نتیجه نگرفت
    با اون آقای مغرور تحصیلکرده هم ارتباطم رو قطع کردم . هیچ حسرتی نمیخورم . اون ازم خوشش نیومده بود .چون اگه قبولم داشت قطعا” اقدام میکرد و آغازگر رابطه بود …
    در حال حاضر دختری با شرایط سخت خانوادگی مث من بهترین گزینه براش ازدواج و فرار از شرایط خانواده است …مردای کاملا” ایده آلی در زندگیم اومدن … ولی فقط از روی وفاداری به عاشقم کسی رو نپذیرفتم …اما دیگه تمومه …
    این زندگی منه و ده سال دیگه کسی برام دلسوزی نمیکنه …بهتره خودم به فکر خودم باشم …
    مرسی از همه ی عزیزانی که نظر دادن و راهنمایی کردن …مطمئنا” وقتی تونستم تصمیم درستی بگیرم که به ضرر کسی تموم نشه …میام اینجا و نتیجه ی آنرا به همه ی دخترایی که قربانی تمام سختی های زندگی شدن میگم … شاید مفید واقع بشه

    • زن شناس

      بابا تو که میگفتی شیفته و دیوونه منه ،ولی تقصیر تو نیست دخترها کلا متوهمند

    • نیما

      از بین خانمهایی که با هم مشورت کردیم، شما اولین کسی نیستی که این مسئله براش اتفاق افتاده
      میگن فهم سوال، نصف راه حله
      شخصا عقیده دارم که درحال حاضر مسئله ی شما این نیست که با کدوم باشید. مسئله بسیار پایه ای تره! مثلا اینکه :
      – آیا اصلا وقت ازدواج شما هست یا خیر
      – آیا دوست فیسبوکی شما شرایط مناسب برای رابطه رو داره یا شما فقط یک سری ویژگی هاش رو دیدین و براتون جذاب بوده
      – و …
      پیشنهاد میکنم به این موارد هم فکر کنید
      کمکی اگر از من بر میاد ایمیلم موجوده

    • علی

      این توصیفاتی که شما از دوست پسرتون کردین (اینکه ماهی یه بار بهتون سر می زنه یا اینکه این شمایین که باید بهش زنگ بزنید)، به هیچ عنوان نمی شه روش اسم شیفتگی گذاشت! مطمئن باشید با این شرایط جدا شدن شما خیلی راحت می تونه انجام بگیره، بدون هیچ سرخوردگی ای.

    • نوشا

      میترای عزیز با اینکه میگی این زندگی خودته و هرکس مسئول خوشبختی یا بدبختی خودشه (که البته سنگ صبور عزیز هم اینو گفتن) موافقم.
      به عنوان یه دختر اینو میگم؛ واقعاً ازدواج تنها گزینه ی پیش روی ما نیست، منظور این که مجبور نیستیم حتماً شریک داشته باشیم. میشه در صلح و آرامش کنار مردها، تنها زندگی کرد.

  • هیرش

    میترا کار درستی کرده… صبر کنی میاد اونی که میخوای فیس بوک اینا تو ایران هنوز جا نیفتاده از این مسیرا اصلا با کسی رابطه ی اونجوری برقرار نکن !!!کشور ما در اون حدی نیست که اگه دختری به پسری پیشنهاد بده پسر منطقی برخورد کنه….طوری که اگه همچین اتفاقی بیفته پسر پیش خودش فک میکنه که دختر مشکلی داره کسی نمیخواتش و اینااااا….!!!!به نظر من باید باید باید عاشق کسی که شدی کورت کنه فقط اونو ببینی و 2 طرفه باشه و طرف مقابلتم کور بشه وگرنه اشتباه…!!!کور منطقی نه عشق بچه گانه و نوجوانانه(با احترام)….!!!عشقی که هم درش احساسات باشه هم عقل…!!!!

  • Don C

    متاسفم واسه هم میترا جان و هم اون دوستی که دارن راهنمایی می کنن، اینکه یک نفر همزمان با دونفر در ارتباط باشه و سبک سنگین کنه عملا اسمش خیانته و تو هیچ دینو آینی پسندیده نیست. مطمئنا دوست پسر اولی تا به حالا راضی کننده بوده که خانم میترا 4 سال در رابطه بوده و حالا دیگه توقع ایشان تغییر کرده، خیلی بهتره جرات اینو داشته باشید صرفنظر از اینکه رابطه با نفر دوم به نتیجه میرسه میرسه یا نه با نفر تموم کنید و جرات اینم داشته داشته باشید که از نفر دوم به نتیجه نرسید. خواهشا بی بندو باری رو رواج ندید

  • MAN

    واقعا گاهی آدما از انسانیت فاصله میگیرن
    میترا خانم شما در دام بلا نیستی
    اون پسر بخت برگشته که به شما دل بسته تو دام بلاس
    اون بلا هم فقططط شما هستید
    متاسفم برای اون که دلبسته به شما ولی درباره شما اظهار نظر در حد شخصیت من نیست

  • پیمان

    میترا جان هر آدمی دچار وسوسه میشه ولی باید آدم قوی باشه اگه با هر بادی به سمتی متمایل بشیم مطمئن باش یه روز از ریشه کنده میشی از کجا معلومه فردا توی فیس بوک با یه آقایی خوش بر و رو یا با معلومات تر از ایشون آشنا نشدی و یا اون طرف قضیه رو ببینیم ازکجا ممعلوم که همین رفتاری رو که تو داری با این پسر بخت برگشته میکنی یه روز این شازده با تو نکنه دنبال هوس نرو اما این که میگی پسره عاطل و باطله و کار نمیکنه میتونی با جدیت باهاش مطرح کنی و اون اگه دوستت داشته باشه تلاشش رو میکنه در هر صورت به لحاظ اخلاقی درست نیست یکی رو تو آب نمک بخوابونی و رابطه رو با دیگری شروع کنی البته من شک دارم که تو یا مابقی اشخاص حقیقی باشند بیشتر به نظر میرسه این داستانها زاییده مخیله مدیر سایته ولی در هر صورت مطرح کردنش مفیده و باعث میشه که جامعه فکر کنن
    خلاصهاگه ما تو هر کاری خودمون رو جای طرف مقابلمون بزاریم هیچوقت به خطا نمیریم

  • علی

    با کسی بمونیم که دوستمون داره یا دوستش داریم؟ سوال بزرگی که احتمالا همه باهاش مواجه اند واگر با اولی باشی مطمئنن هم خودت هم اون دچار اسیب میشه اگر با دومی باشی همون بلای اولی سرتون میاد که جابه جا میشه به نظر من تنهایی تمام مشکلات رو حل میکنه

  • Zahra Tabrizy

    در بهترین راه در این جامعه اینه که جرات کنی خودت باشی و البته سعی کنی هر روز شادتر باشی . خود عشق شادی میاره و همین عالیه

    اگه پسری رو دوست داری اصلا بهت پیشنهاد نمیدم که بهش بگی دوستش داری اما این به این معنی هم نیست که دست روی دست بزاری تا چی بشه!
    اول اینکه وقتی یکی رو دوست داری با تمام آقایون دیگه اصلا رابطه ی خاصی نداشته باش. این احترام به خودت و احساسیه که داری . و این رو هم میدونی که یکی رو دوست داری و با هیچ کس دیگه ای ارتباط نداری پس میتونی این توقع رو از شخص مقابلت داشته باشی.
    دوم اینکه با اون فرد خوش بگذرون . شوخی های محترمانه کن . لبخند بزن . راحت باش و با اعتماد به نفس. حتی اگه جلوش اعتماد به نفس نداری اصلا اینو نشون نده. بزار وقتی یادت میفته خندش بگیره یا یک حس شادی داشته باشه . جوری نشون نده که وابسته به اون هستی اما نشون بده که برات جالبه و از وقت گذرونی با اون لذت میبری.
    تا جایی که میتونی دوستان خوب خانومت ارتباط داشته باش. حمایت اونها رو برای خودت جلب کن . اینطور نباش که تنها شخص جالب زندگیت اون فرد باشه .
    و در اخر به خاطر اون شخص زندگیت رو تعطیل نکن . زندگی کن و مدام سعی کن خودت رو بهتر کنی در این صورت حتی اگه یک وقتی نتونستی با اون فرد ارتباط داشته باشی ثمره ی حضور اون فرد در زندگیت یک میتراست که بهتر از قبل شده 🙂
    موفق باشی

  • علی

    شخصا کسی رو نگه میدارم که دوستم داشته باشه.شاید به خاطر تجربه ی معکوسی هست که قبلا داشتم.نقد رو بگیر عزیز جان.نسیه واسه هیچکس خوب نبوده و نیست.یه چیزی پیدا کردی که ازش مطمئنی.شادت نمیکنه؟خب تغییرش بده.علاقه مطلق نیست که فکر میکنی دیگه با مرد اول به جایی نمیرسی.در عوض بفهم که با دومی ممکنه به صلاح نرید.یه جعبه بازه که توش هزار تومن هست.یه جعبه هم بسته هست که شاید هزار و شاید دو هزار و شاید هیچی توش نباشه.اولی رو بدون بازگشت پس میزنی که ببینی توی دومی چیه؟اون پوله این که زندگیه.دوست داره.خرابش نکن