جامعه دلباز، آدم های عجیب را طرد نمی کند

41ndpicSIMONE

Simone Weil هرگز به خاطر روی برگرداندن از یهودیتی که به ارث برده بود، کمونیست شدن و بعد مخالفتش با چپی ها و عجیب‌تر از همه کاتولیک شدنش، مورد موأخذه جامعه فرانسه قرار نگرفت.

یکی از خصوصیات مثبت جامعه دلباز و سرزنده می‌تواند این باشد که امکان بروز و پرورش انسان‌های خاص را در خود فراهم می‌کند. آدم‌های خاص نه با تعبیر اینکه آن‌ها از دیگران برتر باشند بلکه هضم و درک اعمال آن‌ها دشوار باشد. مهمتر از همه اینکه امکان ابراز وجود و بقای شان در جامعه میسر باشد.

او لقب‌هایی چون «باکره سرخ» و «مریخی» را نصیب خود کرد، از نوجوانی سر پرشوری داشت. در ۱۰ سالگی خود را «بلشویک» خواند و در ۱۲ سالگی زبان یونانی باستان را فرا گرفته بود. دانشجو که شد، مدام در تظاهرات واعتصاب‌ها شرکت می‌کرد و مقاله‌های پرشور سیاسی می‌نوشت.

سیمون ولی آرام و قرار نداشت. انسانی که به تفکر مارکسیستی ایمان داشت، مثل همیشه در مقابل موج عمومی مقاومت کرد و با‌‌ همان شدتی که روشنفکران از مذهب فاصله می‌گرفتند خود را به افکار روحانی و مذهبی نظیر آیین‌های متعدد هندی و تصوف شرقی نزدیک ساخت.

بعد از فارغ التحصیلی در رشته فلسفه در École Normale Supérieure (پاریس) و بعد از تجربه کوتاه مدتِ تدریس، بر اساس دیدگاه‌های فلسفی و روحانی جدیدش، به این نتیجه رسید که بهترین شیوه زندگی «کارگری در کارخانه» است.

شک و تردید سیمون ادامه یافت و او را به عقاید مذهبی کاتولیک نزدیک ساخت. او همچون عارفان مسیحی قرون وسطا، دوری گزیدن از امیال و آرزوهای مادی را راهگشای بدبختی های بشر فرض کرد.

سیمون به دلیل ضعف جسمی، سردردهای مزمن و فعالیت‌های سیاسی و صنفی قادر به نگهداری شغل کارگری‌اش نبود. پیاپی اخراج می‌شد. با وجود آنکه در نوشته‌های فلسفی‌اش از «عدم خشونت» حرف می‌زد، در سال ۱۹۳۶ به طور ناگهانی به اسپانیا رفت و تصمیم گرفت که در جنگ‌های داخلی اسپانیا در صف آزادیخواهان با نیروهای فاشیست به رهبری فرانکو وارد جنگ شود.

سیمون دوبوار، از سیمون ویل به عنوان انسانی یاد کرده که دلش نگران همگان است. شاعر بزرگ قرن بیستم تی. اس. الیوت نیز او را نابغه خوانده است.

سیمون وی پس از اشغال فرانسه توسط آلمان هیتلری به نهضت مقاومت پیوست. پرستاری آموخت تا بتواند به مجروحان کمک کند. دوری از خانواده در دوران تبعید در انگلستان بسیار رنجش داد. ریاضت‌کشی، جسمش را ناتوان کرد. به سل مبتلا شد و بر اثر سکته‌ قلبی درگذشت.

برگردان مقاله‌ای درباره عرفان سیمون ویل ( تلفظ انگلیسی):
Peter Foges, The Mystique Of The Manual , Simone Weil,1909- 1943

https://timepastandtimefuture.wordpress.com/2011/06/27/the-mystique-of-the-manual-by-peter-foges-roundtable-lapham%E2%80%99s-quarterly/

وی، سیمون؛ نامه به یک کشیش؛ ترجمه فروزان راسخی؛ تهران: نگاه معاصر، ۱۳۸۲
پلنت، استیون؛ سیمون وی؛ ترجمه مصطفی ملکیان؛ تهران: نگاه معاصر، ۱۳۸۲
بگلی، آن؛ سیمون وی؛ ترجمه هومن پناهنده؛ تهران: نشر ماهی،

More from ونداد زمانی

اگر مرا نبوسی

[caption id="attachment_31743" align="aligncenter" width="507"] Percy Shelley[/caption] رمانتیسیست های قرن 19 انگلیس نزدیکترین...
بیشتر بخوان
  • baron

    به نظرم بیشتر مازوخیست و اسکل بوده تا این چیزا که گفتین

    • الی

      چه بارون احمقی هستی تو!

  • Siavash

    آدمای خاص هضمشون به قول شما سخته گهگاه حتی باعث رنجش آدم میشن ولی در یه مقطع خاص اگر در جایگاه مناسب قرار بگیرن تصمیماتی میگیرن که جامعه رو میتونه متحول کنه ، فراهم کردن همچین شرایطی در ابتدا رفاه نسبی مالی میخواد چون معمولان این آدما با سیستم موجود هماهنگی مناسبی ندارن البته اگه دنبال جامعه ای میگردیم که از پتانسیل همه جور آدمی با هر گرایش رفتاری بخوایم استفاده کنیم باید در نظر داشته باشیم درجه فهم اجتماعی بستر جامعه یا عوام هم مهمه ، شما به یه گیاه خشک پوسیده حالا هی آب بده