نقش شانس در تمدن بشر

the tropical forests of Borneoمایکل شالسون نویسنده زبردستی است. مقالاتش در بسیاری از نشریات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است. او این بار به سراغ شانس و نقش آن در تمدن بشری می رود و از طریق به نمایش گذاشتن تحقیقات یک مردمشناس به نام Michael Dove  نقش شانس و انتخاب تصادفی را در زندگی بشر توضیح می دهد.

Michael Dove بلافاصله بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی اش به اندونزی می رود تا از معمای زندگی کشاورزی قبیله ای به نام Kantu سر در آورد. جستجویی که ۱۵ سال از زندگی او را به خود مشغول داشته است.

قبیله خیلی قدیمی Kantu در جنگل های بورنیو٬ از جمله اجتماعات باستانی هستند که هنوز از سیستم کشاورزی سیار برای بقای خود استفاده می کنند. به این ترتیب که هر سال یک گوشه از منطقه جنگلی را برای کشت و برداشت انتخاب می کنند و سال دیگر به یک منطقه جدید برای کشاورزی می روند.

معمایی که مردم شناس امریکایی را واداشت سالها این قبیله را در نظر داشته باشد این است که آنها برای انتخاب زمین کشاورزی در سال جدید از نشانه هایی که پرندگان بومی جنگل به آنها می دهند استفاده می کنند.

در جوامع مختلف باستانی از این شگرد یافتن غذا٬ شکار و کشاورزی همواره استفاده شده است. به عنوان مثال یکی از قبایل سرخپوست کانادا Naskapi با پختن و برشته کردن کاسه سر گوزن قطبی و حدس زدن معنای خطوط روی استخوان به جامانده از سر گوزن٬ معتقدند که می توانند پی ببرند کوچ های بزرگ گوزن ها در سال بعد کجاها بیشتر خواهد بود. در افریقای مرکزی٬ قبیله Azande برای دست یافتن به تصمیمات حیاتی در حلق یک مرغ مقدار زهر می ریزند و تصمیم شان متکی به مردن یا زنده مادن مرغ مسموم است.

Michael Dove بعد از دقت و ضبط هر نوع جزییات در باره ۷ پرنده ایی که راهنمای یافتن زمین کشاورزی قبیله Kantu برای سال بعد هستند نظیر رنگ و وزن  و آوازشان نتوانست مورد مشخصی را بیابد که منطق کشاورزان قبیله را توجیه کند.

تحقیقاتش منجر به ثبت مقدار بارندگی سال٬ کم و زیاد بودن حشرات و آفت ها و ارتفاع آب رودخانه شد ولی همچنان نتوانست دلیل مشخص و منطقی برای رفتار قبیله مزبور بیابد.

اگر هم از بومیان منطقه می پرسید پس چرا در طی دو سال پیاپی وضع محصول ها در زمین جدیدی که نشانه اش را پرنده ها دادند خوب نبوده است می گفتند ما راه بهتر دیگری نمی شناسیم و سعی می کنیم در سال های بعدی دقت بیشتری به خرج دهیم.

آنها ۷ پرنده بومی را اقوام خدا فرض کردند و با مشاهده نشانه های مربوط به حضور پرنده ها در یک نقطه٬ به خود می قبولانند که فرستادگان خدا نقطه جدید کشت را به آنها نشان می دهند. کشاورز قبیله می داند که زراعت و مقدار محصول در باتلاق ها و منطقه حاره ایی با جنگل انبوه اصلا قابل پیشبینی نیست. یک تکه زمین اگر سطح اب رودخانه بالا باشد یا نباشد و اگر میزان افت ها و بارندگی متغیر باشد محصول و مقدار برداشت هم متغیر است و اصلا مهم نیست کجا کشاورزی کند.

در حقیقت کشاورزان بومی اندونزی تنها کاری که از دست شان بر می آید انتخاب تصادفی یک قطعه زمین از بخش های مختلف یک جنگل است. درست همان کاری که سرمایه گذار بورس می کند وقتی که می داند دانش و اطلاعات و موقعیت مالی خودش و شرایط اقتصادی به او اجازه نمی دهد که همه سرمایه اش را در یک نقطه متمرکز کند و به طور میانگین و اتفاقی٬ در بخش های مختلف بازار بورس سرمایه گذاری می کند.

stock_market

Michael Dove بالاخره بعد از ۱۵ سال٬ متوجه این تجربه مهم قدیمی بشر شد که یاد گرفته است وقتی عقل و منطق کافی برای حل یک مشکل ندارد بهتر است ریسک کند و از شانس و تصادف استقبال نماید.

کشاورزان دوره گرد قبیله Kantu در عمل و بعد از دوران طولانی به این نتیجه رسیدند که به خاطر شرایط شان همیشه با کمی تولید بیشتر یا کمتر٬ امورات شان می گذشت و با سپردن مسولیت انتخاب زمین به پرنده ها   جایی برای اعتراض٬ شکایت و پشیمانی برای شان نمی گذاشت..

در تمدن های بشری٬ بعد از هزاران سال تکرار و تلاش٬ بشر به خودش فرصت می دهد بعضی از تصمیمات خودش را به شانس و اتفاق بسپارد. این روزها در غرب٬ مسیر جدید و نظریه جدیدی به نام sortition در حال قوت گرفتن است که معتقد است انتخاب نمایندگان سیاسی جامعه بهتر است از طریق قرعه کشی صورت بپذیرد.

نماینگانی که در طی دهه های اخیر از طریق دمکراسی انتخاب می شوند در حقیقت بر اساس قدرت مالی٬ قیافه و قدرت سخنوری و وعده هایی که به خوبی قادر به تبلیغش هستند می باشد و به همین خاطر است که رشوه و اختلاس و فریب و دروغ متداول ترین رفتار سیاستمداران انتخاب شده است.

قرعه کشی و شانس و تصادف در انتخابات ممکن است بهترین ها را در خود نداشته باشد ولی در ضمن تصمیمات غلط٬ زد و بندها٬ دروغ و فریب و هرز رفتن سرمایه ها و بویژه پشیمانی و احساس فریب خوردن نیز در خود ندارد.

کشاورز باستانی در جنگل های اندونزی وظیفه انتخاب را به طور غیرمستقیم از طریق نسبت دادن به نحوه مشاهده پرنده های مقدس٬ به قرعه و فال نیک سپرده است. عملی که در تمامی جوامع به اشکال مختلف خود را بروز می دهد.

ما هم فال حافظ می گیریم و استخاره و بازکردن گوشه قران و دل به دریا زدن و به خدا سپردن داریم … شاید سپردن اختیارات به شانس و قرعه کشی یا به فال نیک گرفتن امور به خاطر پذیرش سرنوشت٬ تقریبا همان کاری است که قبیله Kantu با پرنده های مقدس خود انجام می دهد.

How to choose? by Michael Schulson

http://aeon.co/magazine/world-views/is-the-most-rational-choice-the-random-one/

More from مهرانگیز پاشا

نقش اسلحه در زندگی امریکایی ها

            برای گروه های مهاجرین انگلیسی الاصل...
بیشتر بخوان