سه نوع جدا شدن تقریبا الکی

When-Divorce-or-Separation-Gets-Ugly

جدا شدن آدمها سر یک حرف

دوست یکی از دوستانم قرار بود همان اول تابستان پارسال عروسی کند. ما هم کفش و کلاه کردیم و منتظر …شنیده بودم که زوج خوبی هم برای هم هستند. آدم های متین و شاغل که مدتی هم بود همدیگر را می دیدند و شناختی هم از هم داشتند. نشان به آن نشان که عروس خانم در یک جمع کوچک دوستان و اقوام از دهانش پرید و از داماد پرسید فکر می کنی چقدر می خواهی خرج لباس عروسی کنی؟ داماد بخت برگشته که حتی مظنه یک سلمانی زنانه را هم نمی دانست همینطوری عدد ناقابلی گفت که کاش نمی گفت.

عروس خانم با دلخوری تمام و با احساس توهینی که فکر می کرد در برابر دیگران برایش ایجاد شده بود گفت: « اصلاْ صحبت کمتر از ۲۰ میلیون رو نکن». دیگه بقیه اش رو می توانید حدس بزنید. عروس خانم از همان لحظه از چشم شاه داماد افتاد و هر کاری کردند که سر و ته ماجرا را هم بیاورند نشد که نشد.

جدا شدن مخفیانه ولی ناگهانی

جدایی ها اتفاق سخت و دلخراشی هستند ولی این یکی در تحمل هیچ بنی بشری نیست. عین تنگ بلور می خورید به دیوار سنگی. چی جوری؟ حتماْ اینجا و آنجا شنیده اید که « ای وای مگه میشه؟ امکان نداره. نادر و شبنم؟ نه! همین دو روز پیش توی مهمونی دیدم شون. خیلی با هم خوب بودند»

تازه عجیب تر از همه این است که این جدایی بی خبر و یک دفعه ایی خیلی بیشتر از بقیه انواع جدایی ها اتفاق می افتد. دلیل اصلی اش در اغلب موارد ناشی این است که این نوع زوج ها هیچوقت با هم حرف صمیمی نمی زنند. درددل نمی کنند و غم و غصه ها و فکر و خیال های شان را باهم در میان نمی گذارند.

آخرین مثالی که به ذهنم می آید یکی از دوست های صمیمی برادرمبود. این آقا ۵ سالی است که همسرش را می شناسد و دو سالی می شود که با هم ازدواج کرده بودند. از حال و احوال شان اینطور می شد حدس زد که  همدیگر را دوست دارند و مشکلی ندارند …

یکی شان مدتها قبل، از دیگری دل کنده بود و چون یاد نگرفتند با هم حرف بزنند دلسردی بی سر و صدا بیشتر می شد. این نوع از هم پاشیدن آرام و ذره ذره وقتی به گره های آخر می رسد هر زن و مردی که وضعیت مشابه دارد را شوکه می کند و مثل درویش های قدیم، یک دفعه فریاد زنان، آواره بیابان می شود و می روند. ناگهانی و سهمگین می روند.

خیلی از این نوع طلاق ها می توانست به وقوع نپیوندد. بدتر از آن اینکه چون امکان حرف زدن و گفتگو در این رابطه ها غیرممکن است طبیعتا رفتن یکباره یکی از زوجین مصادف می شود با باز شدن یک چاه سیاه و ترسناک در برابر فرد مقابل … شما را به خدا به همدیگر رحم کنید و حداقل قبل از رفتن بگویید که در درون شما چه می گذرد …

جدایی عشق اول

این یکی هم خیلی دردناک است و هم فراموش نشدنی ولی معمولا هیچکس به یادش نمی آید چرا ماجرا به پایان رسید. انگار چون اولی است قرار نیست ادامه داشته باشد. برای همین شاید این جدایی بعدها مثل یک غم شیرین، همیشه با یک لبخند شیطون و مرموز همراه می شود.

 

Image Source

When Divorce or Separation Turns Ugly

https://web.telegram.org/#/im?p=@marderoozmedia

Written By
More from Marzieh.H

یادداشت های دختر تهرانی –

به همان اندازه که زنان به توجه عاطفی و عشق اهمیت می...
بیشتر بخوان
  • bomberman

    من خودم یکی از اونهایی هستم که ارتباطی رو یهو و با یه بهونه کوچیک بهم زدم.
    مطمئنم طرف مقابلم براش خیلی سخت بود و برای خودم هم ضربه کمی نبود. ولی گاهی اوقات رابطه هایی اشتباه بوجود میاد و به کمک احساساتی که عقل رو کور کردن ، ادامه پیدا می کنه
    یهو یکی از دو طرف که احتمالاً باهوش تر یا منطقی تره ، به خودش میاد و میبینه این روال به شکست منجر میشه!
    اونجاست که اون طرف باید رابطه رو به هر شکلی میشه به هم بزنه!
    من رابطه رو خیلی اتفاقی و سریعی به هم زدم ، چون پیش بینی کردم اگه یه هفته یا یه ماه دیگه ادامه بدیم ، حتماً اتفاقاتی میفته که به ضرر هر دومونه … من به نوعی دوستش داشتم ، ولی دوست داشتن طوری نبود که به خوشبختی آینده مون منجر بشه!
    بعضی وقتا یه سری چیزا رو نمیشه به زبون آورد … یه سری چیزا رو نمیشه مطرح کرد ، باید یهو تر زد به همه چی! برای راحتی و آینده ی هر دو نفر ….

    • فائزه

      خیلی سخته تو اوج دوست داشتن یکیو بذاری کنار برا من خیلی پیش اومده و من همیشه تو جنگ عقل و دل طرف عقل بودم چون گذرزمان همه چیو درست میکنه شاید یه مدت بهت خیلی سخت بگذره ولی یه مدته میگذره مهم ایندس من از تمام کسایی که منو دوست داشتن ولی ارزش بودن با منو نداشتن واقعا عذر میخوام

      • یک رضای دیگه

        فائزه خانوم مطمئنی اونها هیچکدوم ارزش بودن با شما رو نداشتن؟ خیلی راحت در مورد ارزش آدم ها صحبت میکنیا! شاید هم بر عکس بوده باشه و شما هنوز نمیدونی و گذر زمان همه چیزو مشخص میکنه!

        • علی

          حرفای آقا رضا تایید میشه.

  • نام

    گذشته از نظرات سخیف، سطح پایین، خاله زنکی و کاملاً vulgar متن که نشون می ده نویسنده از لحاظ درک و شخصیت اجتماعی در سطح بسیار پایینی هست؛ غلط های املایی متن نشون می ده نویسنده حتی در سطح یک دانش آموز اول دبستان هم سواد نداره؛ چه رسد به اینکه بخواد دیگران رو آموزش بده و در یک سایت عمومی به عنوان نویسنده مطرح باشه. نمونه واقعاً مضحکش استفاده از قصه به جای غصه است! دیگه بچه بی سواد 5 ساله هم فرق قصه و غصه رو می دونه! واقعاً که چه کسانی می خوان به دیگران آموزش «علمی» بدن! شما مشغول ماجرا های خاله زنکی باشید برای خودتون مفید تر و برای دیگران کم ضرر تره.

    • marderooz

      نام عزیز ببخشید. اغلب مواردی که دیدیم و شما تذکر دادید را تصحیح کردیم. سعی می کنیم دقت بیشتری کنیم. مرسی از توجه و انتقاد

    • بی نام

      شما هم یه ذره کوتاه بیا. در دیزی بازه نام جان حیای گربه کجا رفته. سخیف بی سواد و یه چند تا مزخرفه و فحش ناموسی هم می دادی. کشته مرده قدرت نمایی و ضعیف کشی بعضی از ایرانیام

    • Mansour Sorayaie

      عزیزم شما بزرگوارییییییییییییییییییییییییییییییی
      صرف و نحو رو شما کامل کردی
      اصن کل نویسنده ها باید بیان پیش تو درس یاد بگیرن
      اون vulgar منو کشته
      وهمچنین کاملا مشهوده شما در طبقه بالایی قرار گرفتین
      انتقادم میخوای بکنی …مثل ادم انتقاد بکن ….. شعورم خوب چیزیه

    • وحید

      عزیزم شما اول یادبگیرید هرطور که صحبت میکنید همانطور ننویسید!!!!!شاهکارتان آنجاست که:! واقعاً که چه کسانی می خوان به !!!!دیگران آموزش «علمی» بدن!
      آموزش بدن یا آموزش بدهند …؟و ازاین دست…جدای آنکه مطلب آموزشی نیست اند
      ونویسنده هم ادعایی نداشته

  • شهراد

    دقیقا. بخصوص اولی

  • سامان

    اخ گفتی و اخ کردی دل ما را کباب. عشق اول خیلی پاکه. جدا شدن و دیدن طرف بعد از سالها هم همونطوره که نوشتی. خیلی باحالی مرضیه خانم

  • Mansour Sorayaie

    ایول …خیلی قشنگ بود مخصوصا اون جدا شدن ناگهانی ….. میشه با یکم صحبت خیلی قشنگ از هم جدا شد
    تا وقتی یادش میوفتیم یه تصویر قشنگ بیاد تو ذهن ، نه هزارتا علامت سوال

  • Amir

    عشق اول …
    هی ….
    اون لبخند شیطون و مرموز رو هستم. 🙂

    حتی روایت داریم لبخند ژکوند مونالیزا هم از هموناست 😀

  • امیر

    مطلب ضعیفی بود، مساله ای رو (جدایی ناگهانی پنهانی) رو گرفته اما با یه مثال و یه نتیجه گیری کلی بی صاحب رو هوا رهاش کرد و بعد دوباره سر نخ دیگه ای به اسم شیرینی جدایی رو دنبال کرد و اونم رو هوا رها کرد

    • marderooz

      مرسی از ارائه سلیقه و توقع تان. چشم دقت بیشتری می کنیم

  • بهار

    من اصلن نمی تونم کیسی که می خوام رو پیدا کنم به نظرتون چرا ….عشق اول و دوم …..چقدر سطحی نگر !

  • محمد

    یا خدا عشق اوووووول):
    من دقیقا الان درگیرشم تازه همین دیشب هم دیدمش و اون چشمک نازش رو هنوز یادمه ولی اگه اونجوری نشه که باید بشه چی؟!!!):