مارگارت اتوود، فروغ فرخزادِ کانادا

62610-woman-bonnet-lg-1

 

دربخش اول سعی کردم به توضیح این ادعا بپردازم که مارگارت اتوود در 3 زمینهِ ادبیات داستانی، شعر و نقد، تاثیر به سزایی در هویت ادبیات کانادا داشته است. با تفسیر یکی از داستان های کوتاهش تلاش کردم نشان دهم چگونه به توضیح هویت ملی کانادا می پردازد. هویت مردمی که مارگارت اتوود آنها را  مظلوم و مقهور  طبیعت می داند.

در این بخش به یکی از معروفترین شعرهای  مارگارت اتوود اشاره می کنم که نه تنها سرگذشت تلخ و عجیب یکی از زنان مهاجر 350 سال پیش امریکا را که به اتهام جادوگری به مرگ محکوم شده بود روایت می کند بلکه چگونگی شکل گیری قدرت رو به افزایش زنان  را نیز نشان می دهد.

شعر بلند « Half- hanged Mary » داستان به دار آویخته شدن یک زن بیوه به اتهام جادوگری است که به طور اتفاقی جان سالم به در می برد.

وصف به دار آویخته شدن « ماری وبستر» از ساعت 7 بعداز ظهر شروع می شود. ماری بی خبر از شایعات Rumour was  loose in the air در حین دوشیدن شیر گاو متوجه می شود که مردان شهر به سراغش می آیند تا او را به جرم تماس با شیطان به دار بزنند.

ماری دلیلش را نمی داند ولی از همان آغاز حدس می زند که لباس پاره و دکمه های نداشتهِ لباسش و عریان بودن بخشی از بدنش  tattered skirts, few buttons می تواند دلیل نفرت دیگران نسبت به او باشد.

تکیه مارگارت اتوود از ابتدای شعر بر زن بودن او بود و اینکه : « Oh yes, and breasts, and a sweet pear hidden in my body» سینه های او باعث نفرت مردان و زنان دامن سیاه (کشیش و راهبه ها ) گشته بود.

ماری پس از آن، ساعت به ساعت، بر چوبه دار بودن خود را شرح می دهد.  ماری کمابیش خشمگین است و اعتراضش را با مخاطب قرار دادن زنان همسایه و شهر شروع می کند. با وجود آنکه از او بدی ندیده اند و حتی از دانش و تسلط او در ساختن داروهای گیاهی راضی بودند چرا  mouths closed so tight they’re lipless  اعتراضی نمی کنند؟

در ساعات نیمه شب، اعتقادات مذهبی ماری رنگ و روی سکولار می گیرد. او سه اصل مقدس مذهبی Faith, Charity, and Hope را سه فرشته مرده  three dead angels خطاب می کند.

« ماری» به دار آویخته شده، عشق اللهی را به طناب داری تشبیه می کند که قرار بود او را خفه کند. او در طلوع روز جدید هنوز زنده است و گویا طناب تصادفا طوری به گردنش بسته شده که منفذ کوچکی از تنفس برایش به جا می ماند. از همان نیمه های شب به بعد لحن شعر و حتی شیوه ساختمان دستوری عوض می شود.

شعر از حالت شعر سپید کلاسیک به سمت تکه تکه و پراکنده و حتی جملات کوتاه کشیده می شود. شاعر می خواهد بگوید که زبان شعر زنانه نیز در بعد از بازگشت از مرگ خلق شده است.

ماری که از مرگ نجات یافته، می داند طبق قانون دوباره به دار آویخته نخواهد شد برای همین، نه تنها لحن صحبتش عوض می شود بلکه از قدرت و مصونیت جدیدی برخوردار می گردد که به او اجازه می دهد طور دیگر به دنیا بنگرد و حتی طور دیگر حرف بزند.

 

Having been hanged for something                          

  به دار آویخته شدم برای چیزهایی که
I never said,                                                                                         

هرگز نگفتم
I can now say anything I can say.            

  حالا می توانم هر چه که می خواهم بر زبان بیاورم
Holiness gleams on my dirty fingers,         

تقدس بر روی انگشت های کثیف من می تابد
I eat flowers and dung,                                       

 من تپاله و گل می خورم
two forms of the same thing, I eat mice

دو چیزی که ریشه مشابه دارند. من موش می خورم
and give thanks, blasphemies   

 خرسندم که نور کفر
gleam and burst in my wake    

 در من می ترکد
like lovely bubbles.                                                   

مثل حباب های با طراوت
I speak in tongues,                                        

من به زبان های مختلف می توانم حرف بزنم
my audience is owls.                                                            

مخاطبین من جغدها هستند
My audience is God,                                                                                     

خدا نیز
who the hell else could understand me?    

به غیر از آنها چه  لامصبی می توانست بفهمد مرا
Who else has been dead twice?                  

به غیر از من فقط عیسی مسیح بود که دو بار مُرد

مارگارت اتوود  به طور سمبولیک داستان زن بی سرپرستی را اغاز می کند که بدون هیچ دلیلی محکوم بود. چرخشی که شعر او به این روایت تصادفی که مانع مرگ زن شده بود می دهد این است که می گوید حالا که می گویید من جادوگرم و اکنون که تصادفا از مجازات گریختم پس من جادوگرم. از من بترسید و از سر راهم کنار روید. من به کشف قدرت و زبان و شعور خود رسیدم.

مارگارت اتوود همچون فروغ فرخ زاد، با خلاقیت شاعرانه شان باعث موج جدیدی از افزایشِ احترام برای زنان  کشورشان شدند. حضور قدرتمند و موثر این دو شاعر در ضمن باعث گسترش علاقه های فرهنگی و ادبی در بخش وسیعتری از اجتماع و بویژه زنان نیز گشت.

ادامه دارد

.

http://portland.indymedia.org/en/2004/01/277707.shtml

More from ونداد زمانی

آیا لباس زنان ربطی به شخصیت شان دارد؟

این ماجرای قضاوت زنان از طریق نوع لباسی که می پوشند نه فقط...
بیشتر بخوان
  • ع.س.آنگیل

    منتظر بخش‌های دیگرم. پرونده‌ی جامعی است برای شناخت این هنرمند در زبان فارسی. سپاس.

  • شین

    هم شعرهای اتوود هم فروغ را بارها خوانده ام. هیچ شباهتی به هم از نظر مضمون و محتوا و ساختار ندارند و تنها وجه مشتکرشان این است که زن هستند. اتوود داستان نویس هم هست. نمی دانم که چه الزامی بود که اصلاً مقایسه ای بین این دو صورت بگیرد. خوب فقط خود اتوود را معرفی می کردید دیگر!‌

    • ونداد زمانی

      شین عزیز شهرت اصلی اتوود با شعرهایش شروع شد. او بیش از 15 کتاب شعر منتشر
      کرده است و بخش اعظم اشعارش در ارتباط با وضعیت زنان در جامعه است. در ضمن
      همانطور که در متن امده است قرار این مقاله سه قسمتی در باره اتوود نشاد
      دادن سه وجه مهم فعالیت های ادبی و نظری اوست. شباهت شعرهای فروغ و اتوود
      بیشتر بر می گردد به توجه و تاکیدی که هر دو بر نقش زن در دوره مهمی از اجتماع معاصر کشور خود داشته اند. مرسی از نظر و توجه

  • مهدى رودسرى

    شاعران و نويسندگان و … هر انانى كه با كلمه اسرار مگو اشكار مى كنند خويشان سببى يكديگرند ؛ همچنان كه نقاشان و طراحان و … يا نوازندگان و خوانندگان در هنر موسيقى . اما شبيه كردن هر افرينشگر هنر به هنر ساز ديگرى ان هم با نخى نازك و مستعمل به گمان من راه به راستى نمى برد و بيشتر توهم افرين و بى نمك است . در روز و روزگارى نه چندان دور هم كسى زنده ياد فروغ را انا اخماتووا و البته ديگر كس نيز هم فروغ عزيز ايرانيان را سيلويا پلات و … تو بخوان از اين گونه فراوان . مسلمن همه با هم شباهت هايى داريم بگذار تفاوت ها كه اصالت كافى دارند سخن ساز كنند . مهدى رودسرى

  • آناهیتا

    “مارگارت اتوود به طور سمبولیک داستان زن بی سرپرستی را اغاز می کند …”

    “زن بی سرپرست” از اون اصطلاحاتیه که فقط از درون یک فرهنگ مردسالار در می آد.