بعضی مردان 5 دقیقه ای هستند

blind-date-image2

بُز

مثل بز نشسته رو به روم و هربار نگاش می‌کنم، نگاهش رو از وسط سینه هام می‌کشه بالا و لبخند بیخودی می‌زنه. به نحو عجیبی کُند ذهن به نظر می‌آد، تا حدی که تعجب می‌کنم چجوری تونسته مهاجرت کنه. وقتی داستانش رو تعریف می‌کنه می‌فهمم.

 کل ایدهِ مهاجرت، مال خانمش بوده. بعد که رسیدن اینجا و جا افتادن، خانم زده در ماتحتش و طلاق گرفته و بچه‌ها رو برداشته و رفته. این خیلی شوک شده که خانمش آنقدر عوض شده چون بقول خودش «  این که همون آدم بوده». بهش می‌گم: خوب شاید ایدهٔ خوبی نباشه که وقتی همه چی عوض می‌شه آدم همون آدم بمونه.

 بُهت زده نگاهم می‌کنه و منظورم رو نمی‌فهمه. هشت ساله اینجاست اما وقتی گارسون می‌آد که سفارش بگیره مِنو رو می‌گیره طرف من و میگه شما زبانتون خوبه، لطفا شما سفارش بدید. زبونم رو در می‌آرم که نشونش بدم چقدر زبانم خوبه. با حالت معذبی می‌خنده.

 کلا مثل همهِ آدمهای خِنگ، نه شوخی رو درک می‌کنه و نه به شوخی پاسخ می‌ده. در طول شب با اصرار عجیبی من رو «شما» خطاب می‌کنه که یک اشتباه استراتژیکِ محض، از نوع شهرستانی است. چند تا سوال حاشیه‌ای می‌پرسه و میره سر اصل مطلب که خیلی تنهاست و دنبال یک رابطهٔ دراز مدته و توی یک کمپانی کار می‌کنه و در آمد خوبی داره و البته از ایران مدرک مهندسی عمران داره.

 توی دلم می‌گم خدا رو شکرکه شام رو می‌آورند. موقع شام هزار بار تعارف می‌کنه. کلا دقیقا همون چیزیه که دوست ندارم. در واقع از همه چیزش بدم میاد. با این همه وقتی می‌ره پول شام رو حساب کنه، در یک لحظه بازو‌ها و قد بلند و هیکل تقریبا بی‌نقصش را نگاه می‌کنم و تصمیمم رو می‌گیرم.

از رستوران که بیرون می‌آییم، آویزون می‌شم به بازوش. شش ماهه که مرد ندیدم و الان ضریب هوشی طرف اون قدر‌ها هم برام مهم نیست. دم در آپارتمان تعارفش می‌کنم تو، اما هر قدر اصرار می‌کنم که بیا بالا چای بخور – که معادل بیا بالا من رو بگاست- مثل بختک چسبیده و فرمون رو محکم فشار می‌ده و میگه نه، نه، مزاحم نمی‌شم.

داره از روی یک دستور العمل کار می‌کنه و توی اون دستور العمل، این کاری که من می‌خوام باهاش بکنم تعریف نشده. همون طور که گفتن ِ« تو» به خانمی که اولین بار دیده، تعریف نشده. می‌پرسم چرا؟ می‌ترسی بهِت تجاوز کنم؟ میگه: «خواهش می‌کنم؛ اختیار دارین، این چه حرفیه می‌زنین. باشه برای بار بعد.»

 اما بار بعدی در کار نیست، از ماشین پیاده می‌شم و در را تقریبا می‌کوبم. با‌‌ همان لحن مودب می‌پرسد اجازه دارم باز باهاتون تماس بگیرم؟  با بیحوصلگی در حالیکه دارم به سمت خونه می‌رم میگم: متاسفم من نمی‌تونم به کسی که با من چای نخورده اجازه بدم که به من زنگ بزنه. ماشین رو به سرعت پارک می‌کنه و توی پیاده رو دنبالم می‌دود و دستم را می‌گیره.

توی آسانسور کم کم بارقه‌هایی از هوش نداشته‌اش یا شاید هم غریزه بهش میگه که قراره چه اتفاقی بیفته، برای اینکه دستم را به سمت لبش می‌بره ومچ دستم رو می‌بوسه. چراغ را روشن می‌کنم و می‌رم توی آشپزخونه و کتری رو می‌زنم توی برق و خم می‌شم از توی کابینت‌های پایینی فنجون در می‌آرم که شورتم رو از جایی که نشسته ببینه و شبهه‌ای براش باقی نمونه.

 از توی آشپزخونه داد می‌زنم «ببخشید، خونهٔ من همیشه به هم ریخته است». جواب می‌ده « خواهش می‌کنم، اختیار دارین، این چه حرفیه می‌زنین.» دو تا چای کیسه‌ای میندازم توی فنجون و می‌گذارم جلوش روی میز. با پولیور بافتنی نشسته روی مبل و مونده با دست‌های درازش چیکار کنه، می‌گذاردش روی زانوی من و می‌خواد لبهام را ببوسه، صورتم رو بر می‌گردونم، خوشم نمی‌آد کسی رو که دوست ندارم لبم را ببوسه.

 چطور گرمش نیست؟ من حتی با دیدنِ پولیورش گرمم می‌شه… می‌پرسم اگه ازت بخوام این رو دربیاری فکر نمی‌کنی که دارم لختت می‌کنم؟ میگه «خواهش می‌کنم؛ اختیار دارید این چه حرفیه می‌زنین». بدنش ورزیده است و من با یک جور هیزی که هرچی سن بالاتر میره بیشتر می‌شه، نگاهش می‌کنم و با انگشتهام لمسش می‌کنم.

 از اینجا به بعدش را به حکم غریزه بلد است. مثل مومن به حلوا، می‌افتد توی شیرینی خامه‌ای‌ها و در این کار چنان تعهدی نشان می‌دهد که تازه می‌فهمم وقتی استادم از من می‌خواهد که متعهدانه‌تر روی تزم کار کنم منظورش چیه. سرش رو می‌گیرم و بلند می‌کنم و میگم چای‌‌‌ات سرد شد، نمی‌خوای گلویی تازه کنی؟ با گیجی نگاهم می‌کنه.

توضیح می‌دم که چیزهای دیگه‌ای هم برای خوردن هست؛ نمی‌خوام ازت بد پذیرایی کرده باشم. میگه «خواهش می‌کنم؛ اختیار دارین، این چه حرفیه می‌زنین». متاسفانه تعهدی که در خوردن پیش غذا دارد، وقتی به غذای اصلی می‌رسد ته می‌کشد و ظرف چند دقیقه کارش تمام می‌شود. زیاد تعجب نمی‌کنم، اما باید حدس می‌زدم.

 مرد‌ها یا ۵ دقیقه‌ای هستند و یا ۴۵ دقیقه‌ای و یا اصلا دقیقه ندا تو مایه‌های آقای واو هستن.

 به هرحال مردهای ۵ دقیقه‌ای فقط به درد این می‌خورند که شوهر آدم باشند. اون هم در صورتی که خیلی پولدار باشند و آدم واقعا اهل خیانت کردن باشد. چماله می‌شم اون سر تخت و پشتم را می‌کنم بهش و لحظه شماری می‌کنم که برود اما محکم بغلم می‌کنه و سرش را توی موهام فرو می‌کنه و پشت گردنم، گوشهام؛ و کتف هام و هرجایی که دم دستشه، رو با تعهدی عجیب می‌بوسه، کلا آدم متعهدی ست و مثل بیشتر آدمهای متعهد نه جذاب است و نه باهوش.

 آنقدرمی بوسدم که ته دلم، می‌بخشمش، با اینکه هیچ چیز، هیچ چیز، سخت‌تر از بخشیدن یک مرد ۵ دقیقه‌ای نیست و من اگر روزی کاره‌ای بشم روی پیشونی این مرد‌ها یک علامت ضربدر می‌گذارم که وقت مردم رو بیخودی تلف نکنن. توی تخت نیم خیز می‌شم و توی نور کم، توی چشمهاش که هیچ بارقه‌ای از هوش درش نیست نگاه می‌کنم. دلم براش می‌سوزه، دلم برای خودم هم می‌سوزه. احساس می‌کنم ازفرط استیصال یک بز رو گاییدم. می‌پرسم: به نظرت من دیوونه نیستم؟ میگه «خواهش می‌کنم؛ اختیار دارید… این چه حرفیه می‌زنین.»

سیب و سرگشتگی

در بالاترین

FreeDigitalPhotos.net

.

More from نسوان مطلقه معلقه

من شایستهٔ یک مرد درست حسابی هستم

مردی که فندکش را جا نگذاشت کمتر پیش می‌آد که کسی را بخواهم....
بیشتر بخوان
  • دوست

    اصلا از مطلب نسوان مطلقه لذت نمیبرم

    تحقیر درش موج میزنه

    خیلی‌ چیز‌ها را به‌‌ خاطر خیلی‌ چیز‌های دیگه باید ندیده گرفت

    من سکس تراپیستی هستم که زندگی‌ خیلی‌‌ها را نجات دادم ولی‌ همسرم ۵ دقیقه یست

    هرگز هم نگذاشتم بفهمه دقیقه چیست!!!!!!

    • man

      کاملا موافقم و دقیقا دلیل این تحقیر تحقیری این جور افراد از اجتماع می کشن
      به نظر من این افراد می خواهند تا این نوع تحقیر انتقام خود را بگیرند

  • Arash

    .متاسفم از این طرز تفکر . فقط یک بز میتونه با یک بز دیگه همبستر بشه

  • سلام

    یه اسپری تاخیری بخر مشکلت حله

  • فرشید

    مشکل این آقا فقط کمبود توستسترون است که پزشک براحتی برایش حل میکند.
    Low T

  • siyavash

    با عرض پوزش از همه خانمها که براشون به طور کلی‌ احترام ویژه قائلم…
    این نوشته اثبات نهایی این موضوع است که دید سکسیستی و سطحی مختص مردان
    نمی‌شود متأسفانه… در میان زنان هم – اگر چه بسیار کمتر از مردان –
    اشخاصی‌ یافت میشوند که در مرد و جنس مخالف یک انسان نمی‌بینند و به او –
    ولو ضعیف و پنج دقیقه‌ای باشد – به عنوان یک موجود انسانی‌ با کرامت خود
    نمینگرند. تک تک جمله‌های نویسنده بیمارگونه و متعفن اند. راستی‌ شهرستانی
    بودن چه عیبی دارد؟

    • آرمین

      کاملآ با سیاوش عزیز موافقم

      متاسفانه چیزی که در حال رواج هست ، پیدایش چنین شخصیت های دو رو، گستاخ و متظاهر هست

      که اکثرشون ادعای فهم و شعور دارن در صورتی که به بنیادی ترین روابط اخلاقی پایبند نیستن (مثل دروغ و تظاهر)

      اینی که میگم مرد و زن نداره و بیشتر تو قشر تحصیل کرده به چشم میخوره ، به نظرم همچین آدمهایی ذاتشون خراب و کثیفه که هرچقدرم در قالب ادبیات لاپوشونی کنن بازم گندش در می آد!

  • یک 5 دقیقه ای دیگر

    تقصیر اون بیچاره نیست متاسفانه شما خیلی پر توقع تشریف دارین

  • mohamadreza

    سلام متشکر از پیجتون آموزندست حقیقته تلخیه که زن ها معیارشون سکسه متاسفانه حقیقت داره وهیچکس اینو به مردها نمیگه که عدم ارضای زن باعث90٪طلاق هاست خودمم اینو نمیدونستم تا از زبون 1خانوم که از شوهرش جدا شده بود شنیدم کاش اینم میگفتین که سکس مساله ی زهنی هم هست

  • بهزاد

    این نوشته دارد در باره یک نوع از مرد ایرانی حرف می زند که نه شهرستانی است نه ضعف جنسی اش اصل است و نه احمق است. این نوع بودن یک حالت فرهنگی و اجتماعی است. نویسنده خودش را هم مسخره می کند و انتقاد می کند

  • Naader

    Aali bood ,be envaan,e yek mozzakkar lazat bordam az in neveshteh. Vaaghe,an aali bood.

  • hesy007

    hahahaaaaaaa
    kheili bahal bood.
    man 180 daghigheiiam. mitunam mozahemetun besham. 😉

  • Hamed

    Boro vaseye bare dovom sevvom bebin chejoori begadet…hamchin ke arezoo koni zoodtar karesh tamoom she……

  • bimbo

    بعضی‌ از زنهای مطلقه به قدری هل هولکی دنبال مردا میدوند تا زودتر یه جایگزین پیدا کنن، با هر کسی و نا‌کسی میپرن و کم کم مثل قاب دسمال میشن.بد از یه مدت تبدیل میشن به یه بازنده بی‌ پرنسیپ، که مهارت خاصی‌ در به قاب دسمال کشیدن دیگران پیدا می‌کنن.اینها نا فقط با مردا بلکه با زنها هم مثل گرگ رفتار می‌کنن.این حالت در بین دختر ترشیده‌های ذهنی‌ هم وجود داره که جدیداً تو ایران مٔد شده یهو دستشون رو می‌کنن تو شلوار آقایون و فکر می‌کنن با سکس نا غافل می‌تونن واسه خودشون چیز دست و پا کنن .بنده خداها معمولا تنها چیزی هم که نصیبشون می‌شه یه سکس شکسته بسته است و یه اعصاب داغون.در واقع خودشون به بدنشون خیانت می‌کنن.بابا به پیر به پیغمبر سکس هم یه شرایطی داره و یه اصول اخلاقی‌ که اگه نداشته باشی‌ باید ۶ ماه به ۶ ماه قورت بدی و یهو که پیش بیاد مثل احمقا رفتار کنی‌ و مجبور شی‌‌ به پسر مردم توهین کنی‌ تا خودت دل خودت رو خنک کنی‌ و این دور باطل رو تا زمان یائسگیت ادامه بدی

  • حسام

    یک جور دیگر هم میشه نگاه کرد. زنان سه دسته اند:
    زنان ۵ دقیقه ای: زنانی با سرعت درک فیزیولوژیکی بالا. آنان که با مدتی عشق بازی و ۵ دقیقه رابطه اصلی نیز میتوانند نیاز خود را بر طرف کرده و ارضا شوند.
    زنان ۴۵ دقیقه ای: به علت کندی نسبت به زنان ۵ دقیقه ای، عموما نیاز به حدود ۴۵ دقیقه ارتباط دارند تا بتوانند به آرامش برسند.
    زنان بی نهایت دقیقه ای: زنانی که به علت فیزیولوژی بسیار کند، نیاز به رابطه های خیلی طولانی و شاید نا محدود دارند. کلا این دسته از زنان بسیار خطرناک هستند چرا که برخی از آنان به علت هوش پایین (که اتفاقا متناسب با فیزیولوژی کند آنان هست)، از زندگی و انسان تنها بعد جنسی آن را درک کرده اند و البته در آن هم موفق نیستند.

  • ﻣﺤﻤﻮﺩ

    ﺣﺎﻻ ﻣﻴﺨﻮاﻫﻴﺪ ﺑﺎﻭﺭ ﺑﻔﺮﻣﺎﻳﻴﺪ ﻳﺎ ﻧﻪ!
    ﻣﻦ ﻳﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﺩاﺷﺘﻢ ﻛﻪ 5 ﺩﻗﻴﻘﻪ اﻱ اﺭﮔﺎﺳﻢ ﻣﻴﺸﺪ و ﺑﻌﺪﺷﻢ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪ ﻛﻨﺎر و ﻧﺎﺯ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺩﻳﮕﻪ ﺗﺤﺮﻳﻚ ﻧﻴﺴﺘﻢ و ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻢ ﺳﻜﺲ ﻛﻨﻢ و اﺯ اﻳﻦ ﺣﺮﻓﻬﺎ و ﻣﻦ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻣﻴﻤﻮﻧﺪﻡ و ﻳﻚ ﺷﻮﺷﻭﻝ ﻛﻒ ﻛﺮﺩﻩ.
    ﻣﻦ ﻫﻢ ﻛﻪ ﻣﻴﺪﻳﺪﻡ اﻳﻨﺠﻮﺭﻱ ﭼﻴﺰﻱ ﺑﻬﻢ ﻧﻤﻴﺮﺳﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺭﻭ ﺗﺎ ﺩﻡ اﺭﮔﺎﺳﻢ ﻣﻴﺒﺮﺩﻡ و ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﻮﺩ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﭘﺘﻮ ﺭﻭ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪﻡ ﺭﻭ ﺧﻮﺩﻡ.
    ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﻗﺮاﺭ ﺑﺮ اﻳﻦ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻧﻮﺑﺘﻲ اﺭﮔﺎﺳﻢ ﺑﺸﻴﻢ. ﻳﻌﻨﻲ ﻣﺮاﻡ ﺑﺬاﺭﻳﻢ و ﺗﻮ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺳﻜﺲ ﻳﻜﻴﻤﻮﻥ اﺭﮔﺎﺳﻢ ﺑﺸﻪ.

  • پرژن

    “از نوع شهرستانی است”
    با اينكه نويسنده ادعا ميكنه كه چند وقته كه فرنگ زندگى ميكنه و از خيلى چيزاى ايران مثل تعارف كردن بدش مياد ، هنوز مبتلا به تفكرات و خط كشى هاى ضعيف فرهنگى ماند مثال فوق است. تفكرى كه هميشه سعى داشت بر مبناى محل زندگى يا تولد انسانها رو طبقه بندى كنه: تهرانى/شهرستانى ، بالاشهرى/ پايين شهرى …

  • سیبیل

    نوشته ای پر از عقده فقط برای تلافی

  • Reza

    It was great
    I am a man and feel exactly what you feel
    Bebakhsid , in che harfieh khahesh mikonam

    Ha ha ha
    Enjoyed it

  • کاوه

    کلا این مساله مدت زمان سکس بیشتر برخاسته از پورنوگرافی و بقیه رسانه هاست که یک تعریف معیار از سکس ساخته اند و بهش پایبند هستند. تعریفی که در اکثر موارد با فیزیولژی انسان (به عنوان یک گونه ی جانوری) هماهنگی چندانی نداره

  • حامد

    حالم بهم خورد از این تقسیم بندی دقیقه ای.حالم بهم میخوره از زنان و مردانی که شعورشان پشت زیپ شلوارشان است.متاسفم که وسط لنگت را به هرچی نوازش و احترام ترجیح میدی

  • arash

    تقسیم بندیت صادقانه بود و این کامنت های منفی نشون میده تعداد این مردا چقدر زیاده

    برای من که با زنهای شوهردار زیادی خوابیدم کاملا قابل لمس هست

    بزرگترین اشکال این مردا اینه که عشق رو نمی فهمند
    نمی دونند که میشه تو یه شب عاشق شد و صبح فارغ شد

    • ماندانا

      شما که کلا اشتباه فهمیدی! اصلا منطورش این نیست که میشه یه شبه عاشق شئ و… میخواد بگه مردای 5 دقیقه ای و ( و البته خیلی از زنها) فکر میکنن باید با یکی 100 سال رابطه داشته باشن برن و بیان و تلفنی حرف بزنن و عاشق بشن تا بهش بگن تو و یه سکس خوب 45 دقیقه ای داشته باشن یا همونجور که گفته” شوهر” باشن! میگه گاهی نیاز به عشق و … نیست مسله فقط سکسه و بس… 6 ماه مرد ندیدم و فقط به خاطر هیکلش باش خوابیدم یهنی این یعنی زن هم میتونه به سکس خالی بدون هیچ رابطه عاطفی فک کنه دقیقا مثل بیشتر مردها! ولی عشق اصلا یه جریان دیگه سسسس هیچ کس عشق یه شبه رو عشق خطاب نمیکنه! شما که با کلی زن شوهر دار خوابیدی اصلا معنی عشق رو نفهمیدی، اون سکس بوده نه عشق!!!

  • a mir

    baba dare daad mizane ke ghasdeah toy in neveshte chi bood. chra aghayoon haalat defayy migirand va shoro mikonan az 5 daghighey ha defa konan:))) avazesh inttory bebinan ke ye zan dare harfay zanhay irani ro ke mamoolan chizy nemiganra mizanad. nemifahmam chera nemitoone jaleb bashe?

  • Rahi

    that is awesome, so funny. i like such chicks who know the guy is that goof and they still sleep with them to get some good experience with them, so you got a low IQ bb ,,,ooopps,,,,,

  • ائلیار

    من یک مردان شهرستانی ام. یعنی تربیتم این است که تا مدتی – تازه آشنا را – “شما” خطاب می کنم. در برخورد با زنها زبان بازی نمی کنم یعنی بلد نیستم. حتی تعارفهایم تکراری است و در ظاهر یک بی اعتمادی ناشیانه در حرکت و منشم وجود دارد. اما کم هوش نیستم. یعنی به نظر، ابتکار عمل خودم را دارم. در سکس و معاشقه با زنها از ابتدایی ترین غرایزم استفاده می کنم. اگر با زنی ارتباطی عاطفی داشته باشم در رابطه جنسی ام بی دلیل خلاقیتم زیاد می شود. بعضی وقتها حتی خودم را حین یک عمل نامتعارف جنسی غافلگیر می کنم. اما می دانم اگر زنی به خاطر سطحی نگری و پیش فرضهایش در برخورد اول بی خیال از کنارم نگذرد و کمی فرصت بدهد تا من هم به شیوه خودم با همان تربیتی که دارم (که شاید خیلی هم بروز نباشد) وارد دوستی و ارتباطی نزدیک شوم، معاشقه های بعدی ام رضایتی عمیق در زن مورد علاقه ام ایجاد می کند. این را از چهره، نگاه و صحبتهای زنان زندگی ام فهمیده ام. یعنی تضادی جدی بین نگاه اول زنها به من و تجربه های خوشایند بعدی شان بوده است. زنانی که با آنها رابطه داشته ام تقریبا همگی اقرار کرده اند که حسی عمیق و لذتی وافر در سکس با من تجربه کرده اند. جالب است وقتی یکبار با شرم همیشگی ام از زنی که خیلی با او صمیمی بودم علت رضایتش را پرسیدم راز آنرا طبیعی بودن، بکر بودن و ناشناخته بودن(غیر قابل پیش بینی بودن) رفتارهای غریزی من در حین تماس دانست.

    احتمالا نویسنده متن بالا از قدرت این طبیعی بودن رفتارهای جنسی بی خبر است و دنبال کلیشه هایی از پیش تعیین شده است که فیلمهای رمانتیک از طرز رفتار دن ژوانهای غربی ساخته اند. البته به نظرم این هم مشکلی نیست . فکر می کنم سکس از جمله مواردی است که برای موفق عمل کردن بایستی صرفا به غریزه (البته عاری از خشونت) اعتماد کرد و از درکی متقابل ولی ناگفتنی بهره برد.

  • Mehdi

    کاش یکمی هم به ضعف فرهنگی خودش اشاره میکرد که ملت رو بر اساس تهرانی و غیر تهرانی بودن دسته بندی نکنه
    حالم بهم میخوره از این شهرستانی شهرستانی کردن تهرانیا
    تو عمرم از این آدمایی که این کلمه رو بکار میبرن زیاد دیدم ولی هیچ کدوم رو نمیشد بگی آدم درست و حسابی و فهمیده ای هستن
    همشون فقر فرهنگی داشتن و دلیل برتری انسانها رو شهر محل تولد میدونستن!

    این نسوان رو یه موقعی، وقتی سنم کم بود میخوندم و خوشم میومد ولی خیلی وقته که نوشته هاشون به نظرم خیلی سطح پایین و برآمده از کم هوشی نویسنده هستن

  • j

    کامنت من در وبلاگ نسوان که پاسخی نداشت
    http://nesvan1.wordpress.com/2013/01/30/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%87/

    —————————————–

    ببین من کاری به پست قبلی ( بز و کامنتهاش ) و این پست بالایی ندارم، من میخوام به این موضوع از یک زاویه دیگه نگاه کنم.
    در جامعه ایران ، مرد سالاری وجود داره و نوع خیلی رایج اش هم توی رخت خواب موفع سکس کردن حاکمه ، شما وقتی با یه فاحشه چه در ایران و یا چه در خارج ارتباط برقرار میکنی چون کلاینت اش هستی و پول میدی طرف لنگارو باز میکنه میگه بفرما تو ، این یعنی همون تسلیم و پذیرایی از شما در مقابل پولی که دادید وبه عبارتی دیگر این همون مرد سالاری در رخت خوابه که در ایران زنهای ایرانی قبولش کردند ، من متاسفم که این تعبیربرای زنهای ایرانی توی تخت خوابه بکارمیبرم ولی اگه دقت کنید موضوع اصلی همینه.
    شما زمانی از سکس کردن لذت برده و ارضا میشید که فاعل باشید نه مفعول فرقی نمیکنه مرد باشید و یا زن، این اصلی که زن ایرانی قبول کرده که همیشه مفعول باشه و لدت نبره برای من خیلی تجربه شده بله نتیجه این واقیعت اینه که چون مرد در سکس کردن زور میزنه زن هیچ وقت ارضا نمیشه و همیشه شکایت میکنه.
    من چند سال پیش بعد از اینه که از ایران زدم بیرون دیدم که برابری مرد و زن توی رخت خواب هم به نفع زن می چربه ، آره اینجا زن اگه از فاعل بودن هم ارضا نشه از سکسولک بازی ، خودش و طرف مقابل رو ارضا میکنه ولی متاسفانه هممیهنان مونث بنده نه فاعل شدن بلدند نه سکسولک بازی خوب البته گناهی هم ندارند چون در یک جامعه بسته انتظار بیشتری هم نمیره وقتی خروجی مغزاین عزیزان برابر با ورودی به مغزشو است ایراد شکایت بی انصافی ست.
    برای باز کردن ورودی و خروجی مغز میخوام یه داستانی رو تعریف کنم:
    من تو ایران چند تا دوست دختر داشتم یکی از اونها یه دختر ایرانی بیست و چهار ساله از طبقه متوسط به بالا در تهران بودکه ارتباط ما دو سالی ادامه داشت ، یه روز در شروع سکس بهش گفتم که موفع سکس کردن مثل مرغ جلوی من دراز نکش در مقابل این حرفم ، طرف طبق معمول جلوی من دراز کشید و انگشت اشاره خودش رو تو دهنش خیس کرد و شروع کرد به بازی کردن با چوچولی خودش منم درمقابل مزاحمش نشدم وهمونطور که نگاش میکردم خودش رو خراب کرد. (خوب چرا منو در مقابلش ندید) . من که نه ، ولی شاید شما شنیده باشید که مردی در مقابل زنی که اماده سکس کردن است دست به خود ارضایی بزنه ( اونو اگنور کنه ) و از زن کام نگیره.
    نتیجه صحتبهام اینکه : مشکل مرد سالاری از رختخواب شروع شده پس برابری زن و مرد بایستی از رخت خوابها با سعی و تلاش زنها به سر انجام برسه و بس ولی متاسفانه بعضی از زنها راه رو برعکس میرن و برای رسیدن به خواسته بعضا مالی شون از وجیناشون به عنوان ابزار تحریم و فشار استفاده میکنند که این نشون دهنده این است که این عزیزان ازاین لذت از بیخ بیگانه هستند.
    در ضمن ویولتا من در وبلاگهای انگلیسی زبان چنین سابجکتهایی به این عریانی رو تا به حال ندیدم
    به امید روزی که با هم یه سکس داشته باشیم

    —- در ژانویه 30, 2013 در 10:56 ب.ظ. | پاسخقلم به دست

    کاشکی درک می کردی که پیشنهاد سکس دادن به نویسنده ای که عریان می نویسد کار درستی نیست. چون نویسنده واژه ها را عریان می کند، برای بیان یک مفهوم. تو همون قدر می تونی به من پیشنهاد سکس بدی که به محمد نوریزاد، به مسعود بهنود.. به هر کسی که عریان می نویسد.
    کاشکی درک می کردی که هرجا که عریانی دیدی لزومی ندارد شلوارت رو پایین بکشی.
    قضیه فاعل و مفعول بودن نیست.. قضیه صاحب شعور بودن است..

    —- در ژانویه 31, 2013 در 12:58 ق.ظ. | پاسخشيما

    ++++++ بوووووس

    در ژانویه 31, 2013 در 2:57 ق.ظ. | پاسخJavid

    ویولتای عزیز ، خیلی متاسف شدم از اینکه دیدم که ریپلای عریان من به شخصیت مجازی مقابل آفا بزه نباید عریان می بود، شما هر از چند گاهی تو پست هاتون دوست دارید ریش آقا بزه رو از اصغر تا اکبر کشش بدید و اسمش رو بزارید لخت نویسی ولی اگه کسی بیاد این ریش رو قیچی کنه تاب نمیارید و میگید که بی درک و بی شعوره. اگه شما دوست دارید در دنیای مجازی شخصیت مجازی داشته باشی پس همیشه مجازی بمون و با روح مجازی خودت بنویس و پاسخ بده نه اینکه برای اثبات شخصیت مجازی خودت ازاسم اشخاص حقیقی دو نفر دیگه استفاده کنی.
    با گفتن «به امید روزی که با هم یه سکس داشته باشیم» من قصد بازی کردن با نرو و یا سکس کردن با تو رو نداشته و ندارم، همونطور که گفتم هدفم شخصیت مجازی روبروی افا بزه بودو خوبه که اینو بدونی که اصلا من معتقدم که روح ه حضرت سکس رو با هرکسی نباید احضار کرد جون خیانت به این روحه.
    پی اس: من در کامنت ام با زنان در قالب مردان نشونده و خیلی زبرصحبت کردم ( این شاید ناراحتت کرده باشه ) چون به برابری آنها با پست و گوشت و استخونم باور دارم و از توهین شما هم به خودم هم ناراحت نشدم چون فکر نمیکردم که شخصیتی تک محوری مثل دوچرخه سوارها که با یه نسیم کنترولش رو از دست میدن رو داشته باشی، ولی ریپلای تو به کامنتم دیدگاه اینکه زن و مرد با هم برابر نیستند رو به من تزریق کرد.

    • علیرضا

      نه خداییش فکر کردی کسی کامنتت که اندازه متن اصلیه رو میخونه؟؟؟؟؟؟؟

    • فرناز

      اصلا نمیفهمم مرد چرا باید در مورد زنها و روانشناسی سکسیشون نطر بده؟؟؟ تو که زن نیستی چی میدونی ازاحساس زنها؟ کی میگه مفعول بودن لذت نداره؟ این کاملا نگاه مردونه س به قضیه! منم قبول دارم زن نباید مثل مرده باشه تو رختخواب اما این با فاعل بودن فرق میکنه. بهتره بگی هر 2ش ( فاعلی و مفعولی) با هم مرتبطن و من مردا رو نمیدونم اما برای خودم به عنوان زن هر جفتش لذت داره! قشنگیش به اینه که هی چرخ بزنی بری بالا و بعد بری پایین نه این که همش اون زیر خوابیده باشی و مرد مثل عروسک باهات ور بره نه این که تو بخوای مردو سر حال بیاری!!! اکثر مردا هیچوقت اینو درک نمیکنن چون توانایی این که یکی رو بدون اینکه حرکت خاصی بکنی تحریک کردن کار زنه و همین خودش به تنهایی خیلی حال میده. همین که طرف فقط با دیدنت تحریک میشه اعتماد بنفس میده بهت. در واقع فاعل بودن برای زنها تا حئودی با مردا فرق میکنه زنها همیشه موذی و زیر زیری و سیاست بازن و فعلشون همیشه با حرکت فیزیکی همراه نیست ، رفتارشون ، طاهرشون ، بودنشون فعله! برابری زن ومرد از نگاه مرد اینی میشه که تو نوشتی ولی اگر واقعا به این برابری اعتقاد داشته باشی میفهمی که کسی که حقشو میخواد بگیره باید به تناسب فکر و حس و جنسیت خودش اینکارو کنه… چیزی که تو از زندگی میدونی مردونه س نه زنونه و ما زنها نمیخوایم عین مردا باشیم، نمیخوایم مرد باشیم و مثل مرد زندگی کنیم ومثل مرد حال کنیم به قول خودت زن زبر و در قالب مرد نشونده باشیم، میخوایم خودمون باشیم، زن باشیم ،زن زنونه، همون که حتی تو همون ایرانشم با همون مرغ بودنشم مردا هنوز دست ازش برنداشتن! با “””حقوق”””” برابر نه جنسیت برابر! یعنی فاعل بودن از مفعول بودن بهتر به نطر نیاد چون آقایون اینطوری میبینن قضیه رو !

  • میهمان

    این نوشته پر از تناقض هست. داستانی کاملا ساختگی که برامده از ذهنی سردرگم و طرد شده است.
    نویسنده ان وبلاگ بارها و بارها از خصوصیات و مدرنیزه بودن رجال فرنگی و امل بودن مرد ایرانی یاد کرده و قلم و
    فرسائی . و در نهایت در به در به دنبال ساختن ارتباطی با مرد ایرانی است

    و هیچگاه روشن نمیکند که چرا این مرد ایرانی امل را به حال خود رها نمیکند و به سراغ منورالچهره های فرنگی نمیرود.
    در جائی از کند ذهنی مرد داستان در فرا گرفتن زبان شکوه میکند و در جائی دیگر از درامد بالای مرد داستان که در کمپانی شاغل است. و هیچگاه به این سئوال پاسخ داده نمیشودکه چگونه ممکن است کسی که به علت عدم تسلط به زبان از دادن سفارش غذا اجتناب میکند بتواند شغلی پر درامد در کمپانی داشته باشد.
    و هزاران از این دست.
    البته منهم به سهم خودم موافقم که مرد داستان بز بوده و گرنه هیچگاه نباید به چنین زنانی بیشتر از یک ….نگاه کرد. اصلا .
    شاید اگر بز شهرستانی داستان وبلاگ نویس بود پستی مینوشت تحت عنوان “دریده تهرانی

    از همه اینها جالبتر واکنش نویسنده پست به اعتراض تعدادی از خوانندگان در مورد استفاده از واژه بز در کنار شهرستانی بودن است که به جای تصحیح و عذر خواهی بابت توهینی که خواسته یا ناخواسته به هموطنان شهرستانی کرده سعی بر مظلوم نمائی و عوام فریبی دارد.
    به عنوان یک خواننده این تارنما خواهش میکنم شان این مکان را با نشر چنین هجویاتی پائین نیاورید.زن ایرانی با تمام محدودیت ها و نابسامانی ها سزاوار چنین توهینی نیست که با انتشار این تیپ چرندیات به شخصیتش میشود.
    موفق باشید.

    • الهه

      چرا مغلطه میکنی آقا.کجاش توهین ب زن بود؟بز مرده بود عزیزکم.فحش خوردی کم آوردی الکی داری می چسبونی ب زنها.بعدشم راست میگه.من نمیفهمم شما مردای ایرونی چی می خورین همتون شدین یه 5 دقیقه ای بی لذت.و البته برای خانمهایی متاسفم ک برای مردایی مث شما کلی پروتز و این داستانها رو خودشون پیاده می کنن.بابا 55 دقیقه ای.خخخخخخخخخخخخخخخخ

  • رضا

    مدت ها بود نوشته ای به این بدی نخونده بودم

    • بوفسککمیتشخ

      این 5 دقیقه ایه ها ها ها

  • zani aashegh

    cheghadr bahat ehsase nazdiki mikonam, engar ke khode manam ke inha ro minevisim, dast be ghalamet kheili khoobe. kheili lezat mibaram az khoondane neveshtehaat. kheili khos halam mikone, kheili mamnoon.

  • کاظم

    من یک مرد روستایی هستم که بزرگ شده شهرستانم و تحصیلکرده تهران، عموم حرفهای نویسنده رو درباره اخلاقیات خاص شهرستانیها قبول دارم و تجربه شون کردم. به عنوان یک مرد معضل 5 دقیقه ای بودن خیلی از مردها رو هم قبول دارم. خوندن این مطلب چنان تاثیر تکاندهنده ای روی من گذاشت که رویه خودم رو در سکس با پارتنرم تغییر دادم و نتیجه ای فراتر از حد انتظارم گرفتم. عشق و علاقه دوست دخترم نسبت به من الان چند برابر سابق شده.

    • سعیده

      ماشالا به شما که این همه با استعدادید ظرف 1 ماه تونستید رویه سکسی تون رو با خوندن یک داستان کوتاه عوض کنید و دوست دخترتون هم ظرف کمتر از یک ماه یک هو چند برابر شما رو بیشتر دوست داره ! چقدر خوب ! چقدر عالی ! مالیات که نداره بیشتر بگید برامون !!

    • mehr

      مگه شهرستانی بودن عیبی داره که شما فرمایشات ایشون روحلوا حلوا بکننین . معلومه نوشته های این سرکار خانم مطلقه 6 ماه ک…ندیده چنان به زلزله انداختتون که سرعت ک…تون از5 دقیقه به45 دقیقه رسیده.خوش به حال دوست دختر تون که همچه موجود طولانی گیرش اومده با سرعت تغییر غیر شهرستانی

  • sara

    man ye zanam va kharej az iran zendegi mikonam vali kheili az mardaye irani adamaye khubiyan vaghan.zahmat keshan va masuliyat mipaziran. va tuye sex ham khuban.
    makhsusan age SHAHRESTANI bashan mesle khodam.

  • علی

    این سایت فقط اراجیف برای کوبیدن مردها نوشته میشه؟ یه مقاله حسابی چیزی ترخدا کس شعر پشت کس شعر

  • سارا

    بعد از مدتها جالب ترین مطلبی بود که خوندم
    عالی بود خیلی متشکرم
    واقعا لذت بردم
    سارا

  • صنم

    کلا آدم متعهدی ست و مثل بیشتر آدمهای متعهد نه جذاب است و نه باهوش… یعنی هرچی تعهد به یه رابطه ی سالم و دو طرفه با این جمله زیر سوال رفت..

    • یک مهندس عمران متعهد

      واقعا. حالم به هم میخوره از این نوع نگاه. کسی که از تعهد بدش بیاد رو میشه آدم حساب کرد؟ اینکه طرف تو 5 دقیقه کارشو انجام داده یا بلد نبوده بیشتر طولش بده واقعا چه ربطی به متعهد بودن داره. اینجور افراد زیادن و روز به روز زیادتر هم میشن و منم روز به روز بیشتر ازشون بدم میاد. خوبه یارو قبلش گفته که دنبال رابطه طولانی مدته.

  • پژمان

    این نوشته خیلی بد و با اغراض نوشته شده بود. نسوان مطلقه کی هستش؟ اینهمه مطالب جالب در توی وب هست حالا باید مطالب یک نویسنده از قرار معلوم فمینیست را چاپ بکنید؟
    شما مجله مرد روز هستید یا فمینیست روز؟

  • گجستك

    نظراتي كه اكثر دوستان حساسمان درباره اين داستان كوتاه داده اند از خود داستان جالب تر است. به خودشان گرفته ند و به ايشان بر خورده است، و به احتمال زياد نزد مامان جان گلايه كرده اند از بي اخلاقي نسل جديد دختران و ماماني هم فرموده اند كه اين جر دختران فاحشه اي بيش نيستند و خود ماماني براي پسر گلش يك زن آدم حسابي مي گيرد. چيزي كه بيشتر ما بلد نيستيم اين است كه پس از خواندن چنين داستاني، به خودمان نگيريم و اگر غرور اجازه داد از خودمان بپرسيم كه نكند من هم يك گاگول شهري يا شهرستاني هستم كه آشنايي با ظرافتهاي عشق بازي ندارم

  • مسعود

    افرين به اين قلم،اين يعني هنر

  • نيما

    تشخيص افتراقي‌:
    ايشون پورن اديكتد هستند!

    بيايد شرط ببنديم!

  • mo

    ﺑﻌﺪﻱ اﺯﻣﺪﺗﻬﺎ ﺧﻴﻠﻲ ﺧﻨﺪﻳﺪﻡ.ﻓﻜﺮ ﻣﻲ ﻛﻨم ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺧﺎﺭﺝ اﺯ اﻳﺮاﻥ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﺮﺩﻥ ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺯ ﺧﻮاﻧﺪﻥ اﻳﻦ ﻣﻂﻠﺐ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﻧﺪ.

  • Baran

    تا رسیدم به “من رو «شما» خطاب می‌کنه که یک اشتباه استراتژیکِ محض، از نوع شهرستانی است” دیگه ادامه ی نوشته رو نخوندم! همین یک جمله کافی بود برای ابرازشخصیتِ بی کیفیت نویسنده…ممنون

    • reza

      منم از این تقسیم بندهای نژاد پرستانه بدم میاد.از توهین به اقوام تا پست تر دونستن شهرهایی دیگه نسبت به پایتحت.

    • wmac

      تازه امر مشتبه شده براش که خودش خيلي باهوش و باکلاس هست!

  • Hossein

    نمی دونم این متن دل نوشته بود یا تحلیل! فکر نمی کنم اینجا یک بلاگ باشه که دوستان نظرهای شخصیشون رو بنویسن و منتشر کنن. اگه اشتباه می کنم، تصحیحم کنید.

    از این گذشته، متن دوتا نقطه عطف داشت که به نظر من دوست نوسینده نمی تونست بدتراز این انتخابشون کنه:
    یکی اینکه مردم رو به شهرستانی و غیر شهرستانی تقسیم و یه سری عادت هارو بهشون نسبت میده.
    دوم اینکه این مفهوم عنوان میشه که اگه مردی متعهد باشه فقط به درد این می خوره که بهش خیانت بشه و این یک چیز نرماله!
    به نظر من متعهد بودن و همین طور خیانت جنسی – عاطفی مفهوم های بسیار پیچیده ای هستن. حداقل نمیشه به این شکل باینری باهاشون برخورد کرد.

    اما، نکته ریزی که نویسنده بهش اشاره کرد اما توی تحلیل جانب دارانش چیزی ازش عنوان نشد اینه که:

    خانم جان، این مرد حداقل یک دهه از “شما” بزرگتره! ازش چه انتظاری دارید؟ 🙂

    اما به هر حال من که یه پسر 28 ساله هستم از این متن چیزهایی یاد گرفتم.
    برای این انتقال آگاهی از نویسنده ممنونم.

  • مرد پنج دقیقه ای…

    داستان رو خوندم… راستیتش اصلا خوشم نیومد… شاید بخاطر این موضوع باشه که فرهنگی که من توش بزرگ شدم جدای از همبستری شدن یا ارتباط ساعتی باشه… هر مردی اگر رابطه جنسی نداشته باشه یا به فاصله های طولانی رابطه نگیره دچار زود انزالی میشه… من خوزم خارج ایران زندگی می کنم تو مکان های درمانی اینجا هم کلی بروشور هست واسه درمان زود انزالی و گفته شده بیشتر از نیمی از مردای کشور استرالیا دچار این مورد اختلال هستن… که چیزه عجیبی هم نیست و مختص مردای ایرانی نیس… از مطالب سایت قبلا بیشتر خوشم می اومد… این روزا هر چی می خونم انگار که مشکل ما مردا فقط سکس و رابطس… نمی دونم شاید مغزضانه می خواین حجب و حیارو از همه ما بگیرین… شکستن تابو همیشه چیزه گشنگی نیس… من هنوز افتخار می کنم که خیلی از ماها هنوز نجیبیم… حتی اگر پنج دقیقه ای باشیم… ولی تو رابطه طولانی و همراه با عشق مطمنا مرز 45 دقیقه رو هم میشکونیم… سرتون رو درد آوردم…ببخشید…. راستی شهرستانی جماعت هم با مرام ترن هم صاف و صادق تر…

  • سهیل یداللهی

    matlabe kheili jalebi bood.dar barkhi mavaghe momkene hamchin halaty pish biad . hameye oona ham eine ham nistan, oza inghadram bad nist .lemeshooono begirin khoob mishan taghir mikonnan. hamoontor ke neveshte az ye olgoo peirovi mikone bayad oon sarcheshme ro peida konin. injoor adama niaz daran amigh bahahoon h zade bashe ta razhaye khodeshoono ke az khodeshoon ham makhfi shode ro be shoma began. va bedoonid ooonha midoonan cheghad eftezahan amma khodeshoon nemitoonan khodeshoonno taghir bedan amma bad az taghir sheghft angiz mishan

  • Rahi

    Man aslan daghigheh nadaram va aslan in ro hosn nemidoonam, bishtare zanha ro khasteh mikonam bazi vaghta hich etefaghi ham nemiofteh

  • امیر

    یکی از قدرتهای خدا تبدیل یه دختر گوگولی مگولی ظریف به یه زن غرغریوی زمخت است. ولی تا حالا بعد تبدیل یه دختر با شرم ایرانی به یه پتیاره حشری را دیگه اینطوری ندیده بودم.مرمر را بیرون انداختی یارو بیچاره نگاه میکنه میگی خنگه و دله است ! به جای تو شما به کار میبره میگی شهرستانیه.حالا وقتی تو کار خامه بوده تو شاید بعدش حساب زمان و قاطی کردی و 20 تلاش یارو رو 5 دقیقه دیدی ؟ دفعه بعد بگو اسپری بزنه .بهت قول میدم اون اولین زنش هم بیچاره از همین سادگی یارو استفاده کرده و الان داره درد دل میکنه که چی بود و چی نبود. فقط به جای سینی سبزی داره استار باکس میخوره.اگه داستان ساختگی تخیل و روراست بودنت قابل تقدیره . اگه واقعیه ففط روراستیت.