بزرگ شدن مغز بشر در نتیجه گوشتخواری و پختن غذا

homo-erectus-harnessing-fire

  تحقیقات نشان می دهد که خوردن گیاهان و گوشت پخته شده، سهم اصلی در بزرگ شدن مغز انسان داشته است. در تحقیق مورد نظر، مقدار انرژی ناشی از فعالیت مغز چندین پستاندار نزدیک به انسان محاسبه شده است. محققین پی بردند همه  آنهایی که بدن های بزرگتر دارند از مغز بزرگتر نیز برخوردار هستند ولی انسان در این مورد مستثنی است.

 گوریل ها با آنکه سه برابر هیکل انسان وزن دارند ولی از مغز کوچکتری برخوردار هستند. گوریل ها ولی گیاهخوار هستند و برای آنکه انرژی روزانه لازم را تهیه کنند ناچارند ساعت های متمادی روز را صرف خوردن گیاهان خام کنند.

بر طبق محاسبات تیم دانشمندان برزیلی به رهبری دکتر متخصصِ عصب Suzana Herculano-Houzel از دانشگاه دولتی ریودوژانیرو، گوریل ها برای تامین انرژی مغزی برابر با انسان، به 733 کالری بیشتر احتیاج دارند. این مقدار در زندگی طبیعی آنها مساوی است با صرف 2 ساعت بیشتر از وقت روزانه برای خوردن گیاهان است. این در حالی است که گوریل ها، به خودی خود 80 درصد از 12 ساعت روشن در روز را صرف خوردن گیاهان می کنند.

محققین معتقدند انسان اولیه نیز اصلا شرائط لازم امنیتی و فیزیکی برای صرف بیشتر از 9 ساعت از روز برای کسب انرژی را نداشته است. دکتر سوزانا هرکولانا بر اساس اندازه گیری های دقیق، از جمله محاسبه مصرف دقیق مقدار انرژی که صرف عصب های مغزی می شود به این نتیجه رسیده است که انسان اولیه ناگزیر بود که به خوردن و پختن گوشت پناه ببرد.

 او می افزاید: « با وجود آنکه برای انسان معاصر، امکان ادامه حیات از طریق مصرف گیاهان امکان پذیر است ولی وقتی انسان های اولیه با هیکل های کوچک ولی مغز بزرگتر پا به عرصه وجود گذاشتند اتکای تنها به گیاهان خام برای تامین انرژی، امکان ناپذیر بوده است. دستیابی به گیاه و گوشت پخته شده باعث شده است که مواد آلی و غذایی بیشتری در اختیار انسان قرار بگیرد و مشکل مغز پر مصرفش را حل کند.»

Christopher Wanjek, Sorry, vegans: Eating meat and cooking food is how humans got their big brains, Live Science. The Washington Post

http://www.washingtonpost.com/national/health-science/sorry-vegans-eating-meat-and-cooking-food-is-how-humans-got-their-big-brains/2012/11/26/3d4d36de-326d-11e2-bb9b-288a310849ee_story.html

Researchers from Brazil, led by Suzana Herculano-Houzel, a neuroscientist at the Federal University of Rio de Janeiro

Image source

http://listverse.com/2013/06/05/9-reasons-to-reject-vegetarianism/

.

.

More from ترجمه‌ی محمد رادفر

شهرهای آینده

Michael Sorkin استاد کالج معماری نیویورک و منتقد الگوهای شهرسازی کنونی، تجسم...
بیشتر بخوان
  • یک گیاهخوار

    لطفا یادآوری کنید که در دنیای کنونی می توا ن گیاهخواربود بدون آنکه روزی 10 ساعت دنبال غذا گشت

  • Tina

    هنوز حیوانات جهان باید چوب ادم شدن ما را بخورند ( یا در حقیقت خورده شوند)؟

    • Tiba!

      نه! فقط

      گیاهان باید چوب شما را بخورند(خورده شوند)

      • ابراهیم

        اتفاقا ضربه‌ای که گوشتخواران به منابع گیاهی میزنند چندین برابر ضربه ای است که گیاهخاران میزنند!
        میزان گیاهی که مصرف میشود برای تولید گوشتی که ۱۰۰ کالری انرژی داشته باشد، دست کم هفت برابر میزان گیاهی است که گیاهخواران برای تامین ۱۰۰ کالری مصرف میکنند!

  • وحید

    ممنون از متن خوبتون. فقط یه اشکال ترجمه ای دیدم و اینکه دانشمندان برزیلی این تحقیق رو انجام دادن، نه آرژانتینی.

  • مسیح

    تا اینجایی که من دیدم این مجله ی مرد امروز به هر طریقی ، پوستی یا زیر پوستی در صدد اینه بگه انسان حیوان است و بس…میخواد اوولوشن یا تطور یا داروینیسم رو جا بندازه که نظام پول سالاری دنیا طالب اون هست…نگاه هاتون رو باز کنید ! هر چیزی رو راحت قبول نکنید…مطلب بالا اصلا علمی نیست …بیشتر فرضیه و افسانه ست.

    • marderooz

      مسیح عزیز اگر طبقه بندی انسانها را انطور که شما تعیین کردید ( اعتقاد به رابطه انسانها با اجداد متحول یافته شان در حیات، از سلول ولیه تاکنون را در بستر سودآوری بدانید حق با شما است ولی منطق همه جانبه ایی نیست. مرسی

    • مسعود

      به روی چشم مسیح جان! هم “نگاهم را باز می کنم” هم “هر چیزی را راحت قبول نمی کنم” راستش را بخواهی به همین دلیل هم هست که نمی توانم دیدگاه جاهلانه مذاهب را در مورد مسائل مختلف قبول داشته باشم! بنابراین نگران ” نوع نگاه دیگران” و این که ” هر چیزی را راحت قبول نکنند ” نباشید و اگر می خواهید به صورت علمی یک موضوع بررسی کنید در ابتدا خودتان به این پند و اندرزها عمل کنید! لازمه چنین کاری پیش از همه این است که عینک مذهبی تان را به کناری بگذارید! امیدوارم در این راه موفق باشید.
      با سپاس

  • مسیح

    سلام..برای نمونه ..نسل و نژاد قدرتمند با نابودی کسانی که توان مقابله با جهان خواران رو ندارن باید له و لورده شوند تا قدرت تضمین کننده پول باشد..به اشاره ای اجمالی به گوشه ای از مقاله ای که از سایت پارک دانش و خانوم مهتاب محمد زاده میباشد میپردازم و 2 اینکه گوشه ی کوچکی از پورفسور سید حسین نصر میپردازم.

    دیدگاه داروین در این زمینه تحت تأثیر
    مالتوس قرار گرفت:

    لب کلام مالتوس این بود که جمعیت کره زمین بسیار سریع تر از گیاهان و رستنی های
    گیاهی افزایش می یابد. به سخن دیگر در حالی که شمار انسان ها باتصاعد هندسی افزایش
    می یابد رستنی های خوراکی با تصاعد عددی افزایش می یابد و بنابراین نظریه اصل
    تنازع بقا توسط داروین به وجود می آید و آن در دیدگاه اسپنسر بدین
    معنا است که انسان ها در مبارزه با محیط شان هستند و برای اینکه بهتر باقی بمانند
    لازم است سیاستی دنبال شود که در آن هیچ حمایتی از ضعیف تر ها به عمل نیاید.
    اسپنسر در این زمینه می گوید کمک به تکثیر بدها عملاً مثل این است که برای
    فرزندانمان مغرضانه انبوهی از دشمن فراهم آوریم.

    استدلال اسپنسر در مورد بقای اصلح را می توان چنین صورت بندی نمود:

    ۱- انتخاب طبیعی ضامن بقای اصلح است.

    ۲- شخص ب از گرسنگی می میرد چون مریض، پیر یا فقیر است.

    ۳- بنابراین انسان ها اخلاقاً باید از کمک به شخصی ب خوداری کنند تا
    بقای اصلح تضمین شود.

    به گمان اسپنسر نابودی موجوداتی که توانایی کمتری برای انطباق با محیط دارند هم
    طبیعی و هم ضروری بوده و سبب تعالی جامعه و نژاد ها می شود. و از همین رو باید از
    هرگونه کمک به فرودستان پرهیز کرد. اسپنسر نظریه انتخاب طبیعی داروین را بقای اصلح
    نامید و آن را به ابزار توجیه ایدئولوژیک نابرابری های اجتماعی – اقتصادی تبدیل
    کرد.

    به گمان داروین تعادل نسبی جمعیت جانداران به بهای نابودی شماری از هر نوع
    تحقق می یابد:

    هر جانداری باید از لحظه تولد برای بقا با رقبا و عوامل ناسازگار محیط دست و پنجه
    نرم کند.

    هر گروهی که وسایل لازم برای مبارزه نداشته باشد محکوم به نابودی است. به نظر
    داروین این کوشش برای زنده ماندن یا تنازع بقا در طبیعت، عامل اصلی انتخاب
    جانداران دارای صفات ممتاز برای بقا ی تکثیر است. از بین افراد یک نوع جانور یا
    گیاه ممکن است یک یا چند فرد با ویژگی خاصی زاده شوند که یاور آنها در تنازع بقا
    باشد. این گونه افراد بیش از هم نوعان خود باقی می مانند و به تولید مثل می
    پردازند و ویژگی خود را از طریق وراثت به فرزندان خود منتقل می کنند. بدین
    ترتیب ویژگی های ممتاز ارثی نسل به نسل تشدید می شود.

    سامنر از جامعه شناسان و داروینیست های معروف معاصر آمریکا هم معتقد است اگر بقای
    اصلح را نپسندیم راه دیگری جز بقای ناصالحان برای ما باقی نمی ماند. از این نظر
    همگام با اسپنسر مخالف دخالت دولت برای کمک به شکست خوردگان بود.

    لستروارد: ضمن تأیید اصل تکامل اعتقاد داشت جامعه اولیه
    ویژگی اش سادگی و فقر اخلاقی بود در حالیکه جامعه نوین پیچیده تر و خوشبخت تر و
    برخوردار از آزادی است. وی همچنین معتقد بود که انسان ها از صورت های پست تر به
    پایه کنونی تکامل یافته اند.

    داروینیسم اجتماعی:

    در اواخر قرن ۱۹ اصول نظریه تکامل به طرز وسیعی بر جامعه شناسی حاکم شد .
    داروینیسم اجتماعی به سبب تأثیر بسزایی که اصل انواع داروین بر اندیشه و تفکر
    تکاملی گذاشت به این اسم نامیده شد. داروینیسم اجتماعی مفاهیمی را که توسط داروین
    عنوان شده بود برای تفسیر ماهیت که کارکرد جامعه به کار گرفت.

    هربرت اسپنسر با الهام گرفتن از زیست شناسی و نظریات داروین فکر تطور اندامواره ای
    را به عنوان پیشرفت تدریجی زندگی اجتماعی از اشکال ساده به سوی اشکال پیچیده، از
    همسانی ساده به طرح نا همسانی فزاینده مطرح ساخت و قصد داشت قوانین تکامل را بر
    جامعه بشری منطبق سازد. وی همچنین کوشید قوانین طبیعی حاکم بر حیات زیستی انسان را
    بر سرنوشت انسان در تاریخ تعمیم دهد.

    پیامدهای داروینیسم اجتماعی

    برخی از پارادایم هایی که درنتیجه ظهور و توسعه نظریه داروینیسم اجتماعی به وجود
    آمدندعبارتند از:

    ۱- پارادایم فضای حیاتی راتزل

    بر اساس این پارادایم راتزل اعتقاد داشت که هر آلمانی برای داشتن یک زندگی مطلوب،
    نیازمند به حداقل ۶۰ متر مربع فضا است. این پارادایم زمینه توسعه طلبی ارضی را
    فراهم نمود.

    ۲- پارادایم قایق نجات

    براساس این پارادایم دنیا همچون قایقی است که با افزایش جمعیت شرایط غرق شدن قایق
    فراهم می شود. بنابراین و ناگزیر برخی از انسان ها باید از بین بروند تا اکثریت به
    سرمنزل مقصود برسند.

    ۳- پارادایم نژاد برتر

    بر اساس این پارادایم نژاد سفید(ژرمن) برتر از نژاد های دیگر است.

    شماره 2 :پروفسور سید حسین نصر

    پروفسور سید حسین نصراین دانشمند ایرانی مقیم آمریکا، و غرب شناس معروف فرموده اند
    امروزه موضوعات اندکی وجود دارند که به اندازه نظریه تکامل اهمیت بحث داشته و هم طراز با این تئوري داراي معانی ضمنی پنهان و موذیانه اي باشند پیش از هر چیز اجازه دهید بگویم من در هاروارد نه تنها فیزیک بلکه زمین شناسی و دیرین شناسی هم خوانده ام و با این پیش زمینه ي فکري است که فهم رایج در خصوص نظریه تکاملی داروینی را – حتی با زمینه هاي علمی – رد می کنم نظریه تکامل، ستون خیمه مدرنیسم است و اگر این ستون سقوط کند، کلّ خیمه بر سر مدرنیسم فرو خواهد ریخت بنا براین به مانند یک ایدئولوژي با آن رفتار می شود، نه یک تئوري علمی که به اثبات رسیده است این به مانند یک ایدئولوژي با آن رفتار می شود، نه یک تئوري علمی که به اثبات رسیده است
    می دانیم که بسیاري از مردم این اظهارات در این مورد را نمی پذیرند، اما حداقل مسلمانان باید از این دیدگاه به کلّ موضوع بنگرند

  • عماد

    در جواب این دانشمندا مورد این مقاله

    اولا اونجاش که گفته 733 کالری بیشتر نیاز دارند پس باید دو ساعت گیاه
    بیشتر بخورند بگم که هر موز معمولی حدود 100 کالری داره ، تحقیقاتی هم هست
    که میگه که اتفاقا گوشتخواری تاثیر منفی داشته ( جدال بین گیاهخوارا و
    گوشتخوارا )
    بعدشم
    توی مقاله انگلیسیش ربطش داده به ویتامین های ب12 و ب 9 که من با مقاله
    هایی که خوندم میتونم مطمئن بگم که لزوما اینطوری نیست که هر کسی که
    محصولات حیوانی مصرف نکنه ، این کمبود ها رو پیدا میکنه حتی همین امروز ،
    مخصوصا که ما نمیدونیم اون موقع (250 هزار سال پیش یا 800 هزار سال پیش ،
    اینطوری که توی مقاله نوشته ) اصلا گیاه ها و … چه تفاوت هایی با الان
    داشتند و ایا این بحث ویتامین ب 12 و … رو اینجا مطرح کردن درسته یا نه و
    در مورد همون فرض اول به نظرم اشتباهه که اینا با قطعیت گفتند که چون
    انرژی بیشتری نیاز داشته باید حتما از راه غذا گرفته باشه ، ما هم از راه
    تنفس و خورشید و اب و… بهینه شدن سیستممون ، هورمون هامون ، نوع زندگی
    کردنمون خیلی میتونیم در انرژی هامون تغییر ایجاد کنیم ، چه بسا چیزهایی که
    به ما انرژی و … میده که هنوز کشف نکردند بعد با قطعیت میگن که : بر
    همین اساس، این ادعای علمی مطرح شده است که تامین انرژی لازم برای رشد کمی
    مغز انسان، ارتباط حتمی با گیاهان و گوشت پخته شده داشته است.